post

سؤال ۲۰۱: زندگی نامه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از ولادت تا شهادت را بیان فرمایید؟

پاسخ ۲۰۱: حضرت فاطِمه (سلام الله علیها) مشهور به فاطِمهٔ زَهرا (۵ بعثت -۱۱ق)، دختر پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه و آله) از خدیجه کبری (سلام الله علیها) بنت خُوَیلد و همچنین همسر امام علی (علیه السلام) است. او یکی از پنج تن آل عبا (اصحاب کساء) بوده که شیعیانِ دوازده امامی آنها را جزء چهارده معصوم (علیهم السلام) می‌دانند. امام دوم و سوم شیعیان و زینب(س) از فرزندان او هستند. زهرا، صدّیقه، مُحَدَّثه، بَتول، سیدة نساء العالمین، منصوره، طاهره، مطهره، زَکیه، مبارکه، راضیه، مرضیه از مشهورترین القاب فاطمه‌اند.[۱] برای حضرت فاطمه(س) چند کُنیه گفته شده است: اُمّ‌اَبیها، اُم‌الائمه، ام‌الحسن، ام‌الحسین و ام‌المحسن.[۲]

حضرت فاطمه(س) چهارمین و به نقلی پنجمین فرزند پیامبر(ص) است و مادرش، نخستین همسر پیامبر. به اتفاق مورخان، فاطمه در مکه و در منزل خدیجه در محلی به نام زُقاق العطارین و زُقاق الحجر در نزدیکی مسعی به دنیا آمد.[۳]

بر اساس دیدگاه رایج شیعیان، حضرت فاطمه در سال پنجم بعثت مشهور به سَنَه أحقافیه (سال نزول سوره احقاف)[۴] متولد شده است.[۵] در عین حال شیخ مفید و کفعمی سال دوم بعثت را زمان تولد فاطمه(س) دانسته‌اند.[۶] دیدگاه رایج اهل سنت ولادت فاطمه(س) را پنج سال پیش از بعثت دانسته است.[۷]

نکته: در منابع شیعه روز تولد فاطمه(س) ۲۰ جمادی‌الثانی ذکر شده است.[۸]

کمبود گزارش‌های مفصل تاریخی درباره کودکی و نوجوانی فاطمه(س)، آشنایی با زندگی وی را با مشکل مواجه کرده است. بر اساس گزارش‌های تاریخی، پس از آشکار شدن دعوت پیامبر، فاطمه در برخی موارد شاهد خشونت‌های مشرکان علیه پدرش بود. علاوه بر این، سه سال از دوران کودکی فاطمه، در شعب ابی طالب و تحت فشارهای اقتصادی و اجتماعی مشرکان علیه بنی‌هاشم و پیروان پیامبر اسلام گذشت.[۹] فاطمه همچنین در کودکی، مادر خود خدیجه و عمو و حامی مهم پدرش، ابوطالب را از دست داد.[۱۰] تصمیم قریش برای قتل پیامبر(ص)[۱۱] خروج شبانه پیامبر از مکه و هجرت به مدینه، و سرانجام هجرت فاطمه به مدینه همراه با علی و برخی از زنان، مهم‌ترین رخدادهای کودکی زهرا(س) بوده است.[۱۲]

خواستگاری و ازدواج

فاطمه(س) خواستگاران متعددی داشت؛ اما در نهایت با امام علی(ع) ازدواج کرد. به اعتقاد برخی پژوهشگران به دنبال هجرت پیامبر(ص) به مدینه و رهبری جامعه اسلامی، فاطمه(س) به سبب نسبت فرزندی با پیامبر(ص) در میان مسلمانان مورد احترام قرار گرفت و جایگاه والایی یافت. در کنار این مسئله ابراز محبت پیامبر به فاطمه(س) و ویژگی‌های فاطمه در مقایسه با زنان دوره خود موجب شد برخی از مسلمانان به دنبال ازدواج با دختر پیامبر(ص) باشند.[۱۳] شماری از بزرگان قریش که زودتر از دیگران اسلام آورده بودند یا از قدرت مالی مناسبی برخوردار بودند به خواستگاری فاطمه(س) رفتند.[۱۴] امام علی(ع)، ابوبکر، عمر[۱۵] و عبدالرحمن بن عوف[۱۶] از جمله این افراد بودند. همه خواستگاران به جز علی(ع) جواب رد از پیامبر شنیدند.[۱۷] پیامبر در پاسخ به درخواست آنان می‌فرمود: «ازدواج فاطمه امری آسمانی است و نیازمند حکم الهی است.»[۱۸] در برخی موارد نیز نارضایتی فاطمه(س) از ازدواج با خواستگاران را مطرح می‌کرد.[۱۹] علی(ع) به سبب ارتباط خانوادگی با پیامبر و ویژگی‌های اخلاقی و دینی فاطمه، علاقه زیادی برای ازدواج با فاطمه داشت[۲۰] اما به گفته مورخان به خود اجازه نمی‌داد از دختر پیامبر خواستگاری کند. سعد بن معاذ این مسئله را به پیامبر منتقل کرد و پیامبر با خواستگاری علی(ع) موافقت کرد[۲۱] و درخواست امام علی(ع) و ویژگی‌های رفتاری و فضیلت او را برای فاطمه(س) بیان کرد که با رضایت فاطمه همراه شد.[۲۲] علی(ع) مانند دیگر مهاجران، در ماه‌های نخستینِ پس از هجرت، وضعیت اقتصادی نامطلوبی داشت و در پرداخت مهر تعیین شده مشکل داشت.[۲۳] از این رو به توصیه پیامبر، قیمت زره خود را (با فروش یا رهن)، مهر فاطمه کرد.[۲۴] مراسم عقد علی(ع) و فاطمه(س) در حضور مسلمانان در مسجد برگزار شد.[۲۵] درباره تاریخ مراسم عقد اختلاف وجود دارد. در بیشتر منابع، سال دوم هجری ذکر شده است.[۲۶] مراسم عروسی پس از جنگ بدر در شوال یا ذی‌الحجه سال دوم هجری برگزار شد.[۲۷]

زندگی مشترک با علی(ع)

در گزارش‌های تاریخی و روایی آمده است فاطمه(س) به علی(ع) به‌ گونه‌های متفاوت و حتی در حضور پیامبر محبت می‌کرد و او را بهترین همسر می‌خواند.[۲۸] احترام به علی نیز یکی از خصوصیات فاطمه معرفی شده است. نقل شده است فاطمه در خانه، علی(ع) را با کلمات محبت‌آمیز و در میان مردم با کنیه اباالحسن خطاب می‌کرد.[۲۹] در گزارش‌هایی آمده است که فاطمه(س) در خانه با عطر و وسایل زینتی خود را می‌آراست که در مواردی گردنبند و دستبند زینتی خود را انفاق کرد.[۳۰]

دوره نخست زندگی فاطمه(س) و علی(ع) با شرایط دشوار اقتصادی همراه بود تا آنجا که در برخی زمان‌ها غذایی برای سیر کردن حسنین(ع) نمی‌یافتند؛[۳۱] اما فاطمه(س) به وضع موجود اعتراض نمی‌کرد و گاه برای کمک به همسر خود در تأمین معاش، پشم‌ریسی می‌کرد.[۳۲]

حضرت فاطمه(س) تمایل داشت کارهای درون منزل را خود انجام دهد و امور خارج از منزل را به علی(ع) واگذارد.[۳۳] او در دوره‌ای که پیامبر خادمی به نام فضه را به خانه‌‌اش فرستاد، تمام امور خانه را بر عهده فضه نگذاشت، بلکه نیمی از کارهای خانه را خود انجام می‌داد و نیمی دیگر را به فضه می‌سپرد.[۳۴] بر اساس برخی از گزارش‌ها به توصیه فاطمه(س) یک روز فضه در خانه کار می‌کرد و روز دیگر فاطمه(س) خود خانه‌داری می‌کرد.[۳۵]

فرزندان

منابع شیعه و اهل سنت هم‌رأی‌اند که حسن[۳۶] ، حسین[۳۷] ، زینب[۳۸] و ام‌کلثوم[۳۹] چهار فرزند فاطمه و علی هستند.[۴۰] در منابع شیعه و برخی از منابع اهل سنت از فرزند پسر دیگری نام برده شده که بر اثر آسیبی که در جریان حوادثِ پس از پیامبر بر فاطمه وارد شد سقط گردید. نام او مُحسِن یا مُحَسَّن ذکر شده است.[۴۱]

وقایع پایان زندگی

در چند ماه پایانی زندگی فاطمه(س) حوادث ناگواری برای او اتفاق افتاد؛ چنانکه گفته شده در این دوره هیچ کس زهرا(س) را خندان ندید.[۴۲] درگذشت پیامبر(ص)،[۴۳] ماجرای سقیفه، غصب خلافت، مصادره فدک توسط ابوبکر و خواندن خطبه فدکیه در حضور صحابه[۴۴] مهم‌ترین وقایع پایانی زندگی وی است. فاطمه در کنار علی(ع) یکی از مخالفان اصلی شورای سقیفه و خلافت ابوبکر بود؛[۴۵] به همین دلیل مورد تهدید دستگاه خلافت قرار گرفتند که نمونه‌ آن تهدید به آتش زدن خانه فاطمه است.[۴۶] بیعت نکردن علی(ع) و مخالفان ابوبکر و تحصن آنان در خانه فاطمه موجب شد یاران خلیفه به خانه او حمله کنند و در این هجوم فاطمه به سبب ممانعت از بردن علی برای بیعتِ اجباری با ابوبکر[۴۷] آسیب دید و فرزندش سقط شد.[۴۸] فاطمه(س) پس از این واقعه در بستر بیماری افتاد و پس از مدت کوتاهی به شهادت رسید.[۴۹]

فاطمه به علی(ع) وصیت کرد مخالفانش نباید در نماز گزاردن بر پیکرش و مراسم تدفین او شرکت کنند و از علی(ع) خواست شبانه وی را دفن کند.[۵۰] بر اساس دیدگاه مشهور، فاطمه(س) در سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری در مدینه به شهادت رسید.[۵۱]

مشارکت‌ها و مواضع سیاسی

حضرت فاطمه(س) فعالیت‌های اجتماعی و موضع‌گیری‌های سیاسی متعددی داشته است. هجرت به مدینه، مداوای پیامبر(ص) در جریان جنگ احد،[۵۲] رساندن آذوقه برای پیامبر در جنگ خندق[۵۳] و همراهی‌اش در فتح مکه[۵۴] از جمله فعالیت‌های وی قبل از رحلت پیامبر است؛ اما بیشتر فعالیت‌های سیاسی فاطمه(س) مربوط به دوران کوتاه زندگی‌اش پس از رحلت پیامبر است. از مهم‌ترین موضع‌گیری‌های سیاسی وی این موارد است: مخالفت با واقعه سقیفه و انتخاب ابوبکر به عنوان خلیفه پس از پیامبر، رفتن به خانه سران مهاجر و انصار برای اقرار گرفتن از آنان در خصوص شایستگی و برتری امام علی(ع) برای خلافت، تلاش برای بازپس‌گیری مالکیت فدک، خواندن خطبه فدکیه در جمع مهاجرین و انصار و دفاع از علی(ع) در ماجرای هجوم به خانه. به باور برخی پژوهشگران، بسیاری از گفتارها و رفتارهای فاطمه پس از رحلت پیامبر(ص) به نوعی واکنش سیاسی و اعتراض به غصب خلافت از سوی ابوبکر و طرفداران دستگاه خلافت او بود.[۵۵]

مخالفت با تصمیم شورای سقیفه

پس از تشکیل شورای سقیفه و بیعت صحابه با ابوبکر به عنوان خلیفه، فاطمه در کنار علی(ع) و شماری از صحابه نظیر طلحه و زبیر با این اقدام صحابه مخالفت کردند.[۵۶] چراکه در واقعه غدیر، پیامبر(ص) امام علی(ع) را جانشین خود معرفی کرده بود.[۵۷] بر اساس گزارش‌های تاریخی فاطمه به همراه علی به سراغ صحابه می‌رفتند و از آنان طلب یاری می‌کردند. صحابه در پاسخ به درخواست فاطمه می‌گفتند اگر پیش از آنکه با ابوبکر بیعت کنند این درخواست را می‌کرد از خلافت علی(ع) حمایت می‌کردند.[۵۸]

ماجرای فدک و خطبه فدکیه

پس از آنکه ابوبکر فدک را از فاطمه(س) گرفت و آن را به نفع خلافت خود مصادره کرد فاطمه(س) با این اقدام او مخالفت کرد. او برای بازپس‌گیری فدک با ابوبکر گفتگو کرد و پس از ارائه دلیل و شاهد،[۵۹] ابوبکر در نوشته‌ای فدک را از آنِ فاطمه دانست. به دنبال این واقعه عمر بن خطاب نوشته را گرفت و آن را پاره کرد. برخی منابع از ضربه عمر به فاطمه(س) و آسیب دیدن و سقط جنینش در این ماجرا خبر داده‌اند.[۶۰] فاطمه پس از بی‌نتیجه ماندن تلاشش برای بازپس‌گیری فدک، به مسجد پیامبر رفت و در حضور صحابه خطبه‌ای، که بعدها به خطبه فدکیه مشهور شد، خواند و در آن اقدام ابوبکر در مصادره فدک و غصب خلافت را نکوهش کرد. فاطمه(س) در این خطبه نتیجه اقدامات ابوبکر و طرفداران او را آتش دوزخ دانست.[۶۱]

همراهی با تحصن‌کنندگان مخالف ابوبکر

پس از آنکه صحابه، ابوبکر را خلیفه خواندند و با او بیعت کردند و سخن پیامبر(ص) بر جانشینی امام علی(ع) را نادیده گرفتند، فاطمه(س) به همراه علی(ع)، بنی‌هاشم و تعدادی از صحابه با این بیعت مخالفت کردند. مخالفان خلافت ابوبکر در خانه فاطمه تحصن کردند.[۶۲] عباس بن عبدالمطلب، سلمان فارسی،ابوذر غفاری، عمار بن یاسر، مقداد بن اَسود، اُبیّ بن کَعب، و گروهی از بنی‌هاشم از جمله تحصن‌کنندگان بودند.[۶۳]

دفاع از علی(ع) در واقعه هجوم به خانه

به دنبال هجوم موافقان خلافت ابوبکر به خانه علی(ع)، فاطمه(س) در مقابل مهاجمان ایستاد و از بردن اجباری علی(ع) برای بیعت با ابوبکر ممانعت کرد.[۶۴] بر اساس گزارش ابن عبدربه عالم سنی پس از مطلع شدن ابوبکر از تحصن مخالفانش در خانه فاطمه، دستور داد به آنجا حمله کنند و جمع مخالفان را بر هم بزنند و در صورت مقاومت، با آنان وارد جنگ شوند. عمر به همراه عده‌ای به سوی خانه فاطمه رفت و از تحصن‌کنندگان خواست از خانه بیرون بیایند؛ سپس تهدید کرد در صورت سرپیچی از دستورش، خانه را آتش می‌زند.[۶۵] عمر به همراه دیگر مهاجمان با خشونت وارد خانه شدند. در این میان، حضرت فاطمه مهاجمان را تهدید کرد که اگر از خانه بیرون نروند به خدا شکایت خواهد کرد.[۶۶] از این رو مهاجمان خانه را ترک کردند و به جز علی و بنی‌هاشم همه تحصن‌کنندگان را به مسجد بردند تا با ابوبکر بیعت کنند.[۶۷]

مهاجمان پس از آنکه از تحصن‌کنندگان به اجبار بیعت گرفتند برای آنکه از امام علی و بنی‌هاشم نیز بیعت بگیرند، دوباره به خانه فاطمه هجوم بردند و درِ خانه را آتش زدند. فاطمه که پشت در قرار داشت بر اثر آتش و فشار و ضربه عمر و همراهانش یا قنفذ بر در خانه مجروح شد و جنینش (محسن) را سقط کرد.[۶۸] در برخی گزارش‌ها آمده است قنفذ فاطمه(س) را بین در و دیوار گذاشت و در را به فاطمه کوبید، پهلوی او را شکست.[۶۹] فاطمه پس از این ماجرا در بستر بیماری افتاد.[۷۰]

خشم فاطمه(س) از ابوبکر و عمر

برخوردهای شدید ابوبکر و عمر با فاطمه و علی بر سر ماجرای فدک و وقایع مرتبط با بیعت اجباری با خلیفه، خشم فاطمه از ابوبکر و عمر را به دنبال داشت. بر اساس گزارش‌ها پس از هجوم عمر و دیگر مهاجمان به خانه فاطمه، ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند برای عذرخواهی به خانه فاطمه بروند؛ اما فاطمه اجازه ورود به آنان نداد. آنان در نهایت با وساطت علی وارد خانه فاطمه شدند. فاطمه در دیدار با آن دو، روی خود را به دیوار کرد و سلام آنان را بی‌پاسخ گذاشت. فاطمه پس از یادآوری روایت پیامبر که خشنودی و خشم پیامبر را در گرو خشنودی و خشم فاطمه قرار داده بود، به ابوبکر و عمر اعلام کرد که باعث خشم او شد‌ه‌اند.[۷۱] در برخی از گزارش‌ها آمده است فاطمه سوگند خورد پس از هر نمازی آنان را نفرین می‌کند.[۷۲]

شهادت، تشییع، تدفین

حضرت فاطمه پس از مدتی بیماری ناشی از صدمات روحی و جسمی که در حوادث پس از رحلت پیامبر متحمل شد، در سال ۱۱ هجری قمری درگذشت. درباره تاریخ شهادت چند دیدگاه وجود دارد. مشهورترین قول نزد شیعه سوم جمادی الثانی است.[۷۳] مستند این قول روایتی از امام صادق(ع) است.[۷۴] بر اساس دیدگاه‌های دیگر سیزدهم ربیع الثانی[۷۵] و سوم رمضان[۷۶] روز شهادت فاطمه (س) است.

فاطمه قبل از شهادت، وصیت کرده بود دوست ندارد افرادی که به او ستم کردند و اسباب خشم و غضب او را فراهم کردند، بر پیکرش نماز بخوانند و در تشییع او حاضر شوند؛ از این رو خواسته بود او را مخفیانه تشییع و دفن کنند و محل دفن او مخفی بماند.[۷۷] به گفته مورخان، علی(ع) به کمک اسماء بنت عُمیس، همسرش را غسل داد[۷۸] و خود بر پیکرش نماز خواند.[۷۹] به غیر از امام علی چند نفر دیگر نیز در نماز شرکت کردند که در مورد تعداد و نام افراد اختلاف وجود دارد. منابع تاریخی امام حسن، امام حسین، عباس بن عبدالمطلب، مقداد، سلمان، ابوذر، عمار، عقیل، زبیر، عبدالله بن مسعود و فضل بن عباس را افرادی دانسته‌اند که در این نماز شرکت داشتند. در عین حال نام سلمان، ابوذر، مقداد و عمار مورد اتفاق مورخان و سیره‌نویسان شیعی است.[۸۰]

به اعتقاد برخی پژوهشگران، وصیت فاطمه بر دفن پنهانی پیکرش، آخرین اقدام سیاسی او در مخالفت با دستگاه خلافت بود.[۸۱]

محل دفن

پیکر حضرت فاطمه شبانه با تابوتی که به درخواست خود ساخته شده بود حمل و به خاک سپرده شد.[۸۲] به سبب دفن پنهانی، محل دفن برای مردم مخفی ماند و هیچ‌گاه قبر آن حضرت مشخص نشد. در عین حال در منابع تاریخی و حدیثی چند نقطه به عنوان محل دفن فاطمه(س) ذکر شده است:

خانه فاطمه(س)،[۸۳]

بین قبر و منبر پیامبر(ص) در مسجد النبی،[۸۴]

قبرستان بقیع[۸۵] در خانه عقیل[۸۶] که بعدها با دفن عباس بن عبدالمطلب، محل دفن ائمه بقیع و دیگر بنی‌هاشم شد.[۸۷]

سرور زنان

در روایات متعددی که شیعیان و اهل سنت نقل کرده‌اند آمده است فاطمه برترینِ زنان بهشت، برترینِ زنان دو عالم و برترینِ زنان امت است.[۸۸]

تنها زن برگزیده در ماجرای مباهله

از میان زنان مسلمان تنها فاطمه(س) برای حضور در مباهله پیامبر(ص) با مسیحیان نجران انتخاب شد. این ماجرا در آیه مباهله ذکر شده است. بنابر منابع تفسیری، روایی و تاریخی، آیه مباهله در برتری و فضیلت اهل‌بیت پیامبر نازل شده است.[۸۹] گفته شده فاطمه، امام علی، امام حسن و امام حسین همراهان پیامبر در این واقعه بودند.[۹۰]

استمرار نسل پیامبر از طریق فاطمه

تداوم نسل پیامبر از فاطمه و تعیین امامان شیعه از فرزندان فاطمه به عنوان یکی از فضائل او ذکر شده است.[۹۱] برخی از مفسران استمرار نسل پیامبر از فاطمه را مصداق کوثر یعنی خیر فراوان در سوره کوثر دانسته‌اند.[۹۲] که مقام امامت نیز بر عهده این نسل نهاده شد.[۹۳]

برای آگاهی بیشتر پاسخهای زیر را مطالعه فرمایید:

نمایه: مباهله روز مناظره پیامبر با مسیحیانِ نجران، پاسخ شماره ۱۲۸٫

نمایه: زندگی نامه حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها، پاسخ شماره ۴۱٫

نمایه: زندگی نامه امام علی علیه السلام از ولادت تا شهادت، پاسخ شماره ۵۰٫

نمایه: زندگی نامه امام حسن مجتبی علیه السلام از ولادت تا شهادت، پاسخ شماره ۴۶٫

نمایه: زندگی نامه امام حسین علیه السلام از ولادت تا شهادت، پاسخ شماره ۱۴۴٫

نمایه: اعمال ماه ربیع الثانی و جمادی الاولی، پاسخ شماره ۱۸۶٫

[۱] . صدوق، الامالی، ۱۴۱۷ق، ص۷۴، ۱۸۷، ۶۸۸، ۶۹۱ و ۶۹۲؛ کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۴۰؛ مسعودی، اسرارالفاطمیه، ۱۴۲۰ق، ص۴۰۹.

[۲] . مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۳، ص۱۶؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل‌ابی‌طالب، ۱۳۷۶ق، ج۳، ص۱۳۲.

[۳] . بتنونی، الرحلة‌ الحجازیة، المکتبة الثقافیة الدینیه، ص۱۲۸.

[۴] . جمعی از محققین، فرهنگ‌نامه علوم قرآن، ‏‫۱۳۹۴ش، ج۱، ص۲۴۴۳.

[۵] . کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۴۵۸؛ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ص۷۹۳؛ طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۷۹؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، قم، شریف الرضی، ص۱۴۳؛ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۹۰؛ ابن‌شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۶ق، ج۳، ص۱۳۲.

[۶] . مفید، مسارالشریعه فی مختصر تواریخ الشریعة، ۱۴۱۴ق، ص۵۴؛ کفعمی، المصباح، ۱۴۰۳ق، ص۵۱۲.

[۷] . ابن‌سعد، الطبقات الکبری، دارصادر، ج۱، ص۱۳۳. ج۸، ص۱۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۰۳؛ ابن‌عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۹۹.

[۸] . مفید، مسارالشریعه فی مختصر تواریخ الشریعة، ۱۴۱۴ق، ص۵۴؛ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ص۷۹۳.

[۹] . ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۶۳.

[۱۰] . یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۳۵.

[۱۱] . احمدبن حنبل، مسند احمدبن حنبل، بیروت، ج۱، ص۳۶۸؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، ج۱، ص۱۶۳.

[۱۲] . محقق سبزواری، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ۱۳۵۹ش، ص۱۷۳-۱۷۴.

[۱۳] . طباطبایی، «ازدواج فاطمه»، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۲۸.

[۱۴] . اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۳۶۳؛ خوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق، ص۳۴۳.

[۱۵] . نسایی، السنن الکبری، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۴۳؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دارالمعرفة، ج۲، س۱۶۷ و ۱۶۸.

[۱۶] . طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۸۲.

[۱۷] . خوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق، ص۳۴۳.

[۱۸] . ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۹.

[۱۹] . طوسی، محمدبن حسن، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۳۹.

[۲۰] . صدوق، الامالی، ۱۴۱۷ق، ص۶۵۳؛ اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۳۶۴.

[۲۱] . مفید، الاختصاص، ۱۴۱۴ق، ص۱۴۸.

[۲۲] . طوسی، محمدبن حسن، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۴۰.

[۲۳] . ابن‌اثیر جزری، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، انتشارات اسماعیلیان، ج۵، ص۵۱۷.

[۲۴] . اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۳۵۸.

[۲۵] . طبری امامی، دلائل الإمامة، ۱۴۱۳ق، ص۸۸-۹۰؛ خوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق، ص۳۳۵-۳۳۸.

[۲۶] . ابن‌حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ۱۴۰۴ق، ج۱۲، ص۳۹۱؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۷۳؛ کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۸، ص۳۴۰.

[۲۷] . طوسی، الأمالی، ۱۴۱۴ق، ص۴۳؛ طبری، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ۱۴۲۰ق، ص۴۱۰.

[۲۸] . ابن‌شهرآشوب، مناقب آل‌ابی‌طالب، ۱۳۷۶ق، ج۳، ص۱۳۱.

[۲۹] . مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۳، ص۱۹۲ و ۱۹۹؛ جوهری بصری، السقیفة و فدک، ۱۴۱۳ق، ص۶۴.

[۳۰] . طوسی، امالی، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۹۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۵۶-۵۷؛ صدوق، الأمالی، ۱۴۱۷ق، ص۵۵۲.

[۳۱] . مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۳، ص۷۲.

[۳۲] . خوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق، ص۲۶۸.

[۳۳] . حمیری قمی، قرب الإسناد، ۱۴۱۳ق، ص۵۲.

[۳۴] . طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۴۰-۱۴۲.

[۳۵] . الانصاری الزنجانی، الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهراء، ۱۴۲۸ق، ج‏۱۷، ص۴۲۹.

[۳۶] . ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۱۶۳،۱۷۳.

[۳۷] . ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۲۸۰.

[۳۸] . ابن‌سعد، الطبقات الکبری، دارصادر، ج۸، ص۴۶۵.

[۳۹] . ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۶۹، ص۱۷۶.

[۴۰] . مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۵۵.

[۴۱] . شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۵۷؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۳ق، ج۱۵، ص۵۷۸؛ مسعودی، اثبات الوصیة للإمام علی‌بن ابی‌طالب، ۱۴۱۷ق، ص۱۵۴ و ۱۵۵؛ هلالی، اسرار آل‌محمد، ۱۳۷۸ش، ص۲۳۱.

[۴۲] . ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۳۸؛ کلینی، کافی، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۲۲۸.

[۴۳] . کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۴۱.

[۴۴] . مفید، المقنعة، ۱۴۱۰ق، ص۲۸۹ و ۲۹۰؛ سیدمرتضی، الشافی فی‌الامامة، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۱۰۱؛ مجلسی، بحارالانوار، دارالرضا، ج۲۹، ص۱۲۴؛ اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۳۵۳-۳۶۴.

[۴۵] . جوهری بصری، السقیفة و فدک، ۱۴۱۳ق، ص۶۳؛ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغة، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۴۷.

[۴۶] . ابن‌ابی‌شیبه کوفی، المصنف فی الاحادیث و الآثار، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۵۷۲.

[۴۷] . جوهری بصری، السقیفة و فدک، ۱۴۱۳ق، ص۷۲ و ۷۳.

[۴۸] . طبرسی، الاحتجاج، ۱۳۸۶ق، ج۱، ص۱۰۹.

[۴۹] . طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۴.

[۵۰] . ابن‌شهرآشوب، مناقب آل‌ابی‌طالب، ۱۳۷۶ق، ج۳، ص۱۳۷.

[۵۱] . هلالی، اسرار آل‌محمد، ۱۳۷۸ش، ص۲۳۱؛ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق. ص۷۹۳؛ طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۴.

[۵۲] . مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۹۶؛ ابن‌کثیر، السیره النبویه، ۱۳۹۶ق، ج۳، ص۵۸.

[۵۳] . مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۲۴۵.

[۵۴] . واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۶۳۵.

[۵۵] . فرهمندپور، «سیره سیاسی فاطمه»، ص۳۰۹-۳۱۶.

[۵۶] . یعقوبی، تاریخ الیعقوبی،‌ دارصادر، ج۲، ص۱۲۴.

[۵۷] . امینی، الغدیر، ج۱، ص۳۳.

[۵۸] . ابن‌قتیبه دینوری، الامامة و السیاسة، ۱۳۸۰ش، ص۲۹ و ۳۰.

[۵۹] . جوهری بصری، السقیفة و فدک، ۱۴۱۳ق، ص۱۰۹.

[۶۰] . مفید، الاختصاص، ۱۴۱۴ق، ص۱۸۴ و ۱۸۵؛ حلبی، السیرة الحلبیة، ۱۴۰۰ق، ج۳، ص۴۸۸.

[۶۱] . طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۱۰-۱۲۱.

[۶۲] . یعقوبی، تاریخ یعقوبی، دارصادر، ج۲، ص۱۲۴؛ ابن‌کثیر، تاریخ ابن‌کثیر، ۱۳۵۱-۱۳۵۸ق، ج۵، ص۲۶۶؛ ابن‌هشام، سیرة النبویه، بیروت، ج۲، ص۶۵۶.

[۶۳] . عسکری، سقیفه: بررسی نحوه شکل‌گیری حکومت پس از پیامبر، ۱۳۸۷ش، ص۹۹.

[۶۴] . ابن‌قتیبه، الامامة والسیاسه، ۱۴۱۳ق، ج۱ ص۳۰.

[۶۵] . ابن عبدربه اندلسی، العقد الفرید، دارالکتب العلمية، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۱۳.

[۶۶] . یعقوبی، تاریخ یعقوبی، دارصادر، ج۲، ص۱۰۵.

[۶۷] . ابن‌ ابی‌الحدید، شرح نهج‌ البلاغه، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۲۱.

[۶۸] . طبری امامی، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۴؛ صدوق، معانی الاخبار، ۱۳۷۹ش، ص۲۰۶.

[۶۹] . هلالی، اسرار آل‌محمد، ۱۳۷۸ش، ص۲۳۱؛ عاملی، رنج‌های حضرت زهرا(س)، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۳۵۰-۳۵۱.

[۷۰] . طبری امامی، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۴.

[۷۱] . ابن‌قتیبه دینوری، الامامة والسیاسة، ۱۴۱۳ق/۱۳۷۱ش، ج۱، ص۳۱.

[۷۲] . کحاله، اعلام النساء فی عالمی العرب و الاسلام، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۱م، ج۴، ص۱۲۳-۱۲۴.

[۷۳] . طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ص۷۹۳.

[۷۴] . طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۴.

[۷۵] . ابن‌شهر آشوب، مناقب آل‌ابی‌طالب، ۱۳۷۶ق، ج۳، ص۱۳۲.

[۷۶] . اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۲۵.

[۷۷] . صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۱۸۵؛ ابن‌شهر آشوب، مناقب آل‌ابی‌طالب، ۱۳۷۶ق، ج۳، ص۱۳۷.

[۷۸] . بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۴؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۷۳-۴۷۴.

[۷۹] . اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۱۲۵.

[۸۰] . هلالی عامری، کتاب سلیم بن قیس، ۱۴۲۰ق، ص۳۹۳؛ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۰۰؛ صدوق، محمدبن علی، الخصال، ۱۴۰۳ق، ص۳۶۱؛ طوسی، اختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۳ و ۳۴.

[۸۱] . فرهمندپور، «سیره سیاسی فاطمه»، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۳۱۵.

[۸۲] . مغربی، دعائم الاسلام، ۱۳۸۳ق، ج۱، ص۲۳۲-۲۳۳؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، دارصادر، ج۸، ص۲۹.

[۸۳] . مفید، الاختصاص، ۱۴۱۴ق، ص۱۸۵؛ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۵۷۲.

[۸۴] . طبری‌امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۶؛ ابن‌شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۶ق، ج۳، ص۱۳۹.

[۸۵] . صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۵۷۲.

[۸۶] . نمیری، تاریخ المدینة المنوره، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۰۵.

[۸۷] . سمهودی، وفاء الوفا، ۱۹۷۱م، ج۳، ص۹۲ و ۹۵.

[۸۸] . صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۱۸۲. طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۸۱؛ احمدبن حنبل، مسند احمدبن حنبل، بیروت، ج۳، ص۸۰؛ بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیح البخاری، بیروت، ج۴، ص۱۸۳؛ مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، بیروت، ج۷، ص۱۴۳ و ۱۴۴.

[۸۹] . ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۷۹؛ بلاغی، حجةالتفاسیر و بلاغ‌الاکسیر، ۱۳۸۶ق، ج۱، ص۲۶۸؛ ترمذی، سنن الترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۲۹۳ و ۲۹۴.

[۹۰] . ابن‌اثير، الکامل فی التاريخ، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۲۹۳.

[۹۱] . طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۲۰، ص۳۷۰ و ۳۷۱.

[۹۲] . همان؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۷، ص۳۷۱؛ فخر رازی، التفسیرالکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۳۲، ص۳۱۳؛ بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل، ۱۴۱۸ق، ج۵، ص۳۴۲؛ نیشابوری، تفسیر غرائب القرآن، ۱۴۱۶ق، ج۶، ص۵۷۶.

[۹۳] . اقتباس از ویکی شیعه همراه با ویرایش.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *