post

پاسخ ۱۸۷: از قرآن و روایات معصومین علیهم السلام استفاده می شود که رفتن به قبرستان مسلمانان و ایستادن در کنار قبور مؤمنین علی الخصوص آشنایان و خواندن سوره هایی از قرآن کریم برای آنها مستحب است. البته مواردی از جمله زیارت قبور در شب برای همه و تشییع جنازه برای بانوان نیز مکروه شمرده شده است. (دیگر موارد به تفصیل در زیر آمده است)

گرچه در هیچ آیه یا روایتی از رفتن زن حامله به قبرستان منع نشده است، اما اگر طبق توصیه پزشک رفتن به قبرستان موجب غم و ناراحتی شدید برای زن باردار شود، که بر اثر این ناراحتی جنین نیز آسیب ببیند، رفتن وی به قبرستان جایز نیست. البته همانگونه که می دانید زیارت اهل قبور باعث عبرت و پند زیارت کننده میشود و از خواب غفلت که بسیاری از انسانها گرفتار آن هستند بیدار میشود!

ضمیمه: پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید در خصوص زیارت قبور رفتن توسط زن حامله:

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای: مانعی ندارد.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی: مانعی ندارد.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی: اشکالی ندارد.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی: مانعی ندارد.[۱]

زیارت قبور مؤمنین در قرآن

از این آیه قرآن کریم که خداوند متعال می فرماید: “وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ”[۲] یعنی هرگز بر مرده هيچ يك از آنان، نماز نخوان! و بر كنار قبرش، (براى دعا و طلب آمرزش،) نايست! چرا كه آنها به خدا و رسولش كافر شدند؛ و در حالى كه فاسق بودند از دنيا رفتند[۳]، استفاده مى‌شود كه ايستادن بر كنار قبرهاى مرده‌هاى مؤمنين، جهت ترحّم و طلب آمرزش براى آنان، جايز و مشروع است و زيارت قبور و رفتن سر قبرشان، عملى شايسته است.[۴]

مستحبات زیارت اهل قبور

وضو گرفتن: یکی از جاهایی که وضو گرفتن جزء سنت محسوب می شود، برای زیارت قبور مؤمنان است که توصیه شده قبل از رفتن وضوء گرفته و سپس به زیارتشان برویم.[۵]

سلام دادن به اهل قبور: امام صادق صلوات اللّٰه عليه فرمودند كه هر گاه داخل شوى در قبرستان پس بگو السلام على اهل الجنة رحمت الهى و سلامتى از عذاب الهى بر كسى باد كه از اهل بهشت است و مراد از آن شيعه اثنى عشريست اگر چه فاسق از دنيا رفته باشد چون عاقبت به بهشت خواهد رفت. (و قال الصّادق صلوات اللّٰه عليه اذا دخلت الجبّانة فقل السّلام على اهل الجنّة). یا در سلام به آنها بگويد: السَّلٰامُ عَلَى أَهْلِ الدِّيٰارِ مِنَ الْمُؤْمِنيٖنَ رَحِمَ اللّٰهُ الْمُتَقَدِّميٖنَ مِنْكُمْ وَ الْمُتَأخِّريٖنَ وَ إِنّٰا إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ بِكُمْ لٰاحِقُونَ.[۶]

رو به قبله نشتن: سنّت است كه در وقت خواندن قرآن و دعا، رو به قبله بنشيند.

دست گذاشتن بر روی قبر: احاديث در استحباب دست بر قبر گذاشتن به حدّ استفاضه رسيده است، و ليكن در اكثر آنها وارد شده كه رو به قبله بنشيند و دست بر قبر نهد.[۷]

خواندن قرآن کریم: اول: هفت مرتبه «إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ» که امام رضا (عليه السّلام) در این خصوص فرمود: «كسى كه بر سر قبر برادر مؤمنش بيايد و سورۀ «إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ …» را هفت بار بخواند و براى او دعا كند، از وحشت بزرگ (روز قيامت) در امان مى‌باشد.‌[۸] بعضى‌ها گفته‌اند ايمنى مربوط به ميّت است و برخى ديگر گفته‌اند مربوط به خواننده مى‌باشد. و گفته شده است كه هر دو از وحشت بزرگ روز قيامت در امان مى‌باشند. بعضى از علماى ما همين قول سوّم را گفته‌اند و اين قول صحيح‌تر است. و غير از روايات مذكور، روايات ديگرى نيز وارد شده است. در اوّل ظهور اسلام، زيارت قبور حرام بود و سپس نسخ شد.[۹] دوم: يازده مرتبه «قُلْ هُوَ اللّٰهُ». سوم: يك مرتبه آية الكرسى. چهارم: سه مرتبه خواندن هر يك از سورۀ «حمد» و «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» و «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّٰاسِ» و «قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ» و «آية الكرسى».[۱۰] پنجم: خواندن سوره یس.[۱۱] و به طور کلی خواندن هر آیه یا سوره ای از قرآن کریم.

خواندن نماز: و مروى است كه حضرت صادق عليه السّلام در هر شب از براى فرزند خود و در روز آن از براى پدر و مادر خود چهارده ركعت نماز مى‌كرد و در ركعت اول «إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ» مى‌خواند و در ركعت دوم «إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ» مى‌خواند.[۱۲]

خواندن دعا: یکی از دعاهایی که به خواندن آن برای زیارت اهل قبور توصیه شده این دعا است: بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيٖمِ السَّلٰامُ عَلَى أَهْلِ لٰا إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ مِنْ أهَلِ لٰا إِلٰهَ إلَّا اللّٰهُ، كَيْفَ وَجَدْتُمْ قَوْلَ لٰا إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ، مِنْ لٰا إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ، يٰا لٰا إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ، اغْفِرْ لِمَنْ قٰالَ لٰا إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ، وَ احْشُرْنٰا فِي زُمْرَةِ مَنْ قٰالَ لٰا إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰهِ وَ‌ ‌عَلِىٌّ وَلِىُّ اللّٰهِ.[۱۳]

فراموش نکردن مردگان: سنّت مؤكد است كه مؤمن، مردگان خود را فراموش نكند، خصوصا پدر و مادر را و اعمال خير از براى ايشان به جا آورد از نماز و روزه و حج و زيارت و تصدّق.

راه رفتن بر بالای قبور به قصد زیارت: و منقولست كه آن حضرت صلوات اللّٰه عليه فرمودند: “و قال ابو الحسن موسى بن جعفر صلوات اللّٰه عليهما اذا دخلت المقابر فطإ القبور فمن كان مؤمنا استروح إلى ذلك و من كان منافقا وجد ألمه” كه چون داخل قبرستان شوى ضرر ندارد راه رفتن بر بالاى قبور زيرا كه هر كه مؤمن است راحت مى‌يابد از بركت قدم مؤمن و هر كه منافق است يعنى غير اثنى عشرى الم آن را مى‌يابد.[۱۴] البته از طرق عامه حديثى منقولست كه حضرت سيد المرسلين صلى اللّٰه عليه و آله نهى فرمودند از راه رفتن بر قبور پس ممكن ‌است كه از احترام ميت راه رفتن مستثنى باشد يا جمع كنند به آن كه اگر بقصد زيارت قبور باشد خوب باشد و اگر عبث باشد بد باشد يا راه رفتن ضرر نداشته باشد صلحا و اتقيا را.[۱۵]

مکرر به زیارت قبور رفتن: در روایات است مردگان به زیارت زنده ها می آیند پس شایسته است که مکرر به زیارتشان برویم. [۱۶]

مرده های مؤمن چند بار به زیارت زنده ها می آیند؟ در یک حدیث موثق كالصحيح منقولست كه اسحاق از حضرت امام موسى كاظم صلوات اللّٰه عليه سؤال كرد آیا از مؤمن مرده کسی به زيارت زنده‌هاى‌ ‌اهل خود مى‌آيد؟ حضرت فرمودند: بلى. گفت در هر چند روز يك بار مى‌آيد؟ حضرت فرمودند: بمقدار فضيلتهایی كه ايشان دارند به نسبت آن رخصت ايشان مى‌دهند؛ هر چند فضيلت بيشتر است رخصت بيشتر مى‌دهند بعضى از ايشان هر روز به زيارت اهل خود مى‌آيند و بعضى در هر دو روز يك بار مى‌آيند و بعضى در هر سه روز يك بار. اسحاق می گوید كه از گفته آن حضرت چنان يافتم كه كمتر از يك هفته رخصت نمى‌دهند.[۱۷]

چه وقت مردگان به زیارت فامیل خود می روند؟ حضرت فرمودند كه نزد زوال آفتاب از خط نصف النهار كه اول پيشين است يا اندكى پيش از زوال مى‌آيند و حق سبحانه و تعالى ملكى را با او مى‌فرستد كه به او نشان می دهند چيزى را كه سبب خوشحالى آن مرده شود و از او مخفی کنند آن چه را كراهت داشته باشد خواه از امور اخروى باشد مثل عبادات و طاعات را به او مى‌نمايند و معاصى را از او مى‌پوشانند و خواه از امور دنيوى باشد مثل رفاهيت و سرور ايشان را مى‌نمايند و غم و الم را مستور مى‌سازند.[۱۸]

نتیجه: هيچ شك نيست كه مراد از اين حديث و احاديث ديگر از اين باب آنست كه مردگان به زيارت زندگان مى‌آيند و ليكن علامه رحمه اللّٰه در منتهى ذكر كرده است كه سنت است كه به زيارت قبور مكرر بروند و اين حديث را دليل او آورده‌اند و تاويلى از جهت علامه مى‌توان كرد كه هر گاه مردگان به زيارت زندگان آيند بطريق اولى ايشان را به زيارت مردگان بايد رفت يا چون ايشان مى‌آيند بازديد ايشان مى‌بايد كرد و محتمل است كه غرضش اين باشد كه اين حديث اگر چه ظاهرش زيارت مرده است حمل مى‌بايد كرد بر زيارت زنده‌ها چون ظاهر حديث شباهتى به تناسخ دارد اگر چه تناسخ آنست كه روح به بدن جسمانى ديگر تعلق مى‌گيرد و در اينجا تعلق به بدن مثالى گرفته است چنانكه خواهد آمد و ظاهرا بواسطه تعجيل در تصنيف غافل شده سهو كرده باشد و اللّٰه تعالى يعلم.[۱۹]

زیارت قبور در روز شنبه، دوشنبه و پنج شنبه: زيارت اهل قبور سنّت مؤكّد است بر مرد و زن در روز دوشنبه و پنج شنبه، خصوصاً عصر آن و صبح شنبه، به شرط آن كه جزع نكند و صبر نمايد.[۲۰] این روزها را حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به زیارت قبور شهداء می رفتند.[۲۱]

مکروهات زیارت اهل قبور

رفتن به قبرستان در هنگام شب[۲۲]

بر سر قبر بسیار ماندن

عمارت ساختن بر سر قبر مگر قبور انبیاء و ائمه علیهم السلام

نشستن بر روی قبر

تازه کردن قبر بعد از مندرس شدن آن

در حال اختیار دو میت را در یک قبر نهادن

نقل میت از شهری به شهر دیگر مگر به مشاهده مشرفه ائمه علیهم السلام

خوردن چیزی در نزد اهل مصیبت

عزاداری بیش از سه روز مگر زن که تا چهارماه و ده روز برای شوهرش می تواند عزاداری کند.[۲۳]

شرکت زن در تشییع جنازه. آنچه مكروه است شركت زنان خصوصا زنهای جوان[۲۴] در تشييع جنازه است. (زنان مسن می توانند در تشییع جنازه شرکت کنند[۲۵]) البته رفتن به قبرستان و دفن میت برای زنان رجحان دارد.[۲۶]

[۱] . استفتاء از دفاتر معظم له.

[۲] . سوره توبه، آیه ۸۴٫

[۳] ابن‏عباس، عبدالله بن عباس، غريب القرآن فى شعر العرب، ۱جلد، مؤسسة الكتب الثقافية – لبنان – بيروت، چاپ: ۱، ۱۴۱۳ ه.ق.

[۴] . کنز العرفان فی فقه القرآن (ترجمه)، ج ۱، ص ۲۰۸٫

[۵] . تحفه رضویه، ص ۱۰۶، فصل اول در اقسام وضو؛ توضیح المسائل (محشی – امام خمینی)، ج ۱، ص ۱۸۸، مسأله ۳۲۲٫

[۶] . الغایة القصوی فی ترجمة العروة الوثقی، ج ۱، ص ۲۶۱٫

[۷] . رسائل و مسائل (للنراقی)، ج ۲، ص ۵۰، مسأله ۱۸٫

[۸] . وسائل، ب ۵۷ از ابواب دفن. غوالى اللئالى، ج ۲، ص ۶۰، حديث ۱۶۱٫

[۹] . کنز العرفان فی فقه القرآن (ترجمه)، ج ۱، ص ۲۰۸٫

[۱۰] . تحفه رضویه، ص ۲۲۸٫

[۱۱] . الغایة القصوی فی ترجمة العروة الوثقی، ج ۱، ص ۲۶۱٫

[۱۲] . تحفه رضویه، ص ۲۲۸-۲۲۹٫

[۱۳] . الغایة القصوی فی ترجمة العروة الوثقی، ج ۱، ص ۲۶۱-۲۶۲٫

[۱۴] . لوامع صاحبقرانی، ج ۲، ص ۴۶۹٫

[۱۵] . همان، ص ۴۷۰-۴۷۱٫

[۱۶] . همان، ص ۴۷۳-۴۷۴٫

[۱۷] . همان، ص ۴۷۳-۴۷۴٫

[۱۸] . همان، ص ۴۷۴٫

[۱۹] . همان.

[۲۰] . الغایة القصوی فی ترجمة العروة الوثقی، ج ۱، ص ۲۶۱٫

[۲۱] . لوامع صاحبقرانی، ج ۲، ص ۴۶۸٫

[۲۲] . توضیح المسائل (محشی – امام خمینی)، ج ۱، ص ۳۵۵، مسأله ۲۴۳٫

[۲۳] . تحفه رضویه، ص ۲۲۵٫

[۲۴] . نجاة العباد (امام خمینی)، ص ۵۶٫

[۲۵] . فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج ۲، ص ۴۹۷٫

[۲۶] . جامع الاحکام (صافی)، ج ۱، ۲۷۶، مسأله ۹۵۳؛ احکام بانوان (مکارم)، ص ۹۵، مسأله ۲۹۸٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *