post

حکم نگهداری سگ دست آموز در خانه

سؤال ۶۵: آیا سگ دست آموز خانگی نجس است؟ حکم نگهداری سگ در خانه چیست؟

پاسخ ۶۵: یکی از یازده نجاسات “سگ” است که همه انواع آن که در خشکی زندگی می کنند نجس است. در همه رساله های عملیه آمده است: “سگ و خوكى كه در خشكى زندگى مى‏كنند حتّى‏ مو  و استخوان و پنجه و ناخن و رطوبتهاى آنها نجس است ولى سگ و خوك دريايى پاك است.”[۱]

نجاسات: نجاسات يازده چيز است: اول: بول، دوم: غائط، سوم: منى، چهارم: مردار، پنجم: خون، ششم و هفتم: سگ و خوك، هشتم: كافر، نهم: شراب، دهم: فقّاع، يازدهم: عرق شتر نجاستخوار.[۲]

نیم خورده سگ: نيم خوردۀ سگ و خوك و كافر نجس و خوردن آن حرام است و نيم خوردۀ حيوانات حرام گوشت، پاك و خوردن آن مكروه مى‌باشد.[۳]

ظرفی را که سگ لیسیده: ظرف نجس را با آب قليل بايد سه مرتبه شست، بلكه در كر و جارى هم احتياط سه مرتبه است، اگر چه ارجح در كر و جارى يك مرتبه است، ولى ظرفى را كه سگ ليسيده، يا از آن ظرف آب يا چيز روان ديگر خورده، بايد اول با خاك پاك، خاك مال كرد و بعد بنا بر احتياط واجب، دو مرتبه در كر يا جارى يا با آب قليل شست و هم چنين ظرفى را كه آب دهان سگ در آن ريخته بنا بر احتياط واجب بايد پيش از شستن خاك‌مال كرد.[۴]

نگهداری سگ در منزل: ابورافع در ضمن حديثى روايت مى‌كند كه: «پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نگهدارى سگ شكارى و هر سگى كه در آن نفع است مثل سگ گله و سگ خانه و بستان و مزرعه را به مسلمانان اجازه داد».

در حديث است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله به عدّه‌اى كه خانه‌هايشان از شهر دور بود اجازه داد (كه براى حفاظت) سگ نگاه دارند.[۵]

۲. در روايتى صحيح مى‌خوانيم كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: «خيرى در (نگهدارى) سگ‌ها نيست، مگر سگ شكارى يا سگ گلّه (و سگ پاسبان)».[۶]

۳. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «سگ شكارى را در خانه نگهدارى نكن، مگر اينكه بين تو وآن درى باشد كه بر روى سگ بسته شود».[۷]

۴. در حديثى موثّق ومعتبر آمده است كه: حيوانات را به جنگ همديگر انداختن كار خوبى نيست، مگر سگى كه براى شكار حيوانات بفرستند.[۸]

اما احادیث متعددی بر حرمت بهای سگ و نیز سگ غیر شکاری دلالت دارد.[۹] در ذیل به برخی از این روایت ها اشاره می کنیم:

ابوبصير از امام صادق عليه السلام نقل می کند که فرمودند: «بهاى سگ غير شكارى از مال نامشروع است.»[۱۰] همچنین در حديث ابراهيم از امام كاظم عليه السلام آمده است که: «بهاى سگ و كنيز آوازه‌خوان، نامشروع است.»[۱۱] و در حديث وشا از امام رضا عليه السلام که فرمودند: «بهاى سگ نامشروع در آتش جهنم است.»[۱۲]

فتوای مراجع:

آیت الله بهجت: کراهت دارد.[۱۳]

آیت الله مکارم: اگر پاكى و نجاست رعايت شود، و بودن آن حيوان در خانه فايده‌اى داشته باشد، مانعى ندارد. ولى روشى را كه غربى‌ها در مورد سگ دارند، اسلام هرگز نمى‌پسندد.[۱۴]

آیت الله سیستانی: مانعی ندارد و شرط خاص برای آن نیست اگر چه نجس است و نماز خواندن در خانه ای که سگ در آن نگهداری می شود مکروه شمرده شده است.[۱۵]

آیت الله خامنه ای می فرمایند: سگ نجس‌العین است؛ یعنی خود حیوان نجس است؛ نیم‌خورده‌ی سگ نجس و حرام است؛ و اینکه سگ سروصدا دارد و به همسایه‌ها آزار می‌رساند. این مسئله به‌خصوص در مجتمع‌های مسکونی که مردم می‌خواهند طهارت شرعی را رعایت کنند و مسیرها و امکانات مشترکی وجود دارد و ترددها هم زیاد است، درصورتی‌که نگهداری حیوانات موجب شود اشخاص نتوانند اعمال عبادیشان را درست انجام دهند و به‌هرحال به همسایگان آزار برسد یا مثلاً تماس حیوان با بعضی از غذاها، موجب بیماری شود جایز نیست.

اما به‌طورکلی اگر کسی کارگاه یا کارخانه‌ یا باغی دارد، یا گله‌ای دارد که برای حفاظت از آنها احتیاج به سگ دارد، یا برای اغراض دیگری که عقلایی باشد، نگه‌داری از سگ اشکالی ندارد.

اما درباره‌ی نگه‌داری از سگ در خانه روایت داریم که در خانه‌ای که سگ نگهداری می‌شود ملائکه حضور پیدا نمی‌کنند.[۱۶]

دیه کشتن سگ: اگر انسان سگ شكارى كسى را يا سگى كه نگهدارى خانه را مى‌كند، يا سگ گلّۀ كسى را يا سگى كه پاسبانى زراعت را مى‌كند بكشد بايد قيمت او را بدهد و اگر قيمت سگ شكارى كمتر از چهل درهم باشد لازم است چهل درهم بدهد.[۱۷]

برای آگاهی بیشتر به پاسخ زیر مراجعه فرمایید:

نمایه: حکم نگهداری لاک پشت در منزل، پاسخ شماره ۲۹٫

[۱]. توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج‏۱، ص: ۷۶، مسأله ۱۰۵؛ توضیح المسائل امام خمینی، ص ۳۳، مسأله ۱۰۲٫

[۲] . همان، ص ۶۷، مسأله ۸۳٫

[۳] . همان، ص ۵۳، مسأله ۵۶٫

[۴] . همان، ص ۱۰۰، مسأله ۱۵۰٫

[۵] . كافى، ج ۶، ص ۵۵۲، ح ۲.

[۶] . همان، ص ۵۵۳، ح ۱۱.

[۷] . همان، ص ۵۵۲، ح ۴.

[۸] . همان، ح ۵.

[۹] . حديث تحف العقول حديث ۱۶ باب ۱ و احاديث متعددى از باب ۱۰؛ ۲۲همان، / ۲۱۳ باب ۱۰ از باب‌هاى كسب‌هاى روا و ناروا، حديث ۸٫

[۱۰] . همان، ۲۲/ ۲۱۶ باب ۱۰ از باب‌هاى كسب‌هاى روا و ناروا، حديث ۱۷٫

[۱۱] . همان، ۲۲/ ۲۴۲ باب ۲۰ از كسب‌هاى روا و ناروا، حديث ۱۰٫

[۱۲] . همان، ۲۲/ ۲۴۲ باب ۲۰ از كسب‌هاى روا و ناروا، حديث ۱۱٫

[۱۳] . استفتائات بهجت، ج ۴، ص ۵۷۵٫

[۱۴] . استفتائات جدید مکارم، ج ۳، ص ۶۳۶، مسأله ۳۲٫

[۱۵] . پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، پرسش و پاسخ، حیوانات.

[۱۶] . پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، س ۴۳٫

[۱۷] . توضیح المسائل (محشی – امام خمینی)، ج ۲، ص ۸۳۱، مسأله ۲۳٫

post

ناشزه: زن و حدود اطاعت از شوهر

سؤال ۶۴: زن تا چه حد باید از شوهر اطاعت کند؟ آیا مرد می تواند زن را وادار به سفر به جایی کند؟ اهم وظایف زن از شوهر را ذکر کنید.

پاسخ ۶۴: در مورد اطاعت زن از شوهر علاوه بر احادیث متعددی که از معصومین (علیهم السلام) روایت شده است، پاسخ های مراجع عظام تقلید را نیز از نظر می گذرانیم:

عبد اللّه بن سنان گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: در زمان رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله مردى از انصار بطلب حاجتى از خانه‌اش بيرون شده بمسافرت رفت و با زوجه‌اش پيمان بسته بود كه در نبودن وى از منزل خارج نشود تا مرد باز گردد، و اتّفاقا پدرش مريض شد، زن كسى را نزد رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله فرستاد و گفت شوهرم بسفر رفته و با من پيمان بسته كه از خانه‌ام خارج نشوم تا باز گردد، و اكنون پدرم مريض شده شما اجازه مى‌فرمائيد بعيادتش روم؟ فرمود: نه، در خانه‌ات بنشين و بفرمان شوهرت عمل كن، فرمود: پدرش از دنيا رفت باز از رسول خدا سؤال كرد پدرم وفات كرد شما اجازه ميدهى در نمازش شركت كنم، فرمود: نه، در منزل خود بمان و اطاعت امر شوهر نما، فرمود: پدر را دفن كردند رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله كسى را نزد زن فرستاد و پيغام داد كه خداوند عزّ و جلّ بدون شك تو و پدرت هر دو را بجهت اطاعتى كه از فرمان شوهر بردى بيامرزيد.[۱]

در حدیث دیگری از امام باقر (عليه السّلام) روايت شده است كه: «زنى آمد و عرض كرد: يا رسول اللّه! حقّ مرد بر زن چيست؟ فرمود: از او اطاعت كند و نافرمانى ننمايد و چيزى از خانۀ او بدون اجازۀ شوهر صدقه ندهد. بدون اذن شوهر روزۀ استحبابى نگيرد و او را از خودش منع نكند، حتّى اگر بر پشت كجاوه بوده باشد و از خانه‌اش خارج نشود، مگر به إذن او، زيرا وقتى بدون اجازۀ شوهر، خارج شود، فرشتگان آسمان و زمين و فرشتگان غضب و رحمت، تا زمانى كه به خانه بازگردد، بر او لعن مى‌كنند.

زن عرض كرد: چه كسى بيشترين حق را بر گردن زن دارد! فرمود: شوهرش. عرض كرد: حقوق من نيز، مثل حقوقى است كه او بر من دارد، فرمود: حتّى از هر صد حقّ مرد، يكى براى تو نيست. زن عرض كرد: قسم به خدايى كه تو را مبعوث كرد، هيچ مردى تا ابد مالك من نخواهد شد. «يعنى تا آخر عمر ازدواج نخواهم كرد»[۲] ‌و نيز فرمود: «اگر كسى را امر مى‌كردم كه براى كسى سجده كند، امر مى‌كردم كه زن براى شوهرش سجده نمايد».[۳]

نظر مراجع عظام تقلید: زنى كه عقد دائمى شده نبايد بدون اجازۀ شوهر از خانه بيرون رود و بايد خود را براى هر لذّتى كه او مى‌خواهد، تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند. و اگر در اينها از شوهر اطاعت كند، تهيۀ غذا و لباس و منزل او و لوازم ديگرى كه در كتب ذكر شده بر شوهر واجب است و اگر تهيّه نكند، چه توانايى داشته باشد يا نداشته باشد، مديون زن است.[۴]

اگر زن در كارهايى كه در مسألۀ پيش گفته شد اطاعت شوهر را نكند گناه كار است و حقّ غذا و لباس و منزل و همخوابى ندارد ولى مهر او از بين نمى‌رود.[۵] اما با این حال مرد حقّ ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور كند.[۶]

زن ناشزه:

«مشهور بدون إذن شوهر از خانه بيرون رفتن زوجه را نشوز دانند و زن ناشزه نفقه ندارد».

در این زمینه نیز حدیثی است که سكونى از حضرت صادق از پدرش عليهما السّلام روايت كرده كه رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله فرموده است: هر بانوئى كه بدون إذن همسرش از منزل بيرون رود نفقه و مخارج او با شوهر نيست تا زمانى كه باز گردد.[۷]

برخی از تکالیف زن در حقوق مدنی:

یکی از تکالیف زن تمكين است که در لغت بمعنى تن در دادن است و در اصطلاح فقهاى اماميه داراى دو معنى ميباشد:

الف- تمكين عام- و آن عبارت از حسن معاشرت زن با شوهر خود و اطاعت از او در امور مربوط بزناشوئى است. حسن معاشرت عبارت است از اطاعت زن از شوهر و خوش خوش‌رفتارى و خوش‌روئى زن نسبت باو، رعايت نظافت و آرايش خود براى شوهر آنگونه كه مقتضاى زمان و مكان و موقعيت خانوادگى آنان است و خارج نشدن از منزلى كه شوهر معين نموده و يا طبق حق مكانى كه بزن داده شده آن را انتخاب كرده است، مگر در موارد معينه كه شرح آن خواهد آمد. بنابراين رفتن زن بمنزل خويشاوندان خود اگر چه پدر، مادر و يا اولاد او باشند احتياج باجازه شوهر دارد. همچنين است مراوده با اشخاص ديگر.

قانون مدنى تمكين بمعنى عام را بوظايف زوجيت در ماده «۱۱۰۸» تفسير نموده است. ماده «۱۱۰۸» ق. م: «هرگاه زن بدون مانع مشروع از اداى وظايف زوجيت امتناع‌ ‌كند مستحق نفقه نخواهد بود». چنانكه گذشت وظايف زوجيت را قانون مدنى ذكر ننموده و بكلمه حسن معاشرت كه مجمل و مبهم ميباشد اكتفا كرده است. و بدستور ماده «۳» قانون آئين دادرسى مدنى در موردى كه قانون مجمل يا ساكت است عرف و عادت مسلم زمان و مكان با رعايت وضعيت خانوادگى زوجين، ملاك وظائف زناشوئى خواهد بود. عرف و عادت مسلم مذهبى آنست كه در بالا اشاره بآن گرديد.

ب- تمكين خاص- و آن عبارت از نزديكى جنسى با شوهر است كه زن بايد هميشه آماده براى آن باشد مگر آنكه بيمار باشد كه نزديكى موجب زيان او گردد و يا مانع شرعى داشته باشد. قانون مدنى تمكين بمعنى خاص را در ماده «۱۰۸۵» بعبارت وظايف زن در مقابل شوهر تعبير نموده است.

ماده «۱۰۸۵» ق. م: «زن ميتواند تا مهر باو تسليم نشده از ايفاء وظايفى كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند مشروط بر اينكه مهر او حال باشد و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود». از نظر قضائى بايد آن را از افراد حسن معاشرت مذكور در ماده «۱۱۰۸» ق. م دانست و شوهر ميتواند آن را از او بخواهد.[۸]

اهم موارد اطاعت از شوهر:

۱- اگر مانع شرعى مانند عادت ماهانه و روزه‏دارى ندارد و شوهر درخواست هم خوابگى كرد واجب است اطاعت كند.

۲- اگر او را از رفتن به مكانى منع كرد واجب است اطاعت نمايد.

در موارد مستحبات اگر حقوق شوهر با هر عمل مستحبى تزاحم پيدا كند بايستى‏آن عمل ترك و حقوق شوهر رعايت گردد البته در مورد حقوق زن نيز مساله به همين صورت است يعنى اگر حقوق زن با هر عمل مستحبى شوهر تزاحم پيدا كند بايستى‏آن عمل ترك و حقوق زن رعايت گردد.

۳- اگر زن بخواهد به سفر واجب مانند حج برود اجازه يا منع شوهر اثري ندارد و در صورت جمع بودن همه شرايط استطاعت زن بايد حج را انجام دهد و در اين صورت اجازه شوهر شرط نيست. همين طور براي ياد گرفتن واجبات ديني يا معالجه در صورتي که امکان آن در منزل فراهم نباشد زن مي تواند بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود. همچنين براي فرار از خطر جاني و مانند آن.

با توجه به آن كه هر اجتماعي هر چند كوچك , بايد داراي مدير و مسؤولي باشد, خانواده نيز – كه سنگ زيرين اجتماع و هسته اوليه آن است – از اين قاعده مستثني نيست و در نظام خانوادگي اسلام , مسؤوليت اداره و تأمين نيازمندي هاي خانواده , بر دوش مرد نهاده شده است ; ليكن اين به معناي حاكميت او بر زن نيست ; بلكه نوعي مسؤوليت است.

در موارد زير خارج شدن زن از منزل نياز به اجازه شوهر ندارد:

الف ) خارج شدن براي ياد گرفتن معارف و واجبات و محرمات ديني در صورتي كه در منزل امكان ياد گرفتن نباشد.

ب ) خارج شدن براي معالجه بيماري در صورتي كه امكان معالجه در منزل نباشد.

ج ) براي فرار از خطر جاني , مالي , آبرويي .

د ) براي انجام واجبات عيني كه موقوف بر خارج شدن است مثل حج واجب يا نجات جان انساني .

ه ) چنانچه ماندن در منزل باعث عسر و حرج غيرقابل تحمل باشد.

و ) اگر در ضمن عقد ازدواج با شوهر شرط كرده باشد كه براي كار و امثال آن از خانه خارج شود و شوهر هم شرط را پذيرفته باشد.

ز ) مجبور باشد براي تأمين مخارج و معاش از منزل خارج شود در صورتي كه شوهر قدرت بر تأمين مخارج ندارد و يا اگر قدرت دارد مخارج زن را ندهد.

ولي بايد توجه داشت که موارد مذکور به عنوان قانون در شريعت بيان شده اند و در جايي که تفاهم و هم دلي و صميميت باشد در نظام خانواده نوبت به قانون نمي رسد. اصولا چنين قانون هايي در زندگي زناشويي هنگام اختلاف ها بيان مي شود تا هر يک از زن و مردي که با يکديگر ناسازگاري دارند ملزم به رعايت آن گردند و اختلاف شدت پيدا نکند. در غير اين صورت زن و شوهر يک روح در دو بدن هستند و از هر لحاظ غم خوار و دلسوز يکديگرند و چه خوب گفته اند که زن و شوهر شريک زندگي هم هستند و دو مونس و شريک غمخوار بيشتر به ايثار و راضي نگهداشتن يکديگر مي انديشند نه به حد و مرزهاي قانوني و وظيفه هاي خشک.[۹]

زن می تواند با بستگانش در ارتباط باشد:

ابوسفیان یکی از بزرگ‌ترین دشمنان پیامبر اسلام(ص) هنگامی که هنوز این دشمنی پابرجا بود، مخفیانه به مدینه آمده به خانۀ دخترش ام حبیبه که همسر پیامبر(ص) بود رفت، اما رسول خدا(ص) هیچ واکنش منفی نسبت به این دیدار نداشت.[۱۰]

براین اساس، شرعاً و اخلاقاً مردان تنها هنگامی می‌­توانند محدودیت­‌هایی را در دیدار همسرشان با بستگان خویش اعمال کنند که توان آن‌را داشته باشند که بعدها با دلایلی محکمه ­پسند، این محدودیت‌­ها را به نفع نهاد خانواده و جهت استحکام آن توجیه نمایند، و گرنه اگر این محدودیت‌­ها تنها در راستای هوا و هوس مرد بوده و هیچ توجیهی را نتوان برای آن متصور شد، زن می‌­تواند با مراجعۀ به دادگاه قانوناً تقاضای برطرف شدن و یا کاهش این محدودیت‌­ها را نماید.

[۱] . من لا يحضره الفقيه – ترجمه، ج‌۵، ص: ۹۰٫

[۲] . غوالى اللئالى، ج ۳، ص ۳۱۰، حديث ۱۳۵٫

[۳] . دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۲۱۶، حديث ۷۹۸؛ ‌كنز العرفان في فقه القرآن – ترجمه، ج‌۲، ص: ۷۵۹‌.

[۴] .  توضیح المسایل (محشی – امام خمینی)، ج ۲، ص ۴۷۶، مسأله ۲۴۱۲٫

[۵] . همان، مسأله ۲۴۱۳٫

[۶] . همان، ص ۴۷۸، مسأله ۲۴۱۴٫

[۷] . من لا يحضره الفقيه – ترجمه، ج‌۵، ص: ۸۷٫

[۸] . حقوق مدنى (امامى)، ج‌۴، ص: ۴۴۸-۴۴۷٫

[۹] . برگرفته شده از سایت پرسمان.

[۱۰] . ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج ۱۷، ص ۲۶۳، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، ۱۴۰۴ ق.

post

حکم نمازهای خوانده شده با اشتباه در جهت قبله

سؤال ۶۳: با سلام. اگر شخصی جهت قبله را از طرق مختفلی مانند سایت های اینترنتی یا اپلیکشن های مرتبط تعیین کند و چند ماهی را به همین جهت نماز خوانده باشد، اما بعد از دو ماه که متوجه می شود ظاهراً آن سایت مختصات جغرافیائی این خانه را اشتباه در نظر گرفته یا آن به فرد به اشتباه جهت قبله را تعیین کرده است، بفرمایید که حکم نمازهای ایشان چگونه است؟ آیا باید نمازهای خوانده شده خود (که بر طبق درجه اختلافش با قبله اداء شده بود) را قضا کند؟ و یا آن که نیازی به اعاده نیست؟ با تشکر

پاسخ ۶۳: كسى كه مى‌خواهد نماز بخواند، بايد براى پيدا كردن قبله كوشش نمايد، تا يقين كند كه قبله كدام طرف است (و مى‌تواند به گفتۀ دو شاهد عادل كه از روى نشانه‌هاى حسى شهادت مى‌دهند يا به قول كسى كه از روى قاعدۀ علمى قبله را مى‌شناسد و محل اطمينان است عمل كند) و اگر اينها ممكن نشد بايد به گمانى كه از محراب مسجد مسلمانان يا قبرهاى آنان يا از راههاى ديگر پيدا مى‌شود عمل نمايد حتى اگر از گفتۀ فاسق يا كافرى كه به واسطۀ قواعد علمى قبله را مى‌شناسد گمان به قبله پيدا كند كافى است.[۱]

اگر براى پيدا كردن قبله وسيله‌اى ندارد، يا با اين كه كوشش كرده گمانش به طرفى نمى‌رود، چنانچه وقت نماز وسعت دارد بايد چهار نماز به چهار طرف بخواند و اگر به اندازۀ چهار نماز وقت، بايد به اندازه‌ى كه دارد نماز بخواند مثلا فقط به اندازۀ يك نماز وقت دارد، بايد نماز طرفى كه مى‌خواهد بخواند. و بايد نمازها را طورى بخواند كه يقين كند يكى از آنها رو به قبله بوده يا اگر از قبله كج بوده، به طرف دست راست و دست چپ قبله نرسيده است.[۲]

اما اگر فردی متوجه شود که برخی از نمازهایی که خوانده در جهت قبله نبوده است، از دو حال خارج نیست:

اگر طبق دليل معتبرى به يك طرف (به عنوان قبله) نماز بخواند‌سپس روشن شود كه آن طرف قبله نبوده است چنانچه انحراف از قبله مابين طرف راست و چپ نمازگزار باشد نمازش صحيح است. و اگر در اثناى نماز متوجه اشتباه و انحراف از قبله شود، آنچه كه خوانده گذشته و در بقيۀ نماز بايد رو به قبله بايستد و فرقى بين بقاء وقت و عدم آن نيست. و چنانچه انحراف از قبله بيش از حد ما بين راست و چپ او باشد، اگر وقت باقى است بايد نماز را اعاده كند و اگر وقت گذشته، چيزى بر او نيست اگر چه معلوم شود پشت به قبله نماز خوانده است. البته احتياط مستحب آنست كه در صورتى كه پشت به قبله نماز خوانده بلكه اگر چه پشت به آن نبوده، قضا نمايد. و اگر چنانچه در اثناى نماز متوجه انحراف از قبله به بيش از حد مابين راست و چپ شود در صورتى كه وقت و لو براى يك ركعت داشته باشد، بايد نمازش را رها كرده و رو به قبله اعاده نمايد، و اگر اين مقدار هم وقت نباشد در بقيۀ نماز بايد رو به قبله بايستد و بنابر اقوا هر چند كه پشت به قبله بوده، نمازش صحيح است و احتياط مستحب آنست كه آن را قضا (هم) نمايد.[۳]

بنابراین با توجه به اعتبار تعیین قبله توسط قبله نما، اگر بعد از گذشتن وقت نماز بفهمد قبله نمائی که بدان اعتماد کرده و بر طبق آن نماز خوانده است اشکالی داشته و نشانگر جهت قبله نبوده است لازم نیست نماز هایی را که خوانده است قضا نماید.

ضمیمه: نظر برخی از مراجع در مورد این سؤال به شرح زیر است:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

در فرض سؤال اگر شخص از طريق معتبرى، جهت قبله را تعيين و به آن سمت نماز خوانده و بعد فهميد اشتباه كرده، در صورتى كه وقت نماز نگذشته، بايد اعاده كند و اگر وقت گذشته، قضا ندارد و نماز صحيح مى باشد.

دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

در فرض مذکور اعاده نمازها لازم نیست.

دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

نماز ها را باید قضا کند.[۴]

آیت الله العظمی بهجت (ره): اگر انحراف در بين طرف راست و چپ قبله بوده و پشت به قبله نماز نخوانده بوده است، نمازهايى كه وقت آن‌ها گذشته، صحيح است و اگر پشت به قبله خوانده بوده، بنابر احوط نمازهايش را قضا نمايد.[۱] ایشان در پاسخ به این سوال که تا چند درجه انحراف از قبله جایز است می فرمایند: عمداً انحراف جايز نيست و بايد صدق عرفىِ توجه به قبله محفوظ باشد؛ مگر به اندازه‌ى پهناى يك انگشت كه بخشوده است.[۲]

[۱] . استفتاءات (بهجت)، ج‌۲، ص: ۱۸، س ۱۵۰۲٫

[۲] . همان، س ۱۵۰۳٫

[۱] . توضیح المسائل (محشی – امام خمینی)، ج ۱، ص ۴۳۳، مسأله ۷۸۲٫

[۲] . همان، ص ۴۳۴، مسأله ۷۸۴٫

[۳] . تحریر الوسیله امام خمینی، ج ۱، ص ۲۵۷، مسأله ۴؛ مجمع الرسائل (محشی صاحب جواهر)، ص ۱۹۴-۱۹۱؛ وسیلة النجاة (مع حواشی الإمام الخمینی)، مسألة ۴، ص ۱۲۹٫

[۴] . استفتاء از دفاتر معظم له.

post

خالکوبی: شک و اطمینان از نبود مانع در اعضاء وضو

سؤال ۶۲: آیا باید قبل از هر بار وضو گرفتن یک بار تمام اعضای وضو را بررسی کرد؟ در حالی که این کار نه بین مردم رایج است و نه عقلانی به نظر می رسد. از طرف دیگر نمی شود شخص در حالی نمازش را بخواند که می داند شاید قبول نباشد یا بعداً بخواهد دوباره بخواند و کاری هم نتواند انجام دهد. نظرتان در مورد یافتن مانع بعد از وضو و نیز توضیحاتی در خصوص خالکوبی، رنگ و جوهر بدهید که اینها از جمله موانع برای وضو و غسل بحساب می آیند؟

پاسخ ۶۲: اگر انسان شك كند كه به اعضاى وضوى او چيزى چسبيده يا نه، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد؛ مثل آن كه بعد از گِل‏كارى شك كند گِل به دست او چسبيده يا نه، بايد وارسى كند، يا به قدرى دست بمالد كه اطمينان پيدا كند كه اگر بوده برطرف شده يا آب به زير آن رسيده است‏.”[۱]

بنابراین چون در وضو لازم است آب به همۀ اعضاء وضو برسد، کسی هم که به هر دلیل قسمتی از پوست اعضای بدنش كنده شده اما هنوز کاملاً جدا نشده است و گاهى به بدن مى‏چسبد و گاهى فاصله پیدا می کند، بايد آن را قطع كند يا در هنگام وضو دقت کند که آب به زير آن برسد. اما لازم نیست که همیشه قبل از وضو تمام اعضای وضو از عدم وجود مانع بررسی گردد بلکه تنها در مواردی که احتمال عقلائی وجود مانعی در اجزاء وضو می دهد ابتداء باید از نبودن آن اطمینان حاصل نموده و سپس وضو گرفت.

در چنین مواردی که شخص مى‌داند چيزى به اعضاء وضو چسبيده ولى شك دارد كه از رسيدن آب جلوگيرى مى‌كند يا نه، بايد آن را برطرف كند يا آب را به زير آن برساند.[۲]

مانع پیش از وضو:

اگر پيش از وضو بداند كه در بعضى از اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب هست و بعد از وضو شك كند كه در موقع وضو آب را به آنجا رسانده يا نه، وضوى او صحيح است، ولى اگر بداند كه موقع وضو ملتفت آن مانع نبوده، بايد دوباره وضو بگيرد.[۳]

مانع بعد از وضو:

اگر بعد از وضو چيزى كه مانع از رسيدن آب است در اعضاى وضو ببيند و نداند موقع وضو بوده يا بعد پيدا شده، وضوى او صحيح است، ولى اگر بداند كه در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده، احتياط واجب آن است كه دوباره وضو بگيرد.[۴]

اگر بداند كه قبل از وضو چيزى به اعضاى وضو چسبيده بود و بعد از وضو شك كند كه آن را در حال وضو از بين برده و يا آب را به زير آن رسانيده يا نه؛ چنانچه احتمال دهد كه در حال وضو به آن مانع التفات داشته، وضوى آن صحيح است.

همچنین اگر بعد از وضو ببيند كه چيزى به اعضاى وضو چسبيده، ولى نداند كه بعد از وضو پيدا شده يا قبل از آن، وضوى او صحيح است.[۵]

وجود رنگ روی ناخن و مسح بر روی جوراب:

در صورتى كه رنگ داراى جرم باشد، مانع از رسيدن آب به ناخن مى‌باشد و وضو باطل است و مسح بر جوراب هر قدر هم نازك باشد، صحيح نيست.[۶]

آیا جوهر از موانع است؟

اگر جوهر داراى جرم بوده و مانع از رسيدن آب به پوست شود، وضو باطل است، و تشخيص اين موضوع بر عهدۀ مكلّف مى‌باشد.[۷]

خالکوبی:

اگر خالكوبى مجرد رنگ باشد و يا در زير پوست بوده و بر ظاهر پوست چيزى كه مانع از رسيدن آب بر آن شود، وجود نداشته باشد، وضو و غسل و نماز صحيح است.[۸]

امام خمینی (ره): خال‌ها كه زير پوست قرار دارد مانع از صحت وضوء و غسل نيست.

آیت الله بهجت (ره): خالکوبی مانع وضوء نیست.[۹]

آیت الله تبریزی (ره): برای وضو اشکالی ندارد.[۱۰]

آیت الله مکارم: خالکوبی مشکلی برای وضوء ایجاد نمی کند.[۱۱]

برای آگاهی بیشتر به پاسخ های زیر مراجعه فرمایید:

نمایه: مانع بودن کاشت ناخن برای غسل و وضو، پاسخ شماره ۳٫

نمایه: مبطلات وضو و غسل: حالاتی که تماس زن و شوهر وضو را باطل می کند، پاسخ شماره ۶٫

نمایه: لمس خطوط قرآن و اسماء متبرکه بدون وضو، پاسخ شماره ۳۱٫

نمایه: وضو و غسل و حج با تاتو و خالکوبی، پاسخ شماره ۵٫

[۱] توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج‏۱، ص: ۱۷۷، مسأله ۲۹۳

[۲] . همان، ص ۱۷۶، مسأله ۲۹۰٫

[۳] . همان، مسأله ۲۹۵٫

[۴] . همان، مسأله ۲۹۷٫

[۵] . نجاة العباد (امام خمينى)، ص: ۲۳، مساله های: ۹-۱۲٫

[۶] . همان، ص ۲۰۱، س ۱۱۴٫

[۷] . همان، ص ۲۰۴، س ۱۴۱٫

[۸] . همان، ص ۲۰۵، س ۱۴۴؛ اجوبه الاستفتائات، ص ۲۸، س ۱۴۴٫

[۹] . استفتائات بهجت، ج ۱، ص ۱۸۳، م ۶۴۲٫

[۱۰] . استفتائات تبریزی، ج ۱، ص ۴۷٫

[۱۱] استفتائات مکارم، ج ۱، ص ۳۶٫

post

خمس پس انداز حج، مایحتاج زندگی و خرید مسکن

سؤال ۶۱: آیا به  پولی که برای سفر حج، خرید مسکن و مایحتاج زندگی پس انداز شده است خمس تعلق می گیرد؟

پاسخ ۶۱: خمس پس انداز حج: مالى را كه خرج سفر حجّ و زيارتهاى ديگر مى‌كند اگر مانند مركب سوارى باشد كه عين آن باقى است و از منفعت آن استفاده شده، از مخارج سالى حساب مى‌شود كه در آن سال شروع به مسافرت كرده، اگر چه سفر او تا مقدارى از سال بعد طول بكشد. ولى اگر مثل خوراكيها از بين رفته باشد بايد خمس مقدارى را كه در سال بعد واقع شده بدهد. [۱]

آیت الله سیستانی: پولی را که فرد با آن از درآمد بین سال برای حج یا عمره ثبت نام کرده و پس از سال خمسی یا در سالهای بعد مشرّف می‌شود، در یک صورت خمس ندارد و آن صورت این است که حج یا عمره واجب بوده و قبلاً با استطاعت یا نذر شرعی بر ذمّه او آمده (مستقرّ شده) باشد. در این حالت این پول خمس ندارد به شرط آن که:

الف. برای تشرّف، راه دیگری جز ثبت نام و در نوبت قرار گرفتن وجود نداشته باشد.

ب. مال دیگری که از آن، خمس این پول را پرداخت کند نداشته باشد.

امّا در غیر این صورت مثل آنکه حج یا عمره مستحبی باشد یا آنکه سال اول استطاعت حج واجب باشد – که هنوز حج بر ذمّه او به طور قطعی ثابت نشده – یا آنکه قبلاً حج بر ذمه او آمده و نرفته ولی اکنون توانایی خرید فیش آزاد را داشته باشد، پول ثبت نام در انتهای سال خمس دارد.[۲]

آیت الله بهجت (ره): اگر كسى بدون پس انداز نمى‌تواند به حج يا عمره يا عتبات و امثال آن، مشرّف شود، به پولى كه بدين منظور پس انداز مى‌نمايد، خمس تعلق نمى‌گيرد.[۳]

آیت الله فاضل (ره): اگر مثل خوراكيها از بين رفتنى باشد بايد خمس مقدارى را كه سر سال خمس باقى مانده بدهد.

گلپايگانى، صافى، نورى: مالى را كه خرج سفر حجّ و زيارتهاى ديگر مى‌كند از مخارج سالى حساب مى‌شود كه در آن سال شروع به مسافرت كرده، اگر چه سفر او تا مقدارى از سال بعد طول بكشد.

خوئى، تبريزى: مالى را كه خرج سفر حجّ و زيارتهاى ديگر مى‌كند، از مخارج سالى حساب مى‌شود كه در آن سال خرج كرده و اگر سفر او تا مقدارى از سال بعد طول بكشد، آنچه در سال بعد خرج مى‌كند بايد خمس آن را بدهد.

‌مكارم: همانگونه كه اشاره شد هزينه سفر حجّ يا زيارتهاى مستحبّى اگر از درآمد همان سال باشد خمس ندارد و اگر ناچار باشد از چند سال قبل اسم‌نويسى كند و هزينه را بدهد جزء مخارج همان سالش محسوب مى‌شود و خمس ندارد، نه در آن سال و نه در سالهاى بعد.

زنجانى: مالى را كه خرج سفر حجّ و زيارتهاى ديگر بگونه‌اى كه متعارف است مى‌كند خمس ندارد.[۴]

خمس پس انداز ما یحتاج زندگی: آنچه که از منافع كسب در بين سال به مصرف خوراك و پوشاك و اثاثيه و خريد منزل و عروسى و جهيزيۀ دختر و زيارت و مانند اينها مى‌رساند، در صورتى كه از شأن او زياد نباشد و زياده‌روى هم نكرده باشد، خمس ندارد.[۵]

آیت الله خامنه ای: اگر خريد ما يحتاج زندگى بر حسب وضع مالى شخص متوقف بر پس انداز درآمد سال باشد، و بنا دارد پس اندازها را در آيندۀ نزديك مثلًا دو سه ماه ديگر، صرف خريد ما يحتاج زندگى نمايد، خمس ندارد.[۶]

شخصی که پولی پس انداز نموده تا بتواند مشکلات زندگی اش را حل کند چنانچه براى صرف در احتياجات زندگى باشد و در آينده نزديك مثلًا تا دو سه ماه بعد از پايان سال خمسى در همان مورد صرف شود، پرداخت خمس آن واجب نيست و خمس وامی که قرض کرده اگر از درآمد سال خود قسطهاى آن را بپردازد و عين مالى كه قرض گرفته هنگام رسيدن سال خمسى نزد او باقى باشد، واجب است كه خمس آن را به ميزان اقساطى كه پرداخت نموده، بپردازد.[۷]

آیت الله گلپایگانی (ره): به پولی که برای خرید خانه، فرش یا سایر لوازم پس اندازه شده خمس تعلق می گیرد.[۸]

آیت الله بهجت (ره): چيزهايى كه در زندگى به آن احتياج دارد، مانند خانه، اثاثيه و جهيزيۀ دختر اگر نمى‌تواند يك دفعه آن را تهيّه نمايد ولى مى‌تواند تدريجاً در طول چند سال آنها را تهيّه نمايد خمس ندارد مثلًا اگر يك سال زمين را و در سال بعد قسمتى از وسايل ساختمان را بخرد كه در اين صورت اگر چه زمين يا آهن و آجر و يا ساير وسايل مدّتى بدون استفاده مى‌ماند، خمس ندارد، حتى اگر پولى را براى تهيۀ اينها پس‌انداز نمايد در صورتى كه با آن پول در يك مرتبه نمى‌شود تمام آن چيز را خريد و در مدّت كمى، مثلًا دو سال و سه سال مى‌تواند آن چيز را بخرد و عرفاً مى‌گويند محتاج به آن چيز است و پس‌انداز كردن هم براى خريدن آن چيز باشد باز هم خمس ندارد؛ ولى اگر بخواهد بعد از مدّت طولانى مثلًا بعد از بيست سال آن چيز را بخرد بطورى كه عرفاً نگويند فعلًا به آن محتاج است، در اين صورت پولى كه پس‌انداز كرده، اگر از يك سال گذشت خمس دارد.[۹]

نکته: پس انداز درآمد سال اگر براى هزينۀ ازدواج در چند ماه آينده باشد، به نحوى كه اگر خمس آن را بپردازيد نتوانيد تمام هزينۀ ازدواج را تأمين نماييد، خمس ندارد.[۱۰]

برای مشاهده پاسخ های مرتبط به لینک های زیر مراجعه فرمایید.

نمایه: خمس پس انداز مسکن، پاسخ شماره ۳۵٫

نمایه: خمس قرض الحسنه: دستگردان و مصالحه، پاسخ شماره ۲۷٫

[۱] . توضيح المسائل (محشى – امام خمينى)، ج‌۲، ص: ۲۴-۲۵، م ۱۷۷۸٫

[۲] . پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، توضیح المسائل جامع، خمس، م ۲۳۲۵٫

[۳] . مناسک حج و عمره (بهجت)، ص ۲۱۰٫

[۴] . توضيح المسائل (محشى – امام خمينى)، ج‌۲، ص: ۲۴-۲۵، م ۱۷۷۸٫

[۵] . همان، ص ۲۱، م ۱۷۷۵٫

[۶] . اجوبه الاستفتائات، ص ۱۸۵، س ۸۸۶٫

[۷] . همان، ص ۲۰۳، س ۹۵۶٫

[۸] . مجمع المسائل(للگلپایگانی)، ج ۱، ص ۳۳۴، س ۱۵۹٫

[۹] . توضیح المسائل (محشی – امام خمینی)، ج ۲، ص ۲۲، م ۱۳۹۱٫

[۱۰] . اجوبه الاستفتائات، ص ۲۰۹، س ۹۷۸٫

post

کیفیت خواندن نماز عید فطر و قربان

سؤال ۶۰: کیفیت خواندن نماز عید سعید فطر و قربان چگونه است؟ آیا خواندن آن بر ما واجب است؟

پاسخ ۶۰: نماز عيد فطر و قربان در زمان حضور امام عليه السلام واجب است و بايد به جماعت خوانده شود و در زمان ما كه امام عليه السلام غايب است، مستحب مى‌باشد و احتياط واجب آن است كه آن را به جماعت نخوانند،[۱] ولى به قصد رجاء مانع ندارد، و چنانچه ولىّ فقيه يا مأذون از طرف او اقامه جماعت نمايد اشكال ندارد.[۲] بیشتر

post

اعمال شب و روز عید فطر

سؤال ۵۹: اعمال شب و روز عید فطر را به طور کامل شرح دهید؟

پاسخ ۵۹: از جمله لیالى شریفه شب عید فطر می باشد و در فضیلت و ثواب عبادت و احیاى آن احادیث ‏بسیار وارد شده و روایت‏ شده است که آن شب کمتر از شب قدر نیست. برای درک این شب عزیز انجام اعمالی از ائمه علیهم السلام به ما سفارش شده است:

۱- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود.

۲- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالى و بیتوته در مسجد احیا گردد.

۳- بعد از نماز مغرب و عشاء ، نماز صبح و نمازعید فطر ذکر؛” الله اکبر الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشکر على ما اولانا ” گفته شود.

۴- بعد از نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوى آسمان بلند کرده و بگوید:” یا ذاالمن و الطول یا ذاالجود یا مصطفی محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفرلی کل ذنب احصیته وهو عندک فی کتاب مبین.” پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگوید: ” اتوب الى الله ” پس هر حاجت که دارد از حق تعالى بخواهد که ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد. در روایتی از ‏شیخ آمده که: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگوید” یا ذاالحول یا ذاالطول یا مصطفیا محمدا و ناصره صل على محمد و آل محمد واغفرلی کل ذنب اذنبته و نسیته انا و هو عندک فی کتاب مبین.” سپس صد مرتبه ” اتوب الى الله ” بگو.

۵- زیارت امام حسین علیه السلام که فضیلت ‏بسیار دارد.

۶- ده مرتبه ذکر” یا دائم الفضل علی البریة یا باسط الیدین بالعطیة یا صاحب المواهب السنیة صل علی محمد و آله خیرالوری سجیة واغفرلنا یا ذاالعلی فی هذه العشیة.” که از اعمال شب جمعه است، گفته شود.

۷- ده رکعت نماز که در شب آخر ماه رمضان اقامه می شود که به صورت پنج نماز دو رکعتی ، در هر رکعت بعد از حمد، سوره توحید ده بار خوانده شود. و در رکوع و سجود ده مرتبه ذکر” سبحان الله والحمدلله و لا اله الاالله والله اکبر” گفته شود. پس از نماز هزار مرتبه استغفار کند و بعد از آن سر به سجده گذارد و بگوید:” یا حی یا قیوم یا ذاالجلال و الاکرام یا رحمان الدنیا والاخرة و رحیمهما یا ارحم الراحمین یا اله الاولین والآخرین اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صیامنا و قیامنا.”

۸- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو رکعت نماز بجا آورد، در رکعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحید و در رکعت دوم بعد از حمد، یک مرتبه توحید بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذکر” اتوب الى الله ” گفته شود. پس از آن بگوید: ” یا ذاالمن والجود یا ذاالمن والطول یا مصطفی محمد صلى الله علیه وآله صل على محمد وآله و افعل بی کذا و کذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد و روایت است که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام این دو رکعت را به این کیفیت ‏بجا مى‏آورد پس سراز سجده برمى‏داشت و مى‏فرمود به حق آن خداوندى که جانم به دست قدرت او است هر که این نماز را بخواند، هر حاجتی از خدا بطلبد البته عطا کند و اگر به عدد ریگ هاى بیابان گناه داشته باشد خدا بیامرزد. و در روایت دیگر به جاى هزار مرتبه توحید صد مرتبه وارد شده است. شیخ و سید بعد از نماز این دعا را نقل کرده‏اند:

يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا اللَّهُ يَا رَحِيمُ يَا اللَّهُ يَا مَلِكُ يَا اللَّهُ يَا قُدُّوسُ يَا اللَّهُ‏

اى خدا اى خدا اى خدا اى بخشاينده اى خدا اى مهربان اى خدا اى پادشاه اى خدا اى پاك اى خدا

يَا سَلاَمُ يَا اللَّهُ يَا مُؤْمِنُ يَا اللَّهُ يَا مُهَيْمِنُ يَا اللَّهُ يَا عَزِيزُ يَا اللَّهُ‏

اى سالم از نقص اى خدا اى تصديق كننده اى خدا اى گواه اى خدا اى ارجمند و با عزت اى خدا

يَا جَبَّارُ يَا اللَّهُ يَا مُتَكَبِّرُ يَا اللَّهُ يَا خَالِقُ يَا اللَّهُ يَا بَارِئُ يَا اللَّهُ يَا مُصَوِّرُ يَا اللَّهُ‏

اى جبار اى خدا اى صاحب بزرگى اى خدا اى آفريننده اى خدا اى پديد آرنده اى خدا اى صورت آفرين اى خدا

يَا عَالِمُ يَا اللَّهُ يَا عَظِيمُ يَا اللَّهُ يَا عَلِيمُ يَا اللَّهُ يَا كَرِيمُ يَا اللَّهُ يَا حَلِيمُ يَا اللَّهُ‏

اى دانا اى خدا اى بزرگ اى خدا اى آگاه اى خدا اى صاحب كرم اى خدا اى بردبار اى خدا

يَا حَكِيمُ يَا اللَّهُ يَا سَمِيعُ يَا اللَّهُ يَا بَصِيرُ يَا اللَّهُ يَا قَرِيبُ يَا اللَّهُ يَا مُجِيبُ يَا اللَّهُ‏

اى صاحب حكمت اى خدا اى شنوا اى خدا اى بينا اى خدا اى نزديك اى خدا اى اجابت كننده اى خدا

يَا جَوَادُ يَا اللَّهُ يَا مَاجِدُ يَا اللَّهُ يَا مَلِيُّ يَا اللَّهُ يَا وَفِيُّ يَا اللَّهُ يَا مَوْلَى يَا اللَّهُ‏

اى جود كننده اى خدا اى بزرگوار اى خدا اى دوست اى خدا اى وفا كننده اى خدا اى مولى اى خدا

يَا قَاضِي يَا اللَّهُ يَا سَرِيعُ يَا اللَّهُ يَا شَدِيدُ يَا اللَّهُ يَا رَءُوفُ يَا اللَّهُ يَا رَقِيبُ يَا اللَّهُ‏

اى حكم كننده اى خدا اى سريع اى خدا اى با شدت اى خدا اى مهربان اى خدا اى نگهبان اى خدا

يَا مَجِيدُ يَا اللَّهُ يَا حَفِيظُ يَا اللَّهُ يَا مُحِيطُ يَا اللَّهُ يَا سَيِّدَ السَّادَاتِ يَا اللَّهُ‏

اى بزرگوار اى خدا اى حفظ كننده اى خدا اى احاطه كننده اى خدا اى آقاى آقايان اى خدا

يَا أَوَّلُ يَا اللَّهُ يَا آخِرُ يَا اللَّهُ يَا ظَاهِرُ يَا اللَّهُ يَا بَاطِنُ يَا اللَّهُ يَا فَاخِرُ يَا اللَّهُ يَا قَاهِرُ يَا اللَّهُ‏

اى اول اى خدا اى آخر اى خدا اى ظاهر كننده اى خدا اى باطن اى خدا اى فخر كننده اى خدا اى غلبه كننده اى خدا

يَا رَبَّاهْ يَا اللَّهُ يَا رَبَّاهْ يَا اللَّهُ يَا رَبَّاهْ يَا اللَّهُ يَا وَدُودُ يَا اللَّهُ يَا نُورُ يَا اللَّهُ‏

اى پروردگار اى خدا اى پروردگار اى خدا اى پروردگار اى خدا اى دوست اى خدا اى نور اى خدا

يَا رَافِعُ يَا اللَّهُ يَا مَانِعُ يَا اللَّهُ يَا دَافِعُ يَا اللَّهُ يَا فَاتِحُ يَا اللَّهُ يَا نَفَّاحُ (نَفَّاعُ) يَا اللَّهُ‏

اى بلند كننده اى خدا اى منع كننده اى خدا اى دفع كننده اى خدا اى گشاينده اى خدا

يَا جَلِيلُ يَا اللَّهُ يَا جَمِيلُ يَا اللَّهُ يَا شَهِيدُ يَا اللَّهُ‏

اى نفع رساننده اى خدا اى بزرگ اى خدا اى نيكو اى خدا اى گواه اى خدا

يَا شَاهِدُ يَا اللَّهُ يَا مُغِيثُ يَا اللَّهُ يَا حَبِيبُ يَا اللَّهُ‏

اى گواهى دهنده اى خدا اى پناه دهنده اى خدا اى دوست اى خدا

يَا فَاطِرُ يَا اللَّهُ يَا مُطَهِّرُ يَا اللَّهُ يَا مَلِكُ (مَلِيكُ) يَا اللَّهُ يَا مُقْتَدِرُ يَا اللَّهُ يَا قَابِضُ يَا اللَّهُ‏

اى آفريننده اى خدا اى پاك كننده اى خدا اى پادشاه اى خدا اى تقدير كننده اى خدا اى قبض كننده اى خدا

يَا بَاسِطُ يَا اللَّهُ يَا مُحْيِي يَا اللَّهُ يَا مُمِيتُ يَا اللَّهُ يَا بَاعِثُ يَا اللَّهُ يَا وَارِثُ يَا اللَّهُ‏

اى پهن كننده اى خدا اى زنده كننده اى خدا اى ميراننده اى خدا اى برانگيزاننده اى خدا اى وارث اى خدا

يَا مُعْطِي يَا اللَّهُ يَا مُفْضِلُ يَا اللَّهُ يَا مُنْعِمُ يَا اللَّهُ يَا حَقُّ يَا اللَّهُ يَا مُبِينُ يَا اللَّهُ‏

اى عطا كننده اى خدا اى فضل دهنده اى خدا اى نعمت دهنده اى خدا اى راست اى خدا اى آشكار كننده اى خدا

يَا طَيِّبُ يَا اللَّهُ يَا مُحْسِنُ يَا اللَّهُ يَا مُجْمِلُ يَا اللَّهُ يَا مُبْدِئُ يَا اللَّهُ يَا مُعِيدُ يَا اللَّهُ‏

اى پاكيزه اى خدا اى احسان كننده اى خدا اى نيكى كننده اى خدا اى آغاز كننده اى خدا اى عود دهنده اى خدا

يَا بَارِئُ يَا اللَّهُ يَا بَدِيعُ يَا اللَّهُ يَا هَادِي يَا اللَّهُ يَا كَافِي يَا اللَّهُ يَا شَافِي يَا اللَّهُ‏

اى پديد كننده اى خدا اى نو كننده اى خدا اى هدايت كننده اى خدا اى كفايت كننده اى خدا اى شفا دهنده اى خدا

يَا عَلِيُّ يَا اللَّهُ يَا عَظِيمُ يَا اللَّهُ يَا حَنَّانُ يَا اللَّهُ يَا مَنَّانُ يَا اللَّهُ يَا ذَا الطَّوْلِ يَا اللَّهُ‏

اى بلند مرتبه اى خدا اى بزرگ اى خدا اى بخشنده اى خدا اى احسان كننده اى خدا اى صاحب نعمت اى خدا

يَا مُتَعَالِي يَا اللَّهُ يَا عَدْلُ يَا اللَّهُ يَا ذَا الْمَعَارِجِ يَا اللَّهُ يَا صَادِقُ يَا اللَّهُ‏

اى بلند عالى اى خدا اى عادل اى خدا اى صاحب بلنديها اى خدا اى راستگو اى خدا

يَا صَدُوقُ يَا اللَّهُ يَا دَيَّانُ يَا اللَّهُ يَا بَاقِي يَا اللَّهُ يَا وَاقِي يَا اللَّهُ‏

اى راست گفتار اى خدا اى جزا دهنده اى خدا اى باقى اى خدا اى نگهدار

يَا ذَا الْجَلاَلِ يَا اللَّهُ يَا ذَا الْإِكْرَامِ يَا اللَّهُ‏

اى خدا اى صاحب جلال اى خدا اى صاحب كرامت اى خدا

يَا مَحْمُودُ يَا اللَّهُ يَا مَعْبُودُ يَا اللَّهُ يَا صَانِعُ يَا اللَّهُ يَا مُعِينُ يَا اللَّهُ يَا مُكَوِّنُ يَا اللَّهُ‏

اى پسنديده اى خدا اى پرستيده شده اى خدا اى صانع اى خدا اى يارى كننده ‏اى خدا اى خلقت كننده اى خدا

يَا فَعَّالُ يَا اللَّهُ يَا لَطِيفُ يَا اللَّهُ يَا غَفُورُ يَا اللَّهُ (يَا جَلِيلُ يَا اللَّهُ)

اى فعال اى خدا اى با لطف اى خدا اى آمرزنده اى خدا

يَا شَكُورُ يَا اللَّهُ يَا نُورُ يَا اللَّهُ يَا قَدِيرُ (قَدِيمُ) يَا اللَّهُ‏

اى شكور اى خدا اى نور اى خدا اى با قدرت اى خدا

يَا رَبَّاهْ يَا اللَّهُ يَا رَبَّاهْ يَا اللَّهُ يَا رَبَّاهْ يَا اللَّهُ يَا رَبَّاهْ يَا اللَّهُ‏

اى پروردگار اى خدا اى پروردگار اى خدا اى پروردگار اى خدا اى پروردگار اى خدا

يَا رَبَّاهْ يَا اللَّهُ يَا رَبَّاهْ يَا اللَّهُ يَا رَبَّاهْ يَا اللَّهُ‏

اى پروردگار اى خدا اى پروردگار اى خدا اى پروردگار اى خدا

يَا رَبَّاهْ يَا اللَّهُ يَا رَبَّاهْ يَا اللَّهُ يَا رَبَّاهْ يَا اللَّهُ‏

اى پروردگار اى خدا اى پروردگار اى خدا اى پروردگار اى خدا

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَمُنَّ عَلَيَّ بِرِضَاكَ وَ تَعْفُوَ عَنِّي بِحِلْمِكَ‏

از تو خواهم كه رحمت فرستى بر محمد و آل محمد و منت نهى بر من به رضايت خود و بگذارى از من به بردباريت

وَ تُوَسِّعَ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلاَلِ الطَّيِّبِ وَ مِنْ حَيْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لاَ أَحْتَسِبُ‏

و فراوان كنى روزيم را از حلال و پاك و از آنجا كه گمان دارم و از آنجا كه گمان ندارم

فَإِنِّي عَبْدُكَ لَيْسَ لِي أَحَدٌ سِوَاكَ وَ لاَ أَحَدٌ أَسْأَلُهُ غَيْرُكَ‏

زيرا من بنده توام و نيست طرفدارم احدى جز تو و از احدى خواهش نكنم جز تو

يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ مَا شَاءَ اللَّهُ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ‏

اى مهربانترين مهربانان عالم آنچه را خدا خواست بشود و هيچ قوت و نيرويى جز به خداى بلند بزرگ نخواهد بود

پس به سجده مى‏ روى و مى ‏گويى‏

يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا مُنْزِلَ الْبَرَكَاتِ بِكَ تُنْزَلُ كُلُّ حَاجَةٍ

اى خدا اى خدا اى خدا اى پروردگار اى پروردگار اى پروردگار اى نازل كن بركات هر حاجتى به تو نازل شود

أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ فِي مَخْزُونِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ وَ الْأَسْمَاءِ الْمَشْهُورَاتِ عِنْدَكَ الْمَكْتُوبَةِ عَلَى سُرَادِقِ عَرْشِكَ‏

از تو درخواست مى ‏كنم به هر نامى كه در خزينه غيب توست و نامهاى مشهورت كه نوشته‏اى بر سراپرده ‏هاى عرشت

أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْبَلَ مِنِّي شَهْرَ رَمَضَانَ‏

كه بر محمد و آل محمد (ع) رحمت فرستى و از من ماه رمضان را قبول فرمايى

وَ تَكْتُبَنِي مِنَ الْوَافِدِينَ إِلَى بَيْتِكَ الْحَرَامِ وَ تَصْفَحَ لِي عَنِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ وَ تَسْتَخْرِجَ لِي يَا رَبِّ كُنُوزَكَ يَا رَحْمَانُ‏

و مرا از واردين به بيت الحرامت بنويسى و از گناهان بزرگم چشم پوشى و گنجهايت را اى پروردگار درآورى اى بخشاينده.

۹- چهارده رکعت نماز اقامه کند. بعد از هر دو رکعت سلام دهد و در هر رکعت بعد از حمد، یک بار آیةالکرسی و سه مرتبه توحید خوانده شود. براى هر رکعت، ثواب عبادت چهل سال و عبادت هر که در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء می شود.

۱۰- شیخ در مصباح فرموده که در آخر شب غسل کن و بر سجاده خود تا طلوع فجر بنشین و عبادت کن.

اعمال روز عید فطر

اوّل: آنکه بخوانى بعد از نماز صبح و نماز عید آن تکبیراتى را که در شبش بعد از نماز فریضه مى خواندى

دوّم: آنکه بخوانى بعد از نماز صبح دعائى را که سیّد روایت کرده اَللّهُمَّ اِنّى تَوَجَّهْتُ اِلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ اِمامى الخ و شیخ این دعا را بعد از نماز عید ذکر فرموده.

سوّم: بیرون کردن زکوة فطره است از هر سرى صاعى پیش از نماز عید به تفصیلى که در کتب فقهیّه است و بدانکه زکوة فطره واجب مؤ کّد است و شرط قبولى روزه ماه رمضان و سبب حفظ تا سال دیگر است و حق تعالى آن را مقدّم بر نماز ذکر فرموده در این آیه شریفه قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکّى وَ ذَکَرَاسْمَ رَبِّهِ فَصَلّى

چهارم: غسل است و بهتر آن است که اگر ممکن شود از نهر غسل کنى و وقت آن بعد از طلوع فجر است تا زمان بجا آوردن نماز عید چنانچه شیخ فرموده و در جزء روایتى است که غسل را در زیر سقفى بکن و چون خواستى غسل کنى بگو :

اَللّهُمَّ ایمانا بِکَ وَتَصْدیقا بِکِتابِکَ وَاتِّباعُ سُنَّةِ نَبیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ

پس بسم اللّه بگو و غسل کن و چون از غسل فارغ شدى بگو:

اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ کَفّارَةً لِذُنُوبى وَطَهِّرْ دینى اَللّهُمَّ اَذْهِبْ عَنِّى الدَّنَسَ

پنجم: پوشیدن جامه نیکو و به کار بردن بوى خوش و رفتن به صحرا در غیر مکّه براى نماز کردن در زیر آسمان

ششم: پیش از نماز عید در اوّل روز افطار کنى و بهتر آنست که به خرما یا به شیرینى باشد و شیخ مفید فرموده مستحب است تناول کردن مقدار کمى از تربت سیّدالشهداء علیه السلام که شفا است از براى هر دردى

هفتم: آنکه چون مهیّا شدى از براى رفتن به نماز عید بیرون نروى مگر بعد از طلوع آفتاب و آنکه بخوانى دعاهائى را که سیّد در اقبال نقل کرده از جمله از ابوحمزه ثمالى روایت کرده از حضرت امام محمّد باقرعلیه السلام که فرمود بخوان در عید فطر و قربان و جمعه وقتى که مهیّا شدى به جهت بیرون رفتن به نماز این دعا را:

اَللّهُمَّ مَنْ تَهَیَّاءَ فى هذَا الْیَوْمِ اَوْ تَعَبَّاءَ اَوْ اَعَدَّ

وَاسْتَعَدَّ لِوِفادَةٍ اِلى مَخْلُوقٍ رَجاَّءَ رِفْدِهِ وَنَوافِلِهِ وَفَواضِلِهِ

وَعَطایاهُ فَاِنَّ اِلَیْکَ یا سَیِّدى تَهْیِئَتى وَتَعْبِئَتى وَاِعْدادى

وَاسْتِعْدادى رَجاَّءَ رِفْدِکَ وَجَوائِزِکَ وَنَوافِلِکَ وَفَواضِلِکَ وَفَضاَّئِلِکَ

وَعَطایاکَ وَقَدْ غَدَوْتُ اِلى عیدٍ مِنْ اَعْیادِ اُمَّةِ نَبیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُ

اللّهِ عَلَیْهِ وَعَلى الِهِ وَلَمْ اَفِدْ اِلَیْکَ الْیَوْمَ بِعَمَلٍ صالِحٍ اَثِقُ بِهِ قَدَّمْتُهُ

وَلا تَوَجَّهْتُ بِمَخْلُوقٍ اَمَّلْتُهُ وَلکِنْ اَتَیْتُکَ خاضِعاً مُقِرّاً بِذُنُوبى

وَاِساَّئَتى اِلى نَفْسى فَیا عَظیمُ یا عَظیمُ یا عَظیمُ اِغْفِرْ لِىَ الْعَظیمَ مِنْ

ذُنُوبى فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ الْعِظامَ اِلاّ اَنْتَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ یا

اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

هشتم: خواندن نماز عید است.

نهم: زیارت کند امام حسین علیه السلام را.

دهم: بخواند دعاى ندبه را که بعد از این بیاید ان شاء الله تعالى و سید بن طاوس فرموده که چون از دعا فارغ شود به سجده رود و بگوید اعوذ بک من نار حرها لا یطفى و جدیدها لا یبلى و عطشانها لا یروى پس بگذارد گونه راست را و بگوید الهی لا تقلب وجهی فی النار بعد سجودی و تعفیری لک بغیر من منی علیک بل لک المن علی پس بگذارد گونه چپ را و بگوید ارحم من اساء و اقترف و استکان و اعترف پس برگردد به حال سجده و بگوید ان کنت‏بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک یا کریم پس بگوید العفو العفو صد مرتبه آنگاه سید فرموده و لا تقطع یومک هذا باللعب و الاهمال و انت لا تعلم ا مردود ام مقبول الاعمال فان رجوت القبول فقابل ذلک بالشکر الجمیل و ان خفت الرد فکن اسیر الحزن الطویل.[۱]

برای آگاهی بیشتر به پاسخ زیر مراجعه فرمایید:

نمایه: کیفیت خواندن نماز عید فطر و قربان، پاسخ شماره ۶۰٫

نمایه: اثبات اول ماه قمری با رویت هلال توسط چشم مسلح، پاسخ شماره ۵۸٫

نمایه: زکات فطره: مقدار و موارد پرداخت زکات فطریه، پاسخ شماره ۵۶٫

[۱] . مفاتیح الجنان، اعمال شب و روز عید فطر، ص ۴۹۱-۴۹۹٫

post

اثبات اول ماه قمری با رویت هلال توسط چشم مسلح

سؤال ۵۸: راه های تشخیص رؤیت هلال را نام ببرید؟ لطفا نظر مراجع عظام تقلید را در مورد اینکه کدام رویت هلال ملاک است اعلام کنید. آیا رویت با چشم معمولی یا حتی با چشم مسلح؟ در این زمینه آیا باید از مرجع تقلید خود تبعیت کرد یا به فتوای حاکم شرع؟

پاسخ ۵۸: اول ماه به پنج چيز ثابت مى‌شود: اول: آن كه خود انسان ماه را ببيند. دوم: عدّه‌اى كه از گفتۀ آنان يقين پيدا مى‌شود، بگويند ماه را ديده‌ايم و هم چنين است هر چيزى كه به واسطۀ آن يقين پيدا شود. سوم: دو مرد عادل بگويند كه در شب ماه را ديده‌ايم ولى اگر صفت ماه را بر خلاف يكديگر بگويند يا شهادتشان خلاف واقع باشد مثل اين كه بگويند داخل دايرۀ ماه طرف افق بود اوّل ماه ثابت نمى‌شود. اما اگر در تشخيص بعض خصوصيات اختلاف داشته باشند مثل آن كه يكى بگويد ماه بلند بود و ديگرى بگويد نبود، به گفتۀ آنان اول ماه ثابت مى‌شود. چهارم: سى روز از اول ماه شعبان بگذرد كه به واسطۀ آن، اول ماه رمضان ثابت مى‌شود و سى روز از اوّل رمضان بگذرد كه به واسطۀ آن، اوّل ماه شوّال ثابت مى‌شود. پنجم: حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است.[۱]

بحث استهلال ماه با چشم مسلح یا غیر مسلح یک بحث کاملاً فقهی و تخصّصی است. با توجه به برداشت هایی که فقهای بزرگوار از مجموعۀ ادلۀ فقاهتی و اجتهادی دارند، دیدگاه هایشان در این باب متفاوت است.

امام خمینی (ره): رؤيت هلال با وسايل مستحدثه اعتبار ندارد‌؛ پس اگر با بعضى از وسايل بزرگ‌كننده يا نزديك‌آورنده مانند تلسكوپ مثلا ببيند ولى هلال، بدون وسيله قابل رؤيت نباشد، حكم به اول ماه نمى‌شود. پس معيار رؤيت به چشم است- بدون وسيلۀ نزديك‌آورنده يا بزرگ‌كننده-.البته اگر با وسيله‌اى آن را ببيند و جاى آن را بداند سپس با چشم- بدون وسيله- آن را رؤيت نمايد حكم به اول ماه مى‌شود.[۲]

آیت الله تبریزی: موضوع در رؤيت هلال، ديدن متعارف است و ديدن با دستگاه اعتبارى ندارد، و اللّه العالم.[۳]

آیةالله مکارم: فقط رؤیت (دیدن) ماه را با چشم غیر مسلح، برای ثبوت اول ماه لازم می دانند.[۴]

آیت الله خامنه ای: رؤيت با وسيله، فرقى با رؤيت به طريق عادى ندارد و معتبر است. ملاك آن است كه عنوان رؤيت محفوظ باشد. پس رؤيت با چشم و با عينك و با تلسكوپ محكوم به حكم واحدند. اما در مورد انعكاس به رايانه كه در آن صدق عنوان رؤيت معلوم نيست محل اشكال است.[۵]

حضرت آیت الله سیستانی: دیدن ماه با چشم عادی غیر مسلح میزان رؤیت است. بر مکلف واجب است ضوابط ثبوت ماه را طبق فتوای مجتهد اعلم تطبیق کند.[۶]

حضرت آیت الله شبیری زنجانی: اگر با چشم مسلح ماه را ببینند و جاي آنرا مشخص کنند و بعد با چشم غیر مسلح ماه را ببینند، در اين صورت که چشم مسلح مقدمه شده براي ديدن چشم عادي، بلااشکال این رویت کافي است. اما اگر ماه با چشم معمولي ديده نمي شود، ولی با چشم مسلّح ديده می شود این رویت کافی نیست.[۷]

تبعیت از حکم حاکم شرع:

پس اگر یکی از فقهاء بنابر این مبنا (ثبوت ماه با چشم مسلح)، اول ماه را ثابت بداند، فقط نظر فقهی خودش را به کار گرفته است و هرکس که به فتوای مجتهد خودش عمل کند بری الذمه است.

در همین حین، اگر حاکم شرع، حکم به اول ماه کند، حکم وی حجت شرعی برای همۀ مکلفین است.[۸]

آیت الله خامنه ای: اگر حكم حاكم شامل همۀ كشور باشد، حكم او شرعاً براى همۀ شهرها معتبر است. اول يا آخر ماه رمضان با رؤيت شخص مكلّف يا با شهادت دو فرد عادل يا با شهرتى كه مفيد علم است يا با گذشت سى روز و يا به وسيلۀ حكم حاكم ثابت مى‌شود. [۹]

حضرت آیت الله مکارم: “پنجمین راه ثابت شدن اول ماه، حكم حاكم شرع است، به اين صورت كه براى مجتهد عادلى اول ماه ثابت شود و سپس حكم كند كه آن روز اول ماه است، در اين صورت پيروى او بر همه لازم است، مگر كسى كه يقين به اشتباه او دارد”.[۱۰]

آیت الله سیستانی: اول ماه به حکم حاکم شرع ثابت نمی‏ شود، مگر این که از حکم او، یا ثابت شدن ماه نزد او، اطمینان به دیده شدن ماه حاصل شود.[۱۱]

بنابراین، باید توجه داشت که رؤیت هلال یک فعل خارجی است و از قبیل تشخیص موضوع احکام است که هر فرد مکلفی (حتی اگر در مسائل فقهی مجتهد هم نباشد) می تواند شخصاً به تشخیص آن اقدام کند و به علم خود عمل نماید و نیازی به تقلید در این مسئله نیست، اما چون بیشتر مردم شخصاً موفق به رؤیت هلال نمی شوند، از آن جا که به مرجع تقلید خود اطمینان کامل دارند، در این مسئله بنابر نظر ایشان عمل می کنند و همین باعث شده است که تصور شود که در این مسئله نیز حتماً باید از مرجع تقلید خود اطاعت کنند، در حالی که در چنین مسائلی نیاز به تقلید نیست و  اگر از هر یک از راه های بیان شده برای انسان یقین حاصل شود که ماه رؤیت شده است، کافی است.[۱۲]

[۱] . توضیح المسائل مراجع (محشی – امام خمینی)، ج ۱، ص ۹۶۰، م ۱۷۳۰٫

[۲] . ترجمه تحریر الوسیله، ج ۴، ص ۵۰۱، م ۱۸٫

[۳] . استفتاءات جديد (تبريزى)، ج‌۲، ص: ۱۳۶٫

[۴] . پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقد حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، تبیین فقهی عدم کفایت رؤیت هلال با چشم مسلح.

[۵] . توضیح المسائل مراجع (محشی – امام خمینی)، ج ۱، ص ۹۸۶، س ۸۳۵٫

[۶] . سایت رسمی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، پرسش و پاسخ در مورد رؤیت هلال.

[۷] . پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر آیت الله العظمی شبیری زنجانی، درس خارج فقه صوم، رویت هلال با چشم مسلح.

[۸] . آیت الله خامنه ای، اجوبه الاستفتاءات، ص۱۸۸٫

[۹] . أجوبة الاستفتاءات (فارسى)، ص: ۱۷۵٫

[۱۰] توضيح المسائل (محشى – امام خمينى)، ج‌۱، ص ۹۶۱

[۱۱] . سایت رسمی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، پرسش و پاسخ در مورد رؤیت هلال.

[۱۲]. برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید: به مجلۀ فقه، شمارۀ ۲، سال ۱۳۷۳، ماه دی؛ غفوریان، محمد رضا، آغاز و انجام ماه های قمری، مجلۀ فقه، شمارۀ ۱۰.

post

تطهیر کامپیوتر، میز یا کمد نجس با آب

سؤال ۵۷: اگر جایی مثل میز، کمد، کامپیوتر و … نجس شود در حالی که نمی توان آن را با آب لوله کشی آب کشید چگونه می توان آن را با آب قلیل آب کشید؟ با توجه به اینکه جمع آوری غساله آن بسیار مشکل و بعضا غیر ممکن است؟ آیا آب حتما باید روی محل ریخته شود یا با پارچه و امثال آن هم می توان محل را آب کشید؟

پاسخ ۵۷: اگر محلی مانند موارد مذکور نجس شود، پاک کردن آن با پارچه ممکن نیست و تنها راه پاک کردن آن شستن و آب کشیدن با آب (قلیل، کر، جاری و…) است[۱]. به این صورت که پس از برطرف نمودن عین نجاست (توسط پارچه یا امثال آن)، شستن یک مرتبه با آب کر یا جاری کفایت می کند و در شستن با آب قلیل در صورتی که نجاست مذکور بول (ادرار) باشد چنانچه بعد از این که یک بار آب قلیل روی آن ریخته شود تا از آن جدا شود، يك مرتبۀ دیگر آب روى آن بريزند پاک می شود[۲].

اما اگر چيزى به غير بول نجس شود، چنانچه بعد از برطرف كردن نجاست يك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود، پاك مى‏گردد گر چه  در صورتی که آب قلیل باشد بهتر است که دو بار شسته شود[۳].

بله در صورتی که امکان شستن محل مورد نظر نباشد، می بایست به هر نحوی که می توانید با گذاشتن یا چسبانیدن پوشش روی آنها مواظبت کنید که در اثر تماس با آنها نجس نشوید. و اگر در اثر ملاقات نجاست منتقل شد، کافی است که چیزی که نجس شده است را آب بکشید.

برای آگاهی بیشتر به پاسخ های زیر مراجعه فرمایید:

نمایه: نجس بودن غساله، پاسخ شماره ۱۲٫

نمایه: شروط پاک کردن چیز نجس: تطهیر لباس با ماشین لباسشویی، پاسخ شماره ۵۱٫

[۱] . زیرا از بین مطهرات غیر از آب که بیان شد، تنها آفتاب ممکن است به عنوان پاک کننده مورد احتمال باشد که آن هم با شرایطی که در رساله های عملیه آمده است، نمی تواند پاک کننده این گونه اشیا باشد. توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج‏۱، ص۱۱۸٫

[۲] . توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج‏۱، ص: ۱۰۵، مسأله ۱۶۰٫

[۳] . همان، ص ۱۰۶، مسأله ۱۶۲٫

post

زکات فطره: مقدار و موارد پرداخت زکات فطریه

سؤال ۵۶: زکات فطره چیست و آیا کسی هم که روزه نمی گیرد باید فطریه بدهد؟ موارد پرداخت آن چیست و به چه کسی باید پرداخت کرد؟

پاسخ ۵۶: طبق نظر مراجع عظام تقلید (حفظهم الله)، بر مکلّفی که در موقع غروب شب عید فطر، شرایط ذیل را دارا ‌باشد، پرداخت زکات فطره خود و کسانی که عرفاً نان‌خور او محسوب می‌شوند، واجب است: ۱٫ بالغ باشد. ۲٫ عاقل باشد. ۳٫ بیهوش نباشد. ۴٫ فقیر نباشد. ۵٫ بنده و عبد نباشد. و تفاوتی بین روزه دار و غیر روزه دار نیست.

مقدار و شرایط وجوب زکات فطره: بنابراین كسى كه موقع غروب شب عيد فطر بالغ و عاقل و هشيار است و فقير و بندۀ كس ديگر نيست بايد براى خودش و كسانى كه نان‌خور او هستند، هر نفرى يك صاع كه تقريباً سه كيلو است گندم يا جو يا خرما يا كشمش يا برنج يا ذرّت و مانند اينها به مستحقّ بدهد و اگر پول يكى از اينها را هم بدهد كافى است.[۱]

كسى كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد و كسبى هم ندارد كه بتواند مخارج سال خود و عيالاتش را بگذراند فقير است و دادن زكات فطره بر او واجب نيست.[۲]

فطره مهمان: لازم به ذکر است که انسان بايد فطرۀ كسانى را كه در غروب شب عيد فطر نان‌خور او حساب مى‌شوند بدهد؛ كوچك باشند يا بزرگ، مسلمان باشند يا كافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد يا نه، در شهر خود او باشند يا در شهر ديگر.[۳]

همچنین فطرۀ مهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر با رضايت صاحبخانه وارد شده و نانخور او حساب مى‌شود، بر او واجب است.[۴]

فطرۀ مهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر بدون رضايت صاحب خانه وارد مى‌شود و مدّتى نزد او مى‌ماند واجب است و همچنين است فطرۀ كسى كه انسان را مجبور كرده‌اند كه خرجى او را بدهد‌.[۵]

اما فطرۀ مهمانى كه بعد از غروب شب عيد فطر وارد مى‌شود، بر صاحبخانه واجب نيست اگر چه پيش از غروب او را دعوت كرده باشد و در خانۀ او هم افطار كند.[۶]

گفتنی است كسى كه ديگرى بايد فطرۀ او را بدهد، واجب نيست فطرۀ خود را بدهد.[۷] اما اگر فطرۀ انسان بر كسى واجب باشد ولی او فطره را ندهد بر خود انسان واجب نمى‌شود.[۸]

نکته: كسى كه سيّد نيست نمى‌تواند به سيّد فطره بدهد حتى اگر سيّدى نانخور او باشد نمى‌تواند فطرۀ او را به سيّد ديگر بدهد.[۹]

مبلغ زکات فطره در سال ۹۷:[۱۰]

مرجع عالیقدر مبلغ زکات فطره (ریال) مبلغ قضای روزه با عذر شرعی (ریال) کفاره یک روز قضای عمدی (ریال)
مقام معظم رهبری ۸۰۰۰۰ ۲۵۰۰۰ ۱۵۰۰۰۰۰
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در تهران: ۸۰۰۰۰ ۲۵۰۰۰ ۱۵۰۰۰۰۰
سایر شهرها: ۷۰۰۰۰

آیت الله العظمی سیستانی: كسی كه موقع غروب شب عید فطر، بالغ و عاقل است و بیهوش و فقیر و برده نیست، باید برای خودش و كسانی كه نان خور او هستند، نفری یک صاع – كه گفته می‌شود تقریباً سه كیلو گرم است- از غذاهای معمول در شهرش مانند گندم یا جو یا خرما یا كشمش یا برنج یا ذرّت به مستحق بدهد و اگر به جای آن پول هم بدهد، كافی است و احتیاط لازم آن است كه از غذاهایی كه در شهرش معمول نیست ندهد هرچند گندم یا جو یا خرما یا كشمش باشد.[۱۱]

دادن فطره پیش از ماه و در ماه رمضان کفایت نمی کند: طبق نظر مراجع، اگر شخصی پيش از ماه رمضان فطره را بدهد صحيح نيست و احتياط واجب آن است كه در ماه رمضان هم فطره را ندهد ولى اگر پيش از رمضان يا در ماه رمضان به فقير قرض بدهد و بعد از آن كه فطره بر او واجب شد، طلب خود را بابت فطره حساب كند مانعى ندارد.[۱۲]

زمان پرداخت: كسى كه نماز عيد فطر مى‌خواند، بنا بر احتياط واجب بايد فطره را پيش از نماز عيد بدهد ولى اگر نماز عيد نمى‌خواند، مى‌تواند دادن فطره را تا ظهر تأخير بيندازد.[۱۳]

اگر موقعى كه دادن زكات فطره واجب است، فطره را ندهد و كنار هم نگذارد احتياط واجب آن است كه بعداً بدون اين كه نيّت ادا و قضا كند فطره را بدهد.[۱۴]

[۱] . توضيح المسائل (محشى – امام خمينى)، ج‌۲، ص: ۱۶۹، م ۱۹۹۱٫

[۲] . همان، ص ۱۷۰، م ۱۹۹۲٫

[۳] . همان، م ۱۹۹۳٫

[۴] . همان، ص ۱۷۱، م ۱۹۹۵٫

[۵] . همان، ص ۱۷۲، م ۱۹۹۶٫

[۶] . همان، م ۱۹۹۷٫

[۷] . همان، ص ۱۷۴، م ۲۰۰۵٫

[۸] . همان، ص ۱۷۵، م ۲۰۰۶٫

[۹] . همان، م ۲۰۰۹٫

[۱۰] . برگرفته شده از سایت هدانا.

[۱۱] . سایت دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، توضیح المسائل جامع، احکام زکات فطره، م ۲۶۵۰٫

[۱۲] . توضيح المسائل (محشى – امام خمينى)، ج‌۲، ص: ۱۸۰، م ۲۰۲۵٫

[۱۳] . همان، ص ۱۸۲، م ۲۰۲۹٫

[۱۴] . همان، م ۲۰۳۱٫