post

زندگی نامه امام حسن مجتبی علیه السلام از ولادت تا شهادت

سؤال ۴۶: درباره زندگی نامه امام حسن مجتبی علیه السلام از ولادت تا شهادت با ذکر منابع معتبر توضیح دهید؟

پاسخ ۴۶: حسن بن علی بن ابی طالب(ع) مشهور به امام حسن مجتبی(۳-۵۰ق) دومین امام شیعیان که ۱۰ سال (۴۰-۵۰ق.) امام و حدود ۷ ماه خلیفه مسلمانان بود. اهل سنت او را آخرین خلیفه از خلفای راشدین دانسته‌اند.

حسن بن علی نخستین فرزند امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نخستین نوه پیامبر(ص) است. بنابر گزارش‌های تاریخی، نام «حسن» را پیامبر(ص) برای او برگزید و او را بسیار دوست داشت. او هفت سال از عمر خود را با پیامبر(ص) همراه بود و در بیعت رضوان و ماجرای مباهله با مسیحیان نجران حضور داشت.

حسن بن علی بن ابی‌طالب نخستین فرزند امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نخستین نوه پیامبر اسلام(ص) است. نسب او به بنی‌هاشم و قریش می‌رسد.[۱]

نام، کنیه، القاب: واژه «حَسَن» به معنای نیکو است. این نام را پیامبر(ص) برای او برگزید.[۲] بنابر برخی روایات، این نامگذاری به فرمان الهی انجام شد. نام‌های حسن و حسین معادل شَبَّر و شَبیر (یا شَبّیر)، نام پسران هارون است که قبل از اسلام نزد مردم عرب سابقه‌ای نداشت.[۳]

کنیه او را «ابومحمد» و «ابوالقاسم» گفته‌اند و برای او القابی همچون مجتبی (برگزیده) و سَیّد (سرور) و زَکیّ (پاکیزه) برشمرده‌اند. القابی نیز مشترک میان حسنین است از جمله «سیّد شباب اهل الجنة» و «ریحانة نبیّ الله» و «سبط».[۴]

امامت: حسن بن علی دومین امام شیعیان است. او بعد از شهادت امام علی (ع) در ۲۱ رمضان سال ۴۰ق، به امامت رسید و به مدت ۱۰ سال این مقام را بر عهده داشت.[۵]

ولادت: بنابر مشهور، تاریخ ولادت او ۱۵ رمضان سال سوم هجری است. برخی منابع تولد وی را سال دوم هجرت دانسته‌اند. او در مدینه به دنیا آمد و پیامبر در گوش او اذان گفت و در هفتمین روز ولادتش، گوسفندی را برای او عقیقه کرد.[۶]

بر اساس پاره‌ای از گزار‌ش‌ها، امام علی(ع) پیش از آنکه پیامبر(ص) نام حسن را برای فرزند او انتخاب کند، نام حمزه یا حرب را برای او در نظر گرفته بود ولی وقتی پیامبر از نام او پرسید، گفت در نامگذاری فرزندش، بر رسول خدا پیشی نمی‌گیرد.[۷]

دوره کودکی: از دوره کودکی و نوجوانی حسن بن علی(ع) اطلاع چندانی در دست نیست. او کمتر از هشت سال از عمرش را در دوران پیامبر سپری کرد و از این جهت نام او در زمره واپسین طبقهٔ صحابه ذکر شده است. گزارش‌های مربوط به محبت بسیار پیامبر(ص) به او و برادرش حسین(ع) در بیشتر منابع شیعه و اهل سنت آمده است.[۸]

از مهم‌ترین حوادث این دوره، حضور او به همراه پدر و مادر و برادرش در ماجرای مباهلهٔ پیامبر(ص) با مسیحیان نجران است. او و برادرش، مصداق واژه «اَبناءُنا» در آیه مباهله بودند. به گفته سید جعفر مرتضی او در بیعت رضوان نیز حضور داشت و با پیامبر بیعت کرد.[۹] برخی آیات قرآن درباره او و دیگر اصحاب کساء نازل شده است. گفته‌اند او در هفت سالگی در مجلس پیامبر(ص) حضور می‌یافت و آنچه بر پیامبر وحی می‌شد را برای مادرش بازگو می‌کرد.[۱۰]

دوره جوانی: گزارش‌های مربوط به دوره جوانی امام حسن محدود است، از جمله در «الامامة و السیاسة» آمده است که به دستور خلیفه دوم، حسن بن علی در شورای شش نفره تعیین خلیفه به عنوان شاهد حضور داشت.[۱۱]

همسران و فرزندان: گزارش‌ها درباره شمار همسران و فرزندان حسن بن علی(ع) متفاوت است. با وجود آنکه منابع تاریخی، حداکثر نام ۱۸ همسر برای امام حسن ذکر کرده‌اند، ارقامی مانند ۲۵۰، ۲۰۰، ۹۰ و ۷۰ برای تعداد همسران وی ذکر شده است.[۱۲]

برخی منابع با اشاره به کثرت ازدواج و طلاق وی، او را «مِطلاق» (بسیار طلاق دهنده) خوانده‌اند.[۱۳] افزون بر آن گفته‌اند حسن بن علی(ع) کنیزانی داشته و از برخی آنها صاحب فرزند شده است.[۱۴]

مطلاق بودن امام حسن: بحث مطلاق بودن امام حسن در برخی منابع کهن و معاصر مورد نقد تاریخی، سندی و محتوایی قرار گرفته است. به گفته مادلونگ نخستین کسی که شایع کرد امام حسن(ع) ۹۰ همسر داشته، «محمد بن کلبی» بوده و این عدد را نیز «مدائنی» (درگذشته ۲۲۵ق) ساخته است. در عین حال خود کلبی تنها از یازده زن نام برده که ازدواج پنج نفر از آنان با امام حسن مشکوک است. قرشی این اخبار را برساخته عباسیان با هدف مقابله با سادات حسنی دانسته است.[۱۵]

تعداد فرزندان امام: در تعداد فرزندان امام مجتبی(ع) نیز اختلاف است. شیخ مفید تعداد فرزندان او را ۱۵ تن ذکر کرده است.[۱۶] طبرسی فرزندان امام حسن(ع) را ۱۶ نفر دانسته و ابوبکر را نیز از فرزندان وی برشمرده است که در واقعه عاشورا به شهادت رسید.[۱۷]

دوران کوتاه خلافت: امام حسن مجتبی از ۲۱ رمضان سال ۴۰ق به مدت ۶ الی ۸ ماه خلیفه مسلمانان بود. اهل سنت او را با توجه به حدیثی منسوب به پیامبر(ص)، آخرین خلیفه از خلفای راشدین دانسته‌اند. خلافت او با بیعت مردم عراق و همراهی سایر سرزمین‌های اطراف آغاز شد. اهالی شام به رهبری معاویه با این خلافت مخالفت کردند. معاویه با همراهی سپاهیانی از شام به جنگ اهل عراق آمد.[۱۸] این جنگ در نهایت به صلح و واگذاری خلافت به معاویه، نخستین خلیفه اموی انجامید.

جنگ و صلح با معاویه: مهمترین رویداد سیاسی در زندگی حسن بن علی(ع)، جنگ با معاویه است که به صلح انجامید.[۱۹] همزمان با رویارویی دو سپاه عراق و شام امام حسن مورد سوء قصد قرار گرفت و مجروح شد و برای مداوا به مدائن رفت.

در حالی که امام حسن(ع) در مدائن به مداوا مشغول بود، گروهی از سران قبائل کوفه پنهانی به معاویه نامه نوشتند و اعلام فرمانبرداری کردند. آنها معاویه را به آمدن به سوی خود ترغیب کردند و قول دادند حسن بن علی را به وی تسلیم کنند یا به قتل برسانند. به گفته شیخ مفید (درگذشته ۴۱۳ق)، امام حسن(ع) وقتی این خبر و همچنین خبر پیوستن عبیدالله بن عباس به معاویه را شنید و از سویی سستی و بی‌رغبتی یاران خویش را مشاهده کرد، دریافت که تنها با عده‌ای اندک از شیعیانش، نمی‌تواند در برابر لشکر انبوه شام مقاومت کند. [۲۰] زید بن وهب جهنی نقل کرده است که امام حسن(ع) در مدت مداوای خود در مدائن به او گفت: «به خدا سوگند اگر با معاویه بجنگم، مردم عراق گردن مرا می‌گیرند و مرا تسلیم او می‌کنند. به خدا سوگند اگر در حال عزت با معاویه صلح کنم، بهتر است که در اسارت به دست او کشته شوم یا بر من منت گذارد و از کشتنم صرف نظر کند و برای همیشه ننگی بر بنی هاشم باقی بماند.»[۲۱]

شهادت و ماجرای تشییع: در بسیاری از منابع شیعه و اهل سنت آمده است که امام حسن(ع) با خوراندن زهر به شهادت رسید.[۲۲] طبق برخی گزارش‌ها، او را پیش از شهادت نیز چند بار مسموم کرده بودند، اما از مرگ نجات یافته بود.[۲۳] در مورد مسمومیت آخر که به شهادت وی انجامید، شیخ مفید گفته است معاویه وقتی تصمیم گرفت برای ولایتعهدی پسرش یزید بیعت بگیرد، صد هزار درهم برای جعده دختر اشعث بن قیس (همسر امام حسن) فرستاد و به او وعده داد که در قبال مسموم کردن شوهرش، او را به ازدواج یزید درخواهد آورد.[۲۴] نام جعده به عنوان قاتل حسن بن علی(ع) در منابع اهل سنت نیز آمده است.[۲۵] گفته‌اند حسن بن علی(ع) ۳ روز یا ۴۰ روز یا دو ماه پس از مسموم شدن درگذشت. [۲۶]

نقل شده است پس از درگذشت امام مجتبی(ع)، شهر مدینه یکپارچه شیون و گریه شد. نیز گفته‌اند هنگام خاکسپاری، قبرستان بقیع پر از جمعیت شد و تا هفت روز بازارها تعطیل بود. از برخی منابع اهل سنت نقل شده است که نخستین خواری برای عرب، درگذشت حسن بن علی(ع) بود.[۲۷]

جلوگیری از دفن‌شدن کنار پیامبر: در برخی منابع آمده است امام حسن(ع) به برادرش وصیت کرد که او را پس از درگذشت، کنار قبر جدش رسول خدا(ص) دفن کند. ولی در گزارش شیخ مفید (درگذشته ۴۱۳ق) و طبرسی (درگذشته ۵۴۸ق) و ابن شهرآشوب (درگذشته ۵۸۸ق) آمده است امام مجتبی وصیت کرد که تابوت او را برای تجدید عهد، نزد قبر پیامبر(ص) ببرند و سپس کنار قبر جده‌اش فاطمه بنت اسد دفن کنند. در این نقل‌ها آمده است که حسن بن علی سفارش کرد که هنگام تشییع و دفن او از هرگونه درگیری پرهیز شود تا مبادا خونی ریخته شود.[۲۸]

وقتی بنی هاشم، تابوت امام مجتبی را به طرف قبر پیامبر(ص) بردند، مروان همراه عده‌ای از بنی امیه، سلاح به دست گرفتند و راه را بستند تا از دفن شدن او کنار قبر پیامبر(ص) جلوگیری کنند.[۲۹] ابوالفرج اصفهانی (درگذشته ۳۵۶ق) آورده است که عائشه سوار بر استری شد و بنی امیه را فراخواند تا مانع از این کار شوند. ولی در گزارش بلاذری آمده است وقتی عائشه دید نزاع رخ داده و نزدیک است به خونریزی بینجامد، گفت: خانه، خانه من است و اجازه نمی‌دهم کسی در آن دفن شود.

نقل شده است که مروان گفت نمی‌پذیریم که عثمان بیرون از شهر دفن شده باشد ولی حسن بن علی را کنار پیامبر دفن کنید. نزدیک بود میان بنی هاشم و بنی امیه درگیری رخ دهد، ولی امام حسین(ع) بنابر وصیت برادرش، از درگیری جلوگیری کرد. پیکر حسن بن علی را به بقیع بردند و کنار قبر فاطمه بنت اسد به خاک سپردند.[۳۰]

در گزارش ابن شهرآشوب آمده است بنی امیه، به سمت جنازه امام مجتبی تیر پرتاب کردند. طبق این نقل، ۷۰ تیر از جنازه حسن بن علی(ع) بیرون کشیدند.[۳۱]

تاریخ شهادت: منابع تاریخی، سال شهادت امام حسن(ع) را به اختلاف، ۴۹ یا ۵۰ یا ۵۱ هجری ذکر کرده‌اند.[۳۲] برخی پژوهشگران با استناد به قراینی، سال ۵۰ را درست دانسته‌اند.[۳۳]

ماه شهادت: در مورد ماه وقوع آن، منابع شیعه، ماه صفر[۳۴] و اکثر منابع اهل سنت، ماه ربیع الاول[۳۵] را گزارش داده‌اند.[۳۶]

روز شهادت: روز شهادت نیز در منابع شیعی متفاوت نقل شده است: بسیاری همچون شیخ مفید[۳۷] و شیخ طوسی[۳۸] (درگذشته ۴۶۰ق) و طبرسی[۳۹] (درگذشته ۵۴۸ق) و ابن شهرآشوب[۴۰] (درگذشته ۵۸۸ق)، روز ۲۸ صفر را ذکر کرده‌اند. در مقابل، شهید اول (درگذشته ۷۸۶ق) روز ۷ صفر[۴۱] و کلینی روز آخر صفر را ذکر کرده است.[۴۲] «یدالله مقدسی» با تحقیق در مورد سند اقوال مختلف، قول ۲۸ صفر را معتبر دانسته است.[۴۳]

برای آگاهی بیشتر پاسخ زیر را مطالعه فرمایید:

نمایه: زندگی نامه حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها، سوال شماره ۴۱٫

[۱] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۵.

[۲] . ابن حنبل، المسند، دار صادر، ج۱، ص۹۸، ۱۱۸؛ کلینی، الکافی، بیروت ۱۴۰۱، ج۶، ص۳۳ـ۳۴.

[۳] . ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۶، ص۳۵۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، بیروت، ج۲، ص۱۰.

[۴] . ابن شهر آشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۲۹؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج‏۴۴، ص۳۵.

[۵] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵.

[۶] . مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۵؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۹۰ش، ج۶، ص۴۰

[۷] . ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۲۳۹-۲۴۴؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج۳۹، ص۶۳.

[۸] . مجلسی، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج‏۴۳، ص۲۶۱-۳۱۷؛ ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۳-۳۲۲؛ احمد بن حنبل، المسند، دار صادر، ج۵، ص۳۵۴؛ ابن حبان، صحیح ابن حبان، ۱۹۹۳م، ج۱۳، ص۴۰۲؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۸۷.

[۹] . زمخشری، الکشاف، ۱۴۱۵ق، ذیل آیه ۶۱ آل عمران؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۰۵ق، ذیل آیه ۶۱ سوره آل عمران.

[۱۰] . ابن شهر آشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۷.

[۱۱] . ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۲.

[۱۲] . مجلسی، بحار الانوار، بیروت ۱۳۶۳ش، ج۴۴، ص۱۷۳

[۱۳] . ابن سعد، الطبقات الکبرى، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۲۹۰ و ۳۰۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۵؛ کلینی، الکافى، ۱۳۶۲ش، ج۶، ص۵۶.

[۱۴] . بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۷۳.

[۱۵] . قرشی‏، حیاة الامام الحسن بن على، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۵۳-۴۵۴.

[۱۶] . المفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۰.

[۱۷] . طبرسی، اعلام الورى، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۱۶.

[۱۸] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۱؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۴، ص۲۸۶.

[۱۹] . هاشمى نژاد، درسى كه حسین به انسان‌ها آموخت، ۱۳۸۲ش، ص۴۰.

[۲۰] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲ – ۱۳٫

[۲۱] . طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۹۰.

[۲۲] . مفید، الارشاد، ۱۴۱۴، ج۲، ص۱۵؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۸۰-۸۱؛ مسعودی، مروج‏ الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۲۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبرى، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۳۳۵ و ۳۵۲.

[۲۳] . بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۵۵؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۸۱.

[۲۴] . المفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵.

[۲۵] . بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۵۵؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، دارالفکر، ج۸، ص۴۳؛ مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیه، ج۶، ص۵.

[۲۶] . ابن خلکان، وفیات الاعیان ۱۳۶۴ش، ج۲، ص۶۶.

[۲۷] . ابن سعد، الطبقات الکبرى، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۳۵۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۲۹۵؛ نیز مراجعه کنید به طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق. ج۵، ص۲۷۹.

[۲۸] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۷.

[۲۹] . ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفه، ص۸۲.

[۳۰] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۸-۱۹؛ ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق،ج۴، ص۴۴.

[۳۱] . ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق،ج۴، ص۴۴.

[۳۲] . بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۶۴؛ کلینی، کافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۴۶۱ و ۴۶۲؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ۳۶۱؛ دیار بکری، تاریخ الخمیس، دار صادر، ج۲، ص۲۹۳؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فى معرفة الأصحاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۸۹.

مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان،۱۳۹۱ش، ص۲۶۰.

[۳۳] . مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان،۱۳۹۱ش، ص۲۵۵-۲۵۹.

[۳۴] . کلینی، کافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۴۶۱ ؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵؛ طبرسی، اعلام الورى، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۰۳؛ اربلی، کشف الغمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۴۸۶.

[۳۵] . بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۶۶؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ۳۶۱؛ دیار بکری، تاریخ الخمیس، دار صادر، ج۲، ص۲۹۳؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فى معرفة الأصحاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۸۹.

[۳۶] . برای آشنایی بیشتر با منابع مزبور مراجعه کنید به: مقدسی، یدالله، بررسی و نقد گزارش های تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع)، ۱۳۸۹ق، ص۹۴-۹۵.

[۳۷] . شیخ مفید، مسار الشیعة، قم، ۴۶-۴۷.

[۳۸] . شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۷۹۰.

[۳۹] . طبرسی، اعلام الورى، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۰۳.

[۴۰] . ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۲۹.

[۴۱] . شهید اول، الدروس الشرعیه، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۷.

[۴۲] . کلینی، کافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۴۶۱.

[۴۳] . مقدسی، یدالله، بررسی و نقد گزارش های تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع)، ۱۳۸۹ق، ص۱۰۹-۱۱۰؛ اقتباس از ویکی شیعه (با اندکی ویرایش).

post

حکم سیگار کشیدن در ماه رمضان

سؤال ۴۵: نظر مراجع عظام تقلید در مورد سیگار کشیدن در ماه رمضان چیست؟ حکم سیگار کشیدن برای فردی که تازه شروع می کند و فردی که از قبل سیگاری بوده را بیان فرمایید.

پاسخ ۴۵: یکی از چیزهایی که بر فرد روزه دار حرام است، رساندن غبار غلیظ به حلق است. چون رساندن غبار غليظ  به حلق روزه را باطل مى‌كند چه غبار چيزى باشد كه خوردن آن حلال است مثل آرد، يا غبار چيزى باشد كه خوردن آن حرام است مثل خاک.[۱]

در مسأله دیگری آمده که احتياط واجب آن است كه روزه دار دود سيگار و تنباكو و مانند اينها را هم به حلق نرساند. ولى بخار غليظ، روزه را باطل نمى‌كند، مگر اين كه در دهان به صورت آب درآيد و فرو دهد.[۲]

آیت الله العظمی مکارم می فرمایند: احتياط واجب آن است كه روزه دار از كشيدن سيگار و تنباكو و ساير دخانيات پرهيز كند و بخار غليظ نيز به حلق نرساند، ولى رفتن به حمام اشكال ندارد هر چند فضاى حمام را بخار گرفته باشد.[۳]

آیت الله العظمی زنجانی می فرمایند: در ماه مبارك رمضان سيگار كشيدن و استعمال ساير دخانيات بصورت آشكار به گونه‌اى كه بى‌احترامى به روزه به شمار آيد جايز نيست بلكه بنا بر احتياط در غير اين صورت نيز استفاده نشود و چنانچه روزه دار در ماه رمضان از دخانيات استفاده كند، بنا بر احتياط در بقيۀ روز از كارهايى كه روزه را باطل مى‌كند خوددارى كرده، روزۀ آن روز را نيز قضا كند.[۴]

شخصی سؤال می کند که من معتاد به سيگار هستم و در ماه مبارك رمضان هر چه تلاش مى‌كنم كه تندخو نباشم نمى‌توانم و همين باعث ناراحتى زياد افراد خانواده‌ام شده است و خودم هم از وضعيت دشوارم رنج مى‌برم، تكليف من چيست؟

مراجع عظام تقلید (حفظهم الله) پاسخ می دهند: روزه ماه مبارك رمضان بر شما واجب است و بنا بر احتياط واجب جايز نيست در حال روزه سيگار بكشيد، و نبايد بدون دليل با ديگران تند برخورد كنيد.[۵]

آیت الله العظمی خامنه ای: بنا بر احتياط واجب جايز نيست در حال روزه سيگار کشیده شود.[۶]

آیت الله العظمی مكارم شیرازی: احتياط واجب آن است كه روزه دار از كشيدن سيگار و تنباكو و ساير دخانيات پرهيز كند و بخار غليظ نيز به حلق نرساند، ولى رفتن به حمام اشكال ندارد هر چند فضاى حمام را بخار گرفته باشد.

ایشان می فرمایند: كشيدن سيگار و ساير انواع دخانيات اگر به تصديق اهل اطّلاع ضرر مهمّى داشته باشد، نيز حرام است، ولى استفاده از موادّ مخدّر مطلقاً حرام است؛ خواه به صورت تزريق يا دود كردن يا خوردن و يا به هر طريق ديگرى بوده باشد و همچنين توليد، خريد و فروش و هر گونه كمك به انتشار آن، حرام است.[۷]

آیت الله العظمی بهجت (ره): عدم افساد روزه به وسيله غبار يا دود غير غليظ و غير جايگزين غذا و غير مقوى خالى از وجه نيست ولى أحوط اجتناب است.

آیت الله العظمی نورى: روزه دار بايد بخار غليظى كه در دهان مبدل به آب مى‏شود و نيز بنا بر احتياط واجب دود سيگار و تنباكو و مانند اينها را به حلق نرساند.[۸]

اما آیت الله العظمی سیستانی می فرمایند: احتیاط واجب آن است که روزه دار دود سیگار و تنباکو و مانند اینها را هم به حلق نرساند.[۹]

سیگار کشیدن در غیر ماه رمضان: اگر کشیدن سیگار وتنباکو – هرچند در آینده – ضرر مهمی به او می رساند، خواه آن ضرر مهم حتمی باشد و یا احتمالی، که از آن نزد عقلاء ترس حاصل می شود، کشیدن آن حرام است، و اما با ایمن بودن از ضرر مهم هرچند از این جهت که در کشیدن آن زیاده روی نکند اشکال ندارد.

آیا فرقی بین کسی که تازه سیگار می کشد یا فردی که معتاد به سیگار است؟

پاسخ به فردی که تازه شروع به سیگار کشیدن کرده است: کشیدن سیگار اگر موجب ضرر و زیان می شود هر چند در آینده واعم از اینکه آن ضرر معلوم باشد ویا گمان ضرر وجود داشته باشد طوری عقلا بر سلامت شخص بیمناک باشند، حرام است. و اما اگر ایمن از ضرر و زیان شدید باشد هر چند بدین جهت که کمتر می کشد، مانعی ندارد.

پاسخ به فردی که به کشیدن سیگار معتاد است: اگر ادامه کشیدن سیگار ضرر شدیدی می آورد باید دست بردارد مگر آنکه ترک سیگار موجب ضرر دیگری شود مثل ضرر حاصل از سیگار کشیدن و یا سخت تر از آن و یا اینکه ترک سیگار برای او حرجی باشد طوری که عادتاً تحمٌل ناپذیر است.

سؤال: در برخی از مکانها مثل اتوبوس که تابلوی استعمال دخانیات ممنوع است” آیا سیگار کشیدن در چنین اماکنی جایز است؟

پاسخ: اگر این امر به منزله شرط ضمنی باشد که سوار شونده به آن وسیله، پذیرفته است و یا چنان چیزی قانون دولتی می باشد که پس از ورود به کشور ملتزم شده است که آنها را رعایت کند لازم است مطابق تعهد، عمل کند و مخالفت جایز نیست[۱۰].

معنای احتیاط واجب: اگر مرجع تقلید به عللی در مسئله‏ای فتوا (نظر صریح فقهی) نداشت و احتیاط کرد به این احتیاط؛ احتیاط واجب می گویند که البته در این صورت، مقلد نمی‏تواند (به استناد احتیاطی بودن نظر مرجع خود) آن را ترک کند؛ بلکه یا باید به احتیاط واجب مرجع خویش عمل کند و یا در مسئله، به مرجع تقلید دیگری که در این زمینه، فتوای صریح دارد (با رعایت «الاعلم فالاعلم) رجوع کرده و نظر او را مبنای عمل خود قرار دهد.

نتیجه گیری: طبق نظر اکثر مراجع، فرد روزه دار بایستی بنابر احتياط واجب دود سيگار و تنباكو و مانند اينها را هم به حلق نرساند.

اما اینکه آیا کشیدن سیگار در غیر ماه رمضان جایز است یا خیر، مراجع نظرات مختلفی دارند. برخی همچون آیت الله العظمی سیستانی می فرمایند: اگر شخص از ضرر مهم هرچند از این جهت که در کشیدن آن زیاده روی نکند، در امان است در آن صورت کشیدن سیگار برای او اشکال ندارد. از سوی دیگر اکثریت مراجع می فرمایند که بنابر احتیاط واجب جایز نیست.

طبق توضیحی که در خصوص احتیاط واجب داده شد، افرادی که سیگاری هستند و کشیدن آن برایشان ضرر مهمی ندارد، می توانند در خصوص این مسأله از آیت الله العظمی سیستانی تقلید کنند. یا آنکه به نظر مرجع خود که احتیاط واجب دانسته عمل نماید.

برای آگاهی بیشتر به پاسخ های زیر مراجعه فرمایید:

نمایه: چیزهایی که روزه را باطل می کند / آنچه که برای روزه دار مکروه است، سوال شماره ۳۷٫

نمایه: دختران و پسران نوجوانان و تازه به سن تکلیف رسیده / روزه نگرفتن به دلیل ضعف شدید بدن، سوال شماره ۳۳٫

نمایه: باطل شدن روزه با دیدن فیلمها و عکسهای مستهجن، سوال شماره ۱۴٫

نمایه: خوردن و آشامیدن سهوی در حال روزه، سوال شماره ۳۶٫

نمایه: مقدار مسافت شرعی / شرایط شکسته شدن نماز مسافر، سؤال شماره ۱۹٫

نمایه: روزه گرفتن و نماز خواندن در مناطقی که طول روز و شب زیاد است، سؤال شماره ۱۷٫

نمایه: ادای کفاره روزه تا رمضان سال بعد، سوال شماره ۴۳٫

[۱] . توضیح المسائل (محشی – امام خمینی)، ج ۱، ص ۹۰۳، م ۱۶۰۳٫

[۲] . همان، ص ۹۰۴، م ۱۶۰۴٫

[۳] . همان، ذیل مسأله ۱۶۰۴٫

[۴] . همان.

[۵] . همان، ص ۹۷۲، س ۷۴۴؛ همان، ص ۹۷۴، س ۷۶۰٫

[۶] أجوبة الاستفتاءات (بالفارسية)، س ۷۶۰ و س ۷۴۴٫

[۷] . توضیح المسائل (محشی – امام خمینی)، ج ۲، ص ۶۰۰، ذیل مسأله ۲۶۳۰٫

[۸] . توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج ‏۱، ص ۹۰۳، مسأله ۱۶۰۵٫

[۹] . سایت دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، احکام روزه و غبار رساندن به حلق.

[۱۰] . سایت دفتر معظم له، پرسش و پاسخ، سیگار کشیدن.

post

احکام استحاضه: حکم ترشحات زنانه بین دو عادت ماهانه

سؤال ۴۴: آیا ترشحات زنانه که بین دو عادت ماهانه دیده می شود، نجس است؟ آیا حکم استحاضه را دارد؟ در آنصورت آیا وضو را باطل می کند؟

پاسخ ۴۴: پاسخ مراجع عظام تقلید (حفظهم الله) به شرح زیر است:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

اگر خون و لك‌بينى نباشد، پاك است و موجب نقض طهارت نمى‌شود.

دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):

در صورتيكه آن ترشحات مخلوط با خون نباشد طاهرند. البته چنانچه مخلوط با خون باشند حكم استحاضه دارد.

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

ترشحات اگر خون آلود نباشد پاک است.

بنابر این در فرض سؤال و آنچه که مراجع مذکور فرموده اند در صورتی که خون و لک بینی نباشد پاک بوده و مشمول احکام استحاضه نمی باشد. لذا مبطل وضوء نیست.[۱]

نکته: چنانچه زن در ايام عادت لك و ترشحات ببيند ولى ترشح به مقدار سه روز- هر چند در باطن مجرى- نباشد حكم استحاضه را دارد.[۲]

«استحاضه» يكى از خونهايى است كه از زن خارج مى‌شود، و زن را در موقع ديدن اين خون «مستحاضه» گويند؛ اين خون در بيشتر اوقات سرد و زرد رنگ است و بدون فشار و سوزش بيرون مى‌آيد و غليظ نيست؛ ولى ممكن است گاهى سياه يا سرخ و گرم و غليظ باشد و با فشار و سوزش بيرون آيد.مستحاضه ضمن رعايت دستوراتى كه در زير به حسب وظيفه‌اش بيان مى‌شود بايد تكاليف واجب خويش از قبيل نماز، روزه و … را به جا آورد.

اقسام استحاضه: خون استحاضه بر سه قسم است:

۱- قليله؛ و نشانه‌اش اين است كه خون هنگام بيرون آمدن به درون پنبه‌اى كه زنان به خود مى‌گيرند نفوذ نكند و تنها روى پنبه آلوده شود؛ كه در اين صورت زن بايد براى هر نماز يك وضو بگيرد و بنابر احتياط واجب پنبۀ خود را عوض نموده يا آب بكشد و ظاهر محل خروج خون را در صورتى كه آلوده شده تطهير نمايد.

۲- متوسطه؛ و نشانه‌اش اين است كه خون به درون پنبه راه يافته ولى به طرف ديگر آن نفوذ نكرده و به دستمال يا چيز ديگرى كه معمولًا زنها براى جلوگيرى از خون مى‌بندند نرسد، كه در اين صورت زن بايد براى نماز صبح غسل نموده و وضو بگيرد و پس از آن براى هر نماز، خواه واجب و خواه مستحب، تا صبح روز بعد يك وضوى جداگانه بگيرد، و بنابر احتياط وضوى نماز صبح را پيش از غسل انجام دهد، ‌و همچنين براى هر نماز دستمال يا پنبۀ خود را عوض نموده و يا آب بكشد و ظاهر مخرج خون را تطهير نمايد.

۳- كثيره؛ و نشانه‌اش اين است كه خون به درون پنبه راه يافته و از سوى ديگر آن خارج شده و به دستمال روى آن برسد، كه در اين صورت بايد يك غسل براى نماز صبح، و يك غسل براى نماز ظهر و عصر در صورتى كه با هم خوانده شود، و يك غسل ديگر نيز براى نماز مغرب و عشا در صورتى كه با هم خوانده شود بنمايد.و بنابر احتياط واجب براى هر نماز، خواه واجب و خواه مستحب، يك وضوى جداگانه بگيرد، و وضوى نمازى را كه بلافاصله پس از غسل مى‌خواند پيش از غسل انجام دهد، و نيز بنابر احتياط واجب براى هر نماز دستمال يا پنبه را عوض نموده و مخرج خون را تطهير نمايد.لازم به يادآورى است كه كافى بودن يك غسل براى نماز ظهر و عصر و همچنين براى نماز مغرب و عشا در صورتى است كه ميان نماز ظهر و عصر و نيز ميان نماز مغرب و عشا فاصله و جدايى نيندازد؛ وگرنه بايد براى هر يك از نمازهاى عصر يا عشا نيز يك غسل جداگانه انجام دهد.[۳]

[۱] . استفتاء از دفاتر معظم له (حفظهم الله).

[۲] . معارف و احکام بانوان، ص ۸۱٫

[۳] . همان، صفحات ۸۶-۸۷؛ توضیح المسائل مراجع (المحشی)، جلد ۱، صفحات ۲۳۳-۲۳۴٫

post

ادای کفاره روزه تا رمضان سال بعد

سؤال ۴۳: اگر کسی کفاره رمضان بر عهده اش باشد، آیا باید آن را تا رمضان بعدی ادا کند؟

پاسخ ۴۳: مراجع عظام تقلید می فرمایند: “كسى كه كفّاره روزه رمضان بر او واجب است، بايد يك بنده آزاد كند (امروزه بنده آزاد كردن موضوعیت ندارد)، يا دو ماه روزه بگيرد (بايد سى و يك روز آن را پى در پى بگيرد و اگر بقيه آن پى در پى نباشد اشكال ندارد.[۱])، يا شصت فقير را سير كند يا به هر كدام يك مُد (که تقریباً «۷۵۰» گرم یا ده سير است) طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها بدهد و چنانچه اينها برايش ممكن نباشد هر چند مد كه مى‏تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد بايد استغفار كند، اگر چه مثلًا يك مرتبه بگويد «استغفر اللَّه» و احتياط واجب در فرض اخير آن است كه هر وقت بتواند، كفاره را بدهد.[۲]

بنابراین، تا جایی که ممکن است باید قبل از رمضان بعدی کفاره را ادا نماید و اگر نمی تواند استغفار کند و بعد از رمضان زمانی که توانایی پیدا کرد کفاره را ادا نماید.[۳]

برای آگاهی بیشتر به پاسخ های زیر مراجعه فرمایید:

نمایه: چیزهایی که روزه را باطل می کند / آنچه که برای روزه دار مکروه است، سوال شماره ۳۷٫

نمایه: دختران و پسران نوجوانان و تازه به سن تکلیف رسیده / روزه نگرفتن به دلیل ضعف شدید بدن، سوال شماره ۳۳٫

نمایه: باطل شدن روزه با دیدن فیلمها و عکسهای مستهجن، سوال شماره ۱۴٫

نمایه: خوردن و آشامیدن سهوی در حال روزه، سوال شماره ۳۶٫

نمایه: مقدار مسافت شرعی / شرایط شکسته شدن نماز مسافر، سؤال شماره ۱۹٫

نمایه: روزه گرفتن و نماز خواندن در مناطقی که طول روز و شب زیاد است، سؤال شماره ۱۷٫

[۱]. توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج ‏۱، ص ۹۲۸، م ۱۶۶۱٫

[۲]. همان.

[۳] . برای آگاهی بیشتر به سایت دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، احکام مبطلات و مکروهات روزه مراجعه فرمایید.

post

تقلید ابتدایی از میت: بقاء بر میت در تقلید

سؤال ۴۲: در حج عمره سؤال کردند مجتهد من کیست جواب دادم حضرت امام. گفتند بر اساس گفته کدام مجتهد زنده؟ غافلگیر شدم و اسم یکی از مراجع را گفتم. حال باید مجتهد زنده را مشخص کنیم. آیا حج عمره من اشکال داشته است؟

پاسخ ۴۲: نظر مراجع عظام تقلید (حفظهم الله) در این مورد به شرح زیر است:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

بقاى بر تقليد از حضرت امام خمينى «قدس سره» به اجازه مقام معظم رهبرى «دام ظله» جايز است بنابراين اگر اعمال عمره شما مطابق با فتاواى حضرت امام خمينى «قدس سره» باشد صحيح است.

دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

هر مكلفى بايد از مجتهد زنده اعلم تقليد نمايد و تشخيص اعلم بودن مجتهد به عهده مكلف است كه از طريق اهل خبره يعنى فقهاء مجتهد شناس اعلم را تشخيص دهد اين موضوع به حج شما ارتباطى ندارد. (حج شما اشکالی ندارد).[۱]

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

بقاء بر تقليد ميّت در مسائل كه عمل كرده جايز است؛ و در مسائلى كه عمل نكرده، از حىّ تقليد مى كند. حج شما اشکالی ندارد.[۲]

تقلید ابتدایی از میت

نظر مراجع عظام تقلید (حفظهم الله) در خصوص تقلید ابتدایی از میت به این شرح است:

تقليد ميّت ابتداءً جايز نيست، ولى بقاء بر تقليد ميّت اشكال ندارد و بايد بقاء بر تقليد ميّت به فتواى مجتهد زنده باشد و كسى كه در بعضى از مسائل به فتواى مجتهدى عمل كرده، بعد از مردن آن مجتهد مى‌تواند در همۀ مسائل از او تقليد كند.

اراكى: كسى كه در مقدار قابل توجّهى از مسائل به فتواى مجتهدى عمل كرده و همان گونه كه متعارف و معمول است بنا بر عمل در بقيه هم داشته.

گلپايگانى: اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‌كند، از دنيا برود بايد از مجتهد زنده تقليد كند. ولى كسى كه در مسأله‌اى به فتواى مجتهدى عمل كرده يا آن را ياد گرفته و ملتزم به عمل به آن شده باشد، اگر بعد از مردن آن مجتهد در آن مسأله به فتواى مجتهد زنده رفتار نكرده باشد، مى‌تواند در آن مسأله به فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته باقى باشد، اگر چه احتياط مستحبّ آن است كه به فتواى مجتهد زنده رفتار نمايد.

نورى: ولى كسى كه در بعضى از مسائل به فتواى مجتهد عمل كرده، بعد از مردن آن مجتهد مى‌تواند در همه مسائل از او تقليد كند، مگر اين كه مجتهد زنده اعلم از ميّت باشد كه در اين صورت رجوع به آن زنده واجب است.

صافى: بلكه جواز بقا بر تقليد او در ساير مسائل نيز بعيد نيست. ولى اگر مجتهد ميتى كه از او تقليد مى‌كرده اعلم از حىّ باشد بقا بر تقليد او بنا بر احتياط، واجب است چنانكه اگر مجتهد حىّ از ميّت اعلم باشد عدول به حىّ واجب است.

خوئى، تبريزى: مسأله اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‌كند از دنيا برود در صورتى كه فتواى او در نظر مقلّد بوده و فراموش نكرده باشد حكم بعد از فوت او حكم زنده بودنش است؛ اگر فتواى او را ياد نگرفته (خوئى: يا فراموش كرده است) لازم است به مجتهد زنده رجوع كند (تبريزى: و بعيد نيست در صورتى كه فراموش كرده است باز بتواند به فتواى او عمل كند).

سيستانى: مسأله اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‌كند از دنيا برود حكم بعد از فوت او حكم زنده بودنش است بنا بر اين اگر او اعلم از مجتهد زنده باشد بايد با علم به اختلاف در مسائل محل ابتلاء و لو اجمالًا بر تقليد او باقى بماند و چنانچه مجتهد زنده اعلم از او باشد بايد به مجتهد زنده رجوع كند. و اگر اعلميتى در ميان آنها معلوم نشود يا مساوى باشند مخير است عمل خود را با فتواى هر كدام تطبيق نمايد مگر در موارد علم اجمالى يا قيام حجت اجمالى بر تكليف مانند موارد اختلاف در قصر و تمام كه بنا بر احتياط واجب بايد رعايت هر دو فتوا را بنمايد و مراد از تقليد در صدر اين مسأله صرف التزام به متابعت از فتواى مجتهد معيّن است نه عمل كردن به دستور او.

فاضل: مسأله باقى ماندن بر تقليد ميّت جايز است در صورتى كه مجتهد ميّت و مجتهد حىّ مساوى در علم باشند و چنانچه يكى از آن دو اعلم باشد تقليد از اعلم لازم است. و در باقى ماندن بر تقليد ميّت، فرقى بين مسائلى كه عمل نموده و مسائلى كه عمل ننموده وجود ندارد.

مكارم: مسأله هر گاه مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‌كند از دنيا برود باقى ماندن بر تقليد او جايز است بلكه اگر اعلم باشد واجب است، به شرط اين كه عمل به فتواى او كرده باشد. عمل كردن به فتواى مجتهد مرده ابتداءً جايز نيست هر چند اعلم باشد بنا بر احتياط واجب.

زنجانى: مسأله اگر انسان مجتهدى را در زمانى كه مى‌توانسته از او تقليد كند يعنى در هنگامى كه مميّز بوده و خوب و بد را مى‌فهميده (هر چند بالغ نشده) درك كند، مى‌تواند پس از مرگ آن مجتهد از او تقليد كند، خواه در زمان زنده بودن مجتهد از او تقليد كرده باشد يا از او تقليد نكرده باشد، در غير اين صورت، بنا بر احتياط عمل كردن به فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته جايز نيست. و چنانچه مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‌كند از دنيا برود پس از وفات، حكم زنده بودن را دارد، بنا بر اين اگر مجتهدى كه از دنيا رفته اعلم باشد يا در صورت تساوى به فتواى او عمل كرده باشد، لازم است بر فتواى او باقى بماند و اگر مجتهد زنده اعلم شده باشد، بايد به او مراجعه شود و اگر به فتواى مجتهد متوفى كه با مجتهد زنده مساوى است عمل نكرده باشد، از هر يك از آنها كه بخواهد مى‌تواند تقليد كند.و اگر مجتهد پيش از عمل كردن به فتواى او از دنيا برود و انسان به فتواى مجتهد مساوى ديگر عمل كند ديگر نمى‌تواند به فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته عمل نمايد.

بهجت: مسأله فقها حيات را شرط مى‌دانند يعنى مى‌گويند: براى ابتداى تقليد بايد از مجتهد زنده تقليد كرد امّا اگر مرجع تقليد انسان از دنيا رفت در اين كه آيا مى‌تواند بر تقليد او باقى بماند يا بايد به مجتهد زنده مراجعه نمايد، اختلاف است، پس اگر كسى در اين مسأله مجتهد بود طبق نظر خودش عمل مى‌كند وگرنه طبق نظر مجتهد زندۀ اعلم عمل مى‌نمايد. باقى ماندن بر تقليد ميّت در مسائلى كه در آنها تقليد و عمل كرده است در صورتى كه مجتهد از دنيا رفته با مجتهد زنده از نظر علمى مساوى باشند، بنا بر اقوى جايز است، هر چند با اجازۀ مجتهدى ديگر بر تقليد باقى بوده و عمل كرده باشد؛ و اگر مجتهدى كه از دنيا رفته اعلم باشد، واجب است بر تقليد او باقى بماند و اگر مجتهد زنده بعداً اعلم شد واجب است در تمامى مسائل به او عدول نمايد.[۳]

[۱] . برای آگاهی بیشتر به سایت دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، پرسش و پاسخ، مسأله تقلید مراجعه فرمایید.

[۲] . استفتاء از دفاتر مراجع عظام تقلید حضرات آیات: خامنه ای، سیستانی و مکارم (حفظهم الله).

[۳] . توضيح المسائل (محشى – امام خمينى)، ج‌۱، ص: ۲۲-۲۳٫

post

زندگی نامه حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها

سؤال ۴۱: لطفا زندگی نامه حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها را با ذکر منبع شرح دهید؟

پاسخ ۴۱: خَدیجَه دختر خُوَیلِد (درگذشت ۱۰ بعثت)، مشهور به خدیجه کبری(س) و ام المؤمنین، نخستین همسر پیامبر اکرم(ص) و مادر حضرت زهرا (س). خدیجه(س) قبل از بعثت با حضرت محمد (ص) ازدواج کرد و اولین زن و به عقیده برخی نخستین کسی است که به وی ایمان آورد. خدیجه همه ثروت خود را در راه نشر اسلام به کار گرفت. پیامبر(ص) به احترام خدیجه، در طول حیات او همسری دیگر برنگزید و پس از درگذشت وی همواره از او با نیکی یاد می‌کرد.

پیامبر از خدیجه دو پسر به نام‌های قاسم و عبدالله و چهار دختر به نام‌های زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه (س) داشت. بنابراین همه فرزندان پیامبر اسلام(ص) به جز ابراهیم، از خدیجه(س) بودند.

خدیجه(س) سه سال قبل از هجرت، در ۶۵ سالگی در مکه درگذشت. پیامبر او را در قبرستان معلاة به خاک سپرد.

زندگی نامه: خدیجه(س) از پدری به نام خویلد بن أسد بن عبدالعزی بن قصی القرشیه الاسدیه[۱] و مادری به نام فاطمه بنت زائده متولد شد.[۲] او حدود سه یا چهار دهه قبل از آغاز بعثت پیامبر اسلام (ص) در مکه به دنیا آمد و در همان شهر، در خانه پدرش، رشد یافت.[۳]

ازدواج با پیامبر (صلی الله علیه و آله): همه منابع تاریخی، خدیجه را اولین همسر پیامبر(ص) معرفی کرده‌اند. با این حال، زمان دقیق ازدواج این دو روشن نیست. سن پیامبر(ص) در هنگام ازدواج با خدیجه(س)، ۲۱ تا ۳۷ سال ذکر شده است.[۴]

سن خدیجه هنگام ازدواج با پیامبر: درباره سن خدیجه(س) هنگام ازدواج با پیامبر (ص)، دیدگاه‌های مختلفی از ۲۵ سال تا ۴۶ سال مطرح شده است. بسیاری سن خدیجه(س) را هنگام ازدواج با پیامبر(ص)، ۴۰ سال دانسته‌اند.[۵]

فرزندان خدیجه از پیامبر: همه فرزندان پیامبر(ص) به‌جز ابراهیم از خدیجه هستند.[۶] طبق نقل مشهور، تعداد فرزندان پیامبر و خدیجه شش فرزند بوده است،[۷] دو پسر به نام‌های قاسم و عبدالله و چهار دختر به نام‌های زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه(س).[۸]

فرزندان خدیجه از ازدواج‌های قبلی: در برخی منابع گفته شده است خدیجه پیش از پیامبر(ص) دو بار ازدواج کرده بوده، و از این ازدواج‌ها، فرزندانی نیز داشته است[۹] و هند بن ابی‌هاله را پسر خدیجه از شوهر سابقش معرفی می‌کنند.[۱۰] در مقابل، برخی نیز بیان کرده‌اند خدیجه در زمان ازدواج با پیامبر دوشیزه بوده و اصلا پیش از آن ازدواج نکرده بوده است.[۱۱]

اسلام آوردن: بسیاری از منابع تاریخی، خدیجه(س) را اولین کسی می‌دانند که اسلام آورد.[۱۲] حتی برخی از منابع در این زمینه ادعای اجماع کرده‌اند.[۱۳]

جایگاه: خدیجه بانویی شریف، ثروتمند و دارای اعتبار در روزگار خود بود.[۱۴] جابر بن عبدالله انصاری در روایتی از پیامبر (ص)، سرور زنان جهان را خدیجه (س)، فاطمه (س)، مریم و آسیه معرفی نموده است.[۱۵] همچنین پیامبر (ص)، خدیجه(س) را از جمله زنان کامل در جهان[۱۶] و نیز از بهترین زنان معرفی کرده است.[۱۷] در منابع اسلامی، از خدیجه با القابی همچون طاهره، زکیه، مرضیه، صدیقه، سیده نساء قریش[۱۸]، خیرالنساء[۱۹] و بانوی بلند مرتبه[۲۰] و نیز با کنیه‌های ام المؤمنین یاد شده است.[۲۱]

وفات: بیشتر منابع تاریخی، سال وفات خدیجه(س) را دهم بعثت، یعنی ۳ سال قبل از هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه ذکر کرده‌اند.[۲۲] این منابع، سن خدیجه(س) را هنگام وفات، ۶۵ سال دانسته‌اند.[۲۳] ابن عبدالبر، سن خدیجه(س) را هنگام وفات، ۶۴ سال و شش ماه ذکر می‌کند.[۲۴] برخی دیگر از منابع، سال رحلت خدیجه(س) را همان سال درگذشت ابوطالب و اندکی بعد از آن دانسته‌اند.[۲۵] ابن سعد، رحلت خدیجه(س) را ۳۵ روز بعد از وفات ابوطالب می‌داند.[۲۶] وی و برخی دیگر از مورخان، زمان رحلت خدیجه را، ماه رمضان سال دهم بعثت ذکر کرده‌اند.[۲۷] ابوطالب عموی پیامبر نیز در همین سال از دنیا رفت. پیامبر این سال را عام الحزن نامید.[۲۸]

آرامگاه: بنابر روایات اسلامی، پیامبر(ص) ابتدا با ردای خودش و سپس با ردای بهشتی، خدیجه(س) را کفن کرد و او را در قبرستان معلاة در دامنه کوه حجون که بر فراز شهر مکه است، به خاک سپرد[۲۹]. [۳۰]

[۱] . ابن اثیر جزری، أسدالغابه فی معرفة الصحابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۷۸.

[۲] . ابن عبدالبر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج‏۴، ص۱۷-۱۸.

[۳] . ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۱، شماره ۴۰۹۶.

[۴] . ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج‏۵، ص۲۹۳.

[۵] . ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸ ، ص۱۷۴؛ ابن اثیر جزری، اسدالغابه فی معرفة الصحابه ، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۸ و ج۹، ص۴۵۹ ؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ، ۱۳۸۷ق، ج۲ ، ص۲۸۰.

[۶] . ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸ ، ص۱۷۴؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۹۴.

[۷] . همان.

[۸] . زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۲، ص۳۰۲.

[۹] . ابن اثیر جزری، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ۱۴۰۹ق، ج ۵، ص۷۱؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج ۶، ص۳۰۸- ۳۰۹.

[۱۰] . امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج ۶، ص۳۰۸- ۳۰۹.

[۱۱] . ابن شهرآشوب، این سخن را از چند تن از عالمان نقل می‌کند، نک: المناقب آل ابی طالب، قم، ج۱، ص۱۵۹؛ برای استدلال‌ها در رد فرزند داشتن حضرت خدیجه، نک: عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، ۱۴۱۵ق، ج ۲، ص۲۰۷-۲۲۰.

[۱۲] . ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج‏۳، ص۲۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۱۷.

[۱۳] . ابن اثیر جزری، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۷۸

[۱۴] . طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۲۸۱.

[۱۵] . ابن کثیر، البدایة والنهایة، ۱۴۰۷ق، ج‏۲، ص۱۲۹.

[۱۶] . همان.

[۱۷] . مقریزی، إمتاع‏ الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‏۱۵، ص۶۰.

[۱۸] . ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۱۵.( ابن کثیر در نقل جریان آغاز وحی به این لقب حضرت خدیجه(س) اشاره دارد)؛ بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، مقدمه کتاب، ص۱۶.

[۱۹] . ابن اثیر جزری، أسدالغابه فی معرفة الصحابه، ۱۴۰۹ق، ج‏۶، ص۸۳.

[۲۰] . مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۰، ص۱۸۹.

[۲۱] . السیلاوی،  الأنوار الساطعة من الغراء الطاهرة، ۱۴۲۴ق، ص۲۴.

[۲۲] . ابن سیدالناس، عیون الاثر، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۵۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۱۷؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۴۹۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸ ، ص۱۴.

[۲۳] . طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۴۹۳: «و توفیت قبل الهجرة بثلاث سنین، و هی یومئذ ابنة خمس و ستین سنه».

[۲۴] . ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۱۸.

[۲۵] . طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۴۹۳؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۵۱.

[۲۶] . ابن سعد، الطبقات‏ الکبری، ۱۴۱۰ق، ج‏۱، ص۹۶.

[۲۷] . همان، ج ۸ ، ص۱۴.

[۲۸] . مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۴۵.

[۲۹] . جاسر، اماکن تاریخی اسلامی در مکه مکرّمه، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۵.

[۳۰] . اقتباس (با اندکی ویرایش) از سایت ویکی شیعه.

post

کار کردن در مکانی که مشروب سرو می شود

سؤال ۴۰: اینجانب در یک کشور غیر اسلامی زندگی‌ می‌کنم. در این جا پیدا کردن کار مخصوصاً در چنین اوضاع بد اقتصادی جهان برای کسانی‌ که خارجی‌ هستند مشکل است. حال بفرمایید که آیا کار کردن در مکانی که مشروب در آن جا سرو می شود مثل رستوران، اشکالی‌ دارد؟

پاسخ ۴۰: نظر برخی از مراجع عظام تقلید (حفظهم الله) به شرح زیر است:

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

در صورتی که خود شما در زمینۀ مشروب و یا محرمات دیگر کار نکنید و صرفاً در بخش مواد حلال اشتغال داشته باشید مانعی ندارد. چرا که کار کردن در جایی که خود شما مشروبات الکلی را سرو کنید حرام است.[۱]

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

با توجه به این که پیدا کردن کار دیگر برای شما مشکل است مجازید این کار را ادامه دهید.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

بردن شراب و غذای حرام برای اشخاص جایز نیست و گرفتن اجرت در مقابل آن حرام است.

توجه: یکی از یازده نجاست شراب است. ” آشاميدن آن حرام و در بعضى از اخبار بزرگترين گناه شمرده شده است و اگر كسى آن را حلال بداند در صورتى كه ملتفت باشد كه لازمه حلال دانستن آن، تكذيب خدا و پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مى‏باشد كافر است . از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: شراب ريشه بديها و منشأ گناهان است و كسى كه شراب مى‏خورد، عقل خود را از دست مى‏دهد و در آن موقع خدا را نمى‏شناسد و از هيچ گناهى باك ندارد و احترام هيچ كس را نگه نمى‏دارد و حقّ خويشان نزديك را رعايت نمى‏كند و از زشتيهاى آشكار رو نمى‏گرداند و روح ايمان و خدا شناسى از بدن او بيرون مى‏رود و روح ناقص خبيثى كه از رحمت خدا دور است در او مى‏ماند و خدا و فرشتگان و پيغمبران و مؤمنين، او را لعنت مى‏كنند و تا چهل روز نماز او قبول نمى‏شود و روز قيامت روى او سياه است و زبان از دهانش بيرون مى‏آيد و آب دهان او به سينه‏اش مى‏ريزد و فرياد تشنگى او بلند است.”[۲]

برای آگاهی بیشتر به پاسخ زیر مراجعه فرمایید:

نمایه: حکم ترکیبات الکل یا ژلاتین در مواد غذایی، سوال شماره ۳۲٫

[۱] . سایت دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، پرسش و پاسخ، مشروبات الکلی.

[۲] توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج‏۲، ص۶۰۳٫

post

برنامه ریزی: سیر مطالعاتی در جهت تقویت پایه های فكری

سؤال ۳۹: پایه های فکری ناقصی دارم. مطالعات منسجمی نداشته ام. چه بخوانم؟ چه کلاسی بروم؟ برای برنامه ریزی تابستان نیاز به مشورت دارم.

پاسخ ۳۹: در جواب شما مطالبی قابل تذکر است و آن؛ شناخت استعدادها و توانایی، داشتن ارادۀ قوی برای رهایی از سردرگمی، اعتماد به نفس و پذیرفتن واقعیات از جمله مسائلی است که برای رشد و تعالی انسان بسیار با اهمیت است.

این که بیان می دارید پایه های فکری ناقصی دارید و یا مطالعات منسجمی تا کنون نداشته اید، همگی بیانگر این واقعیت است که خواهان رشد و تعالی خویش هستید. نیاز شدید شما به کسب علم و معرفت و دریافت برنامه ای منسجم قابل تقدیر است.

کمیت یا کیفیت

روزی دو الی سه ساعت مفید با تمرکز و علاقه کامل مطالعه کردن بهتر است یا روزی ده ساعت با حواس پرتی؟ مطالعه یک کتاب مورد علاقه بهتر است یا چندین کتاب مختلف از رشته های متفاوت و غیر مورد علاقه؟ پذیرفتن واقعیت، احساس رضایت قلبی از آنچه که هستید و سعی در اثبات توانایی خویش برای خود بهتر است یا اجبار خویش به داشتن برنامه های زیاد برای اثبات خود به دیگران؟ و سوالات دیگری که می توانید طرح کرده و از خود بپرسید. این یکی از روش های فوق العاده موثر از دید روانشناسان برای رهایی از سردرگمی و رفع مشکل است.

مسلما اگر بتوانید پاسخ های صحیحی برای سوالات خود بیابید نیمی از راه را با موفقیت طی کرده اید.

اما اینکه در این فرصت چند ماهه چه بخوانید و چه کلاس هایی شرکت کنید به خیلی امور از جمله علایقتان بستگی دارد. چنانچه فردی هستند که کنکور در پیش دارید، بایستی با یک برنامه ریزی صحیح برای این امر آماده شوید. اگر هنوز در پایه های تحصیلی پایین تری قرار دارید و یا این مرحله را پشت سر گذاشته اید، ابتدا پس از یافتن پاسخ های خود به سوالات ذهنی تان کارهای روزمره خود را جوری برنامه ریزی کنید که بتوانید ضمن شرکت در کلاس های تقویت مهارت و انجام کارهای روزمره خود به مطالعه کتاب های دینی و مورد علاقه تان بپردازید.

برنامه ریزی

داشتن خواب منظم، دوری از استرس، خوردن غذای مناسب، ورزش روزانه، داشتن سرگرمی، صحبت کردن با خانواده و مشورت با افراد متخصص، شرکت در کلاس های تقویت مهارت مورد علاقه، مطالعه کتاب های دینی و مورد علاقه و از همه مهمتر ارتباط با خداوند متعال و انجام وظایف دینی از جمله مواردی است که می توانید با تقسیم ساعات شبانه روز خود همه آنها به نحوی صحیح و موثر برنامه ریزی کنید.

حدیث

در ارتباط با برنامه ای مناسب و منسجم برای کارهای روزمره خود، توجه شما را به گفتار ارزنده مولای متقیان حضرت علی (ع) جلب می کنیم: “لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ فَسَاعَةٌ ینَاجِی فِیهَا رَبَّهُ وَ سَاعَةٌ یرُمُّ مَعَاشَهُ وَ سَاعَةٌ یخَلِّی بَینَ نَفْسِهِ وَ بَینَ لَذَّتِهَا فِیمَا یحِلُّ وَ یجْمُلُ وَ لَیسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ یكُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ أَوْ خُطْوَةٍ فِی مَعَادٍ أَوْ لَذَّةٍ فِی غَیرِ مُحَرَّمٍ”.[۱]؛ مؤمن سه ساعت دارد: ساعتی که در آن با پروردگارش راز و نیاز می نماید و ساعتی که در آن معاش خود را اصلاح می کند و ساعتی که بین خویش و بین لذتی که حلال و نیکو است، آزاد گذارد.

تصمیم

همانطور که می دانید، افراد مختلفی کتب، مقالات و نظرات مختلفی برای داشتن یک برنامه ریزی مفید و مؤثر نوشته و منتشر کرده اند، اما تا زمانی که خود شما تصمیم به کسب موفقیت نگرفته اید، نمی توانید به این امر مهم دست یابید. بنابراین توصیه می شود، ابتدا علایق خود را شناسایی کرده و ضمن تمرکز و تقویت آن اهداف کوتاه مدت و بلند مدتی را برای کسب موفقیت تعیین کنید. توجه به این نکته نیز خالی از لطف نیست که ما مخلوق خداوند متعال هستیم که قادر به انجام کارهای مثبت فراوانی در زندگی خود می باشیم. پس با توکل بخداوند برای کسب موفقیت و رشد و تعالی دنیوی و اخروی خویش گام برمی داریم.

موفق و مؤید باشید.

[۱] . نهج‏البلاغة، خ ۳۹۰، ص ۵۴۵٫

post

حکم آموزش زناشویی با فیلم شهوت انگیز

سؤال ۳۸: آیا کسی که برای یادگیری اعمال شب زفاف فیلم مستهجن نگاه کند گناه کرده و آیا این اعمال در فیلم با اعمال سفارش شده در اسلام مغایرت دارد؟ اگر در حین دیدن فیلم یا عکس مستهجن فقط تحریک شوم  آیا اشکال دارد و موجب غسل می شود؟

پاسخ ۳۸: شب زفاف اولین شب همبستری دو زوجی است که با یکدیگر پیمان زناشویی بسته و زندگی مشترک خود را شروع می کنند. این شب بسیار مهم و مبارک بوده و تأثیر زیادی در زندگی و آینده زوجین دارد به همین دلیل لازم است که آداب آن طبق سنت اسلامی و آنچه در روایات و کتب اسلامی ذکر شده است انجام شود و از هر گونه گناه و نافرمانی خالق مهربان برای انجام اعمال این شب خود داری شود ازجمله دیدن فیلم های مستهجن به بهانه آموزش اعمال این شب که در بسیاری از موارد از دام هایی است که شیاطین برای انحراف اشخاص و خانواده ها گسترده اند.

مقام معظم رهبری در پاسخ به این سؤال که: ديدن فيلمهايى كه راه صحيح نزديكى با زن باردار را آموزش مى‏دهند، براى مردان متأهل، با توجه به اينكه باعث به حرام افتادن آنان نمى‏شود، چه حكمى دارد؟ فرموده اند:”ديدن اين فيلم‏ها كه هميشه با نگاه شهوت برانگيز همراه است، جايز نيست.”[۱]

همچنین در پاسخ به این سؤال که: “آيا ديدن فيلمهاى شهوت‏انگيز براى فرد متأهل جايز است؟ فرموده اند: “اگر ديدن آنها به قصد تحريك شهوت باشد و يا موجب تحريك آن شود، جايز نيست. [۲]

بنابراین دیدن چنین فیلم هایی حتی اگر جهت یادگیری اعمال شب زفاف بوده و شخص با دیدن آن به گناه هم نمی افتد باز هم جایز نیست به خاطر آنکه ديدن اين فيلم‏ها هميشه با نگاه شهوت برانگيز همراه بوده و لذا جايز نمی باشد.

مگر برای معلولان فکری و کسانی که از نظر عقلی و جسمی عقب افتاده اند و فقط از این راه می توانند با مسائل آشنا شوند.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی می فرمایند: نگاه کردن به فیلم های جنسی به طور مطلق جایز نیست.[۳]

گفتنی است که جنابت از دو راه حاصل می شود:

۱) نزدیکی و آمیزش جنسی، اگرچه منی بیرون نیاید.

۲) بیرون آمدن منی، (حتی بدون دخول) چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بی شهوت، با اختیار باشد یا بی اختیار.[۱]

بنابراین اگر در اثر دیدن اینگونه فیلم ها منی بیرون آید غسل واجب می شود. اما صرف تحریک تا زمانی که منجر به خروج منی نگردد، غسل واجب نمی شود.

برای آگاهی بیشتر به پاسخ های زیر مراجعه فرمایید:

نمایه: نشانه های منی و متمایل شدن آن به رنگ زرد در مردان، سوال شماره ۱۰٫

نمایه: مبطلات وضو و غسل: حالاتی که تماس زن و شوهر وضو را باطل می کند، سوال شماره ۶٫

[۱]. توضیح المسائل مراجع، م۳۴۵؛ وحید، توضیح المسائل، م ۳۵۱؛ وحید، توضیح المسائل، م ۳۵۱؛ نوری، توضیح المسائل، م ۳۴۶ و خامنه ای، اجوبة الاستفتاءات، احکام غسل جنابت؛ اقتباس از: نمایه: مبطلات وضو و غسل: حالاتی که تماس زن و شوهر وضو را باطل می کند، سوال شماره ۶٫

[۱] توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج‏۲، ص: ۹۷۴، س۱۲۰۰٫

[۲] همان، س ۱۱۹۹:

[۳] . سایت دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، کتب فتوایی؛ برای آگاهی بیشتر به سایت دفتر معظم له، پرسش و پاسخ، فیلم مراجعه فرمایید.

post

چیزهایی که روزه را باطل می کند / آنچه که برای روزه دار مکروه است

سؤال ۳۷: چیزهایی که روزه را باطل می کند نام ببرید؟ چه چیزهایی برای روزه دار مکروه است؟

پاسخ ۳۷: نُه چيز روزه را باطل مى‌كند: اول: خوردن و آشاميدن، دوم: جماع، سوم: استمناء، و استمناء آن است كه انسان با خود كارى كند كه منى از او بيرون آيد. چهارم: دروغ بستن به خدا و پيغمبر صلى اللّٰه عليه و آله و سلم و جانشينان پيغمبر عليهم السلام. پنجم: رساندن غبار غليظ به حلق. ششم: فرو بردن تمام سر در آب. هفتم: باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح. هشتم: اماله كردن با چيزهاى روان. نهم: قى كردن و احكام اينها در مسائل آينده گفته مى‌شود.[۱]

چند چیز برای روزه‌دار مکروه است و از آن جمله است:

۱ ـ دوا ریختن به چشم و سرمه کشیدن، در صورتی که مزه یا بوی آن به حلق برسد.

۲ ـ انجام دادن هر کاری مانند خون گرفتن، و حمام رفتن که باعث ضعف می‌شود.

۳ ـ دارو در بینی ریختن، اگر نداند که به حلق میرسد، و اگر بداند به حلق میرسد جایز نیست.

۴ ـ بو کردن گیاه‌های معطّر.

۵ ـ نشستن زن در آب.

۶ ـ استعمال شیاف.

۷ ـ تر کردن لباسی که در بدن است.

۸ ـ کشیدن دندان، و هر کاری که به واسطه آن از دهان خون بیاید.

۹ ـ مسواک کردن با چوب تر.

۱۰ ـ بی‌جهت آب یا چیزی روان در دهان کردن.

و نیز مکروه است انسان بدون قصد بیرون آمدن منی زن خود را ببوسد، یا کاری کند که شهوت خود را به حرکت آورد.[۲]

برای آگاهی بیشتر به پاسخ زیر مراجعه فرمایید:

نمایه: دختران و پسران نوجوانان و تازه به سن تکلیف رسیده / روزه نگرفتن به دلیل ضعف شدید بدن، سوال شماره ۳۳٫

نمایه: باطل شدن روزه با دیدن فیلمها و عکسهای مستهجن، سوال شماره ۱۴٫

نمایه: خوردن و آشامیدن سهوی در حال روزه، سوال شماره ۳۶٫

————————

Index: Things from which a person keeping fast must abstain & Kaffarah (Expiation), question 372.

[۱] . توضيح المسائل (محشى – امام خمينى)، ج‌۱، ص: ۸۹۲٫

[۲] . همان، ص: ۹۲۶؛ سایت دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، توضیح المسائل، چیزهایی که روزه را باطل می کند.