post

تقلید ابتدایی از میت: بقاء بر میت در تقلید

سؤال ۴۲: در حج عمره سؤال کردند مجتهد من کیست جواب دادم حضرت امام. گفتند بر اساس گفته کدام مجتهد زنده؟ غافلگیر شدم و اسم یکی از مراجع را گفتم. حال باید مجتهد زنده را مشخص کنیم. آیا حج عمره من اشکال داشته است؟

پاسخ ۴۲: نظر مراجع عظام تقلید (حفظهم الله) در این مورد به شرح زیر است:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

بقاى بر تقليد از حضرت امام خمينى «قدس سره» به اجازه مقام معظم رهبرى «دام ظله» جايز است بنابراين اگر اعمال عمره شما مطابق با فتاواى حضرت امام خمينى «قدس سره» باشد صحيح است.

دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

هر مكلفى بايد از مجتهد زنده اعلم تقليد نمايد و تشخيص اعلم بودن مجتهد به عهده مكلف است كه از طريق اهل خبره يعنى فقهاء مجتهد شناس اعلم را تشخيص دهد اين موضوع به حج شما ارتباطى ندارد. (حج شما اشکالی ندارد).[۱]

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

بقاء بر تقليد ميّت در مسائل كه عمل كرده جايز است؛ و در مسائلى كه عمل نكرده، از حىّ تقليد مى كند. حج شما اشکالی ندارد.[۲]

تقلید ابتدایی از میت

نظر مراجع عظام تقلید (حفظهم الله) در خصوص تقلید ابتدایی از میت به این شرح است:

تقليد ميّت ابتداءً جايز نيست، ولى بقاء بر تقليد ميّت اشكال ندارد و بايد بقاء بر تقليد ميّت به فتواى مجتهد زنده باشد و كسى كه در بعضى از مسائل به فتواى مجتهدى عمل كرده، بعد از مردن آن مجتهد مى‌تواند در همۀ مسائل از او تقليد كند.

اراكى: كسى كه در مقدار قابل توجّهى از مسائل به فتواى مجتهدى عمل كرده و همان گونه كه متعارف و معمول است بنا بر عمل در بقيه هم داشته.

گلپايگانى: اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‌كند، از دنيا برود بايد از مجتهد زنده تقليد كند. ولى كسى كه در مسأله‌اى به فتواى مجتهدى عمل كرده يا آن را ياد گرفته و ملتزم به عمل به آن شده باشد، اگر بعد از مردن آن مجتهد در آن مسأله به فتواى مجتهد زنده رفتار نكرده باشد، مى‌تواند در آن مسأله به فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته باقى باشد، اگر چه احتياط مستحبّ آن است كه به فتواى مجتهد زنده رفتار نمايد.

نورى: ولى كسى كه در بعضى از مسائل به فتواى مجتهد عمل كرده، بعد از مردن آن مجتهد مى‌تواند در همه مسائل از او تقليد كند، مگر اين كه مجتهد زنده اعلم از ميّت باشد كه در اين صورت رجوع به آن زنده واجب است.

صافى: بلكه جواز بقا بر تقليد او در ساير مسائل نيز بعيد نيست. ولى اگر مجتهد ميتى كه از او تقليد مى‌كرده اعلم از حىّ باشد بقا بر تقليد او بنا بر احتياط، واجب است چنانكه اگر مجتهد حىّ از ميّت اعلم باشد عدول به حىّ واجب است.

خوئى، تبريزى: مسأله اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‌كند از دنيا برود در صورتى كه فتواى او در نظر مقلّد بوده و فراموش نكرده باشد حكم بعد از فوت او حكم زنده بودنش است؛ اگر فتواى او را ياد نگرفته (خوئى: يا فراموش كرده است) لازم است به مجتهد زنده رجوع كند (تبريزى: و بعيد نيست در صورتى كه فراموش كرده است باز بتواند به فتواى او عمل كند).

سيستانى: مسأله اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‌كند از دنيا برود حكم بعد از فوت او حكم زنده بودنش است بنا بر اين اگر او اعلم از مجتهد زنده باشد بايد با علم به اختلاف در مسائل محل ابتلاء و لو اجمالًا بر تقليد او باقى بماند و چنانچه مجتهد زنده اعلم از او باشد بايد به مجتهد زنده رجوع كند. و اگر اعلميتى در ميان آنها معلوم نشود يا مساوى باشند مخير است عمل خود را با فتواى هر كدام تطبيق نمايد مگر در موارد علم اجمالى يا قيام حجت اجمالى بر تكليف مانند موارد اختلاف در قصر و تمام كه بنا بر احتياط واجب بايد رعايت هر دو فتوا را بنمايد و مراد از تقليد در صدر اين مسأله صرف التزام به متابعت از فتواى مجتهد معيّن است نه عمل كردن به دستور او.

فاضل: مسأله باقى ماندن بر تقليد ميّت جايز است در صورتى كه مجتهد ميّت و مجتهد حىّ مساوى در علم باشند و چنانچه يكى از آن دو اعلم باشد تقليد از اعلم لازم است. و در باقى ماندن بر تقليد ميّت، فرقى بين مسائلى كه عمل نموده و مسائلى كه عمل ننموده وجود ندارد.

مكارم: مسأله هر گاه مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‌كند از دنيا برود باقى ماندن بر تقليد او جايز است بلكه اگر اعلم باشد واجب است، به شرط اين كه عمل به فتواى او كرده باشد. عمل كردن به فتواى مجتهد مرده ابتداءً جايز نيست هر چند اعلم باشد بنا بر احتياط واجب.

زنجانى: مسأله اگر انسان مجتهدى را در زمانى كه مى‌توانسته از او تقليد كند يعنى در هنگامى كه مميّز بوده و خوب و بد را مى‌فهميده (هر چند بالغ نشده) درك كند، مى‌تواند پس از مرگ آن مجتهد از او تقليد كند، خواه در زمان زنده بودن مجتهد از او تقليد كرده باشد يا از او تقليد نكرده باشد، در غير اين صورت، بنا بر احتياط عمل كردن به فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته جايز نيست. و چنانچه مجتهدى كه انسان از او تقليد مى‌كند از دنيا برود پس از وفات، حكم زنده بودن را دارد، بنا بر اين اگر مجتهدى كه از دنيا رفته اعلم باشد يا در صورت تساوى به فتواى او عمل كرده باشد، لازم است بر فتواى او باقى بماند و اگر مجتهد زنده اعلم شده باشد، بايد به او مراجعه شود و اگر به فتواى مجتهد متوفى كه با مجتهد زنده مساوى است عمل نكرده باشد، از هر يك از آنها كه بخواهد مى‌تواند تقليد كند.و اگر مجتهد پيش از عمل كردن به فتواى او از دنيا برود و انسان به فتواى مجتهد مساوى ديگر عمل كند ديگر نمى‌تواند به فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته عمل نمايد.

بهجت: مسأله فقها حيات را شرط مى‌دانند يعنى مى‌گويند: براى ابتداى تقليد بايد از مجتهد زنده تقليد كرد امّا اگر مرجع تقليد انسان از دنيا رفت در اين كه آيا مى‌تواند بر تقليد او باقى بماند يا بايد به مجتهد زنده مراجعه نمايد، اختلاف است، پس اگر كسى در اين مسأله مجتهد بود طبق نظر خودش عمل مى‌كند وگرنه طبق نظر مجتهد زندۀ اعلم عمل مى‌نمايد. باقى ماندن بر تقليد ميّت در مسائلى كه در آنها تقليد و عمل كرده است در صورتى كه مجتهد از دنيا رفته با مجتهد زنده از نظر علمى مساوى باشند، بنا بر اقوى جايز است، هر چند با اجازۀ مجتهدى ديگر بر تقليد باقى بوده و عمل كرده باشد؛ و اگر مجتهدى كه از دنيا رفته اعلم باشد، واجب است بر تقليد او باقى بماند و اگر مجتهد زنده بعداً اعلم شد واجب است در تمامى مسائل به او عدول نمايد.[۳]

[۱] . برای آگاهی بیشتر به سایت دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، پرسش و پاسخ، مسأله تقلید مراجعه فرمایید.

[۲] . استفتاء از دفاتر مراجع عظام تقلید حضرات آیات: خامنه ای، سیستانی و مکارم (حفظهم الله).

[۳] . توضيح المسائل (محشى – امام خمينى)، ج‌۱، ص: ۲۲-۲۳٫