post

مقدار مسافت شرعی / شرایط شکسته شدن نماز مسافر

سؤال ۱۹: برای آن که نماز خود را شکسته بخوانیم چه مقدار مسافت نیاز است که طی نماییم؟ ما که گاهی از شهر بیرون می‌رویم، ملاک شکسته شدن نماز خود را از کدام یک از این دو مورد انتخاب نماییم: آخر شهر و یا دیوارهای شهر؟

پاسخ ۱۹: الف. درباره مقدار مسافت شرعی فقها چند نظریه دارند: برخی مقدار مسافت را تقریباً ۵/۲۲ کیلومتر می دانند.[۱] بعضی می گویند مسافت شرعی تقریباً ۵/۲۱ کیلومتر است.[۲] عده ای هم برآنند که مسافت شرعی تقریباً ۲۲ کیلومتر است.[۳]

ب. در جواب بخش دوم سؤال، مراجع معظم تقلید چنین فرموده اند:

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

  1. چنانچه بخواهيد از راهى كه هشت فرسخ[۴] است به آنجا برويد، بايد نماز را شكسته بخوانيد و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برويد بايد تمام بخوانيد.
  2. ابتداى هشت فرسخ را بايد از خانه‌هاى آخر شهر حساب نماييد.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

  1. معیار مسیری است که از آن مسیر می رود.
  2. آخرین خانه های شهر ملاک است.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مدظله العالی):

  1. اگر از راهی رود که از شهر خارج می شود و فاصله اش تا مقصد حدوداً ۴۵ کیلومتر اگر نخواهد برگردد و یا ۵/۲۲ کیلومتر اگر بنای بازگشت دارد مسافر است و نمازش شکسته می شود و خانه های آخر شهر ابتدای سفر او محسوب می گردد، اما اگر از راهی که تماماً شهر است تا مقصد می رود و اتصال خانه ها تا مقصد ادامه دارد مسافر نیست و نمازش تمام است. والله العالم
  2. خانه های مسکونی آخر شهر در حکم دیوار شهر است و انتهای شهر و ابتدای سفر حساب می شود. والله العالم

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی): مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشا را با نُه شرط، شکسته بجا آورد، یعنى دو رکعت بخواند:

شرط اول: سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد. کسى که رفت و برگشت او مجموعاً هشت فرسخ (تقریباً ۴۴کیلومتر) است، خواه رفتن یا برگشتنش کمتر از چهار فرسخ باشد یا نباشد، باید نماز را شکسته بخواند، بنابراین اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ، یا به عکس باشد، باید نماز را شکسته – یعنى دو رکعتى – بخواند. این نوع مسافت را که در آن مسیر رفت و برگشت، مجموعاً هشت فرسخ می‌‌باشد، «مسافت تلفیقی» می‌‌نامند.

ابتداى هشت فرسخ را باید از جایى حساب کند که شخص پس از عبور از آنجا مسافر محسوب میشود  و آنجا غالباً آخر شهر یا روستا است؛ ولى در بعضی از شهرهاى بسیار بزرگ (بلاد کبیره) ممکن است آخر محله باشد.

انتهای مسافت شرعی برای فرد مسافری که قصد دارد به شهر یا روستایی که وطن او نمی‌باشد سفر نماید، آخرین مقصد فرد در آن شهر یا روستا می‌باشد؛ به عنوان مثال فردی که وطن وی در (۱۵) کیلومتری شهر مشهد می‌باشد، چنانچه قصد داشته باشد به مکانی در شهر مشهد مانند حرم مطهّر امام رضا علیه السلام که در (۲۵) کیلومتری وطن وی قرار دارد برود و برگردد، نمازش در این سفر شکسته است؛ امّا اگر قصد دارد تنها به مکانی در داخل شهر مشهد که در (۲۰) کیلومتری وطن وی قرار دارد برود و از همان‌جا برگردد، نمازش تمام است.

شرط دوم: از اول سفر قصد پیمودن هشت فرسخ را داشته باشد.

شرط سوّم: در بین راه از قصد خود برنگردد.

شرط چهارم: قبل از رسیدن به هشت فرسخ، قطع‌کننده‌ سفر پیش نیاید.

شرط پنجم: براى کار حرام سفر نکند.

شرط ششم: سفر برای صید لهوی نباشد.

شرط هفتم: از کسانى که خانه آنها همراهشان است، نباشد. افرادی که خانه‌شان همراه آنهاست، مانند صحرانشینهائى که در بیابانها گردش میکنند و هرجا آب و خوراک براى خود و اطرافیان و چهارپایانشان پیدا کنند میمانند و بعد از چندى به جاى دیگرى میروند، در این مسافرتها باید نماز را تمام بخوانند.

شرط هشتم: شغلش سفر نبوده ونیز کثیر‌السفر در حدّ مسافت شرعی نباشد. «کسی که شغلش سفر است» یا «کثیر السفر» در حدّ مسافت شرعی است، باید نمازش را تمام بخواند و این امر در سه مورد محقّق می‌شود:

  1. کسی که سفر در حدّ مسافت شرعی شغل اوست مانند راننده، خلبان، کشتیبان.
  2. کسی که سفر در حدّ مسافت شرعی مقدّمه شغل اوست مانند معلّم، پزشک، تاجر یا کارگری که بین وطن و محلّ کارش در رفت و آمد است.
  3. کسی که برای غیر شغل مثل زیارت، معالجه بیماری، تفریح، زیاد به مسافرت در حدّمسافت شرعی می‌رود.

گروه دوم و سوم – اگر عنوان «کثیر السفر» عرفاً بر آنان صدق کند – باید نمازهایشان را در سفر، کامل بخوانند؛ امّا در گروه اول، لازم نیست به او کثیر‌السفر بگویند؛ بلکه اگر در عرف «کسی که شغلش سفر است» به او گفته می‌شود، یعنی کسی که کار او سفر کردن در حدّ مسافت شرعی باشد، مثل راننده­ای که شغلش حمل مسافر یا کالا است – هرچند این کار شغل موقّت او باشد – با صدق عرفی این عنوان، نمازش تمام است.[۵]

[۱]. امام خمینی، بهجت، خامنه ای، فاضل، صافی و نوری. توضیح المسائل مراجع، ج۱، م ۱۲۷۲٫

[۲]. مکارم شیرازی، توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص ۶۸۴٫

[۳]. تبریزی، سیستانی و وحید خراسانی، منهاج الصالحین، م ۸۸۴٫

[۴]. هشت فرسخ يعنى ۴۵ كيلومتر هر چند به صورت رفت و برگشت باشد.

[۵] . سایت رسمی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، نماز مسافر.

post

روزه گرفتن و نماز خواندن در مناطقی که طول روز و شب زیاد است

سؤال ۱۷: در کشور سوئد که به لحاظ آب و هوایی در بعضی از اوقات طول روز بیست ساعت یا بیشتر است، تکلیف روزه گرفتن و نماز خواندن در روزهای گرم تابستان به چه صورت است؟

پاسخ ۱۷: نظر مراجع معظم تقلید (حفظهم الله) در مورد این سؤال به شرح زیر است:

آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی): در کتب مختلف فقهی در مواردی که موضوعاتی خارج از متعارف پیدا می شود می گویند باید طبق متعارف عمل گردد مثلا صورت های غیر متعارف را در وضو به اندازه متعارف می شویند و همچنین در ابواب دیگر، بنابراین در مناطقی که روز و شب از حد متعارف خارج می شود باید طبق مناطق متعارف (مانند مناطق معتدله) رفتار کرد، اخیراً از بعضی مناطق فنلاند از ما سوال شده بود که روزها به قدری طولانی است که توان روزه آن را نداریم، ما برای اینکه آنها گرفتار شک و شبهه نشوند افق تهران را انتخاب کردیم، گفتیم در اینجا ساعت پنج بعد از نیمه شب امساک می کنند و ساعت هشت بعد از ظهر افطار، شما هم به وقت محلی ساعت پنج امساک کنید و ساعت هشت افطار.

لذا چنین افرادی عبادات خود را مطابق اوقات شرعی مناطق معتدله ای که تقریباً در یک خط نصف النهار با آنها قرار دارند، بجا آورند.

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): مکلف باید در مورد اوقات نمازهای یومیه و روزه، همان افق محل سکونت خود را رعایت کند. ولی اگر روزه گرفتن بر اثر طولانی بودن روز، غیر مقدور یا حرجی باشد، ادای آن ساقط و قضای آن واجب است.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مدظله العالی): در فرض سؤال، به حسب روزهای کوتاه (یک یا دو ساعتی) یا بلند (بیست و دو ساعتی) به وظیفه نماز و روزه عمل نمایید. بلی، در مناطقی که شب و روز مثلاً  هر یک شش ماه است ظاهراً عمل طبق اوقات نزدیکترین بلاد کفایت می کند و چنانچه مقدورتان باشد لازم است به بلادی که معمول است مهاجرت نمایید.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی): واجب است بر طبق اوقات شرعی همان شهر روزه بگیرید هرچند روز بلند باشد ولى اگر روزه گرفتن مشقت زیادی داشته باشد و عادتا قابل تحمل نباشد، جایز است در هنگام شدت گرسنگی و تشنگی بنابر احتیاط واجب تنها به مقدار ضرورت آب بنوشید یا غذا بخورید و باید بقیه روز را به احتیاط واجب امساک کنید و بعد از ماه رمضان این روز را قضا کنید و کفاره ندارد. همچنین می‌توانید در محدوده زمانی بین اذان صبح تا قبل از اذان ظهر به مقدار مسافت شرعی (۲۲ کیلومتر) از آخرین خانه های شهر خارج شده و روزه خود را در آنجا افطار کنید و به شهر بازگشته و در این فرض امساک واجب نیست و باید بعدا آنرا قضا کنید و کفاره ندارد.[۱]

ترجمه پاسخ در دیگر زبان:

Index: Fast in countries with long days, answer 106.

[۱]. سایت رسمی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، پرسش و پاسخ، روزه در روزهای بلند.

post

جابجایی ذکر رکوع و سجده و اضافه کردن ذکر در تشهد

سؤال ۱۵: ۱٫ آیا گفتن ذکر مخصوص رکوع در سجده و عکس آن، جایز است؟ ۲٫ آیا در تشهد می‌توان بعد از ذکر صلوات، عبارت “و عجل فرجهم” را هم به عنوان دعا اضافه کرد؟

پاسخ ۱۵: ۱٫ در مورد ذکر رکوع و سجود باید گفت، انسان هر ذکری که در رکوع و سجود بگوید کافی است و بنابر احتیاط واجب[۱] آن ذکر، به اندازۀ سه مرتبه “سبحان الله” در رکوع و سجده و یا یک مرتبه “سبحان ربی العظیم و بحمده” در رکوع و یک مرتبه «سبحان ربی الاعلی و بحمده» در سجده کمتر نباشد.[۲]

همچنین بنابر احتياط واجب در ركوع “سُبْحانَ رَبِّيَ الْأَعْلى‏ وَ بِحَمْدِهِ” نگويد و نیز “سبحان ربی العظیم و بحمده” را در سجده نگوید.[۳]

حال اگر کسی سهواً ذكر ركوع و سجده را به جابجا بگوید، اشکال ندارد، ولی اگر عمدا جابجا بگوید، چنانچه به قصد مطلق ذكر باشد، باز هم اشكال ندارد، ولی اگر به قصد ذكر خاصّ جابجا بگوید، بنا بر احتياط واجب جهت ذکر رکوع یا سجده کافی نخواهد بود.[۴]

  1. درباره قسمت دوم سؤال نیز باید گفت، دعا کردن در نماز اشکالی ندارد؛[۵] لذا اضافه نمودن جمله «و عجّل فرجهم» به عنوان مطلق ذکر و دعا بعد از تشهد اشکالی ندارد.[۶] ولی بهتر آن است که بجای آن، ذکر «وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ» بعد از تشهد گفته شود که نسبت به آن سفارش نیز شده است،[۷]

[۱]. آیت الله فاضل: (بايد..)؛ آیات عظام صافى بهجت:( احتياط مستحبّ..)؛ آیات عظام: خوئى، تبريزى: (بهتر آن است که..).

[۲]. توضیح المسائل مراجع، امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج ۱، ص ۵۶۲، م ۱۰۲۸، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.

[۳]. ر.ک: همان، ص ۵۶۲ و ۵۷۱٫

[۴].  ر.ک: بهجت، محمد تقى، استفتائات، ج‌۲، ص ۱۵۰، س ۲۰۲۵، قم، دفتر حضرت آية الله بهجت، اول، ۱۴۲۸ ه‍ ق؛ مكارم شيرازى، ناصر، استفتاءات جديد، ج‌۲، ص ۱۰۶، س ۲۵۷، قم، انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب، دوم، ۱۴۲۷ ه‍ ق.

[۵]. توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج‏۱، ص ۶۲۱٫

[۶]. ر.ک: تبريزى، جواد، استفتائات جديد، ج‌۲، ص ۶۳، س ۲۸۱‌، قم، اول، ه‍ ق؛ گيلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، استفتائات، ج‌۲، ص ۱۷۹، س ۲۱۴۷٫

[۷]. توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج‏۱، ص ۵۹۸٫

post

رعایت کردن تجوید در قرائت های نماز

سؤال ۱۱: آیا انجام ادغام نون در لام در اشهد ان لااله الا الله تشهد واجب است؟

پاسخ ۱۱: واجب است الفاظ عربی و همۀ ذکرهای قرآن از قبیل قرائت حمد و سوره و غیره، به صورت صحیح قرائت شوند، اما شناخت مخارج حروف بر اساس نظرات علمای تجوید، واجب نیست، بلکه باید تلفظ هر حرفی به صورتی باشد که نزد عرف عرب صدق کند که آن حرف را ادا کرده است. لذا کسی که قرائت خود را صحیح نمی داند، واجب است که یاد بگیرد و اگر قادر به یادگیری نیست، معذور است[۱].

امام خمینی (ره) در تحریر الوسیلة می فرماید: معیار در صحت قرائت این است که هر حرفی از مخرجش (که اهل همان زبان آن را اداء می کنند) اداء شود

و احتیاط آن است که حرکت های مهمی که در شکل کلمه مؤثر است و نیز حرکت ها و سکون های اعراب و بناء را مطابق آنچه دانشمندان لغت عرب گفتند و حذف همزۀ وصل در مثل «ال» و «اهدنا» و إثبات همزۀ قطع مثل همزة «أنعمت» را مراعات نماید.

اما رعایت دقت های دانشمندان تجوید در تعیین مخارج حروف لازم نیست و همچنین (لازم نیست رعایت) اموری که به صفات حروف بر می گردد؛ مثل شدت و رخوت، تفخيم و ترقيق و استعلاء و غير آن، و نه إدغام كبير، که عبارت است از قرار دادن حرف متحرك (بعد از ساكن کردنش) در حرف مماثل آن با این که آن دو حرف در دو کلمه قرار دارند؛ مثل «يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ» با داخل کردن ميم در ميم، یا نزدیک آن و لو در یک کلمه باشند؛ مثل «يَرْزُقُكُمْ» و «زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ» با داخل کردن قاف در كاف و حاء در عين؛ بلکه احتیاط اقتضا می کند که این امور را رعایت نکنیم به ویژه در حروف نزدیک به هم؛ بلکه مراعات بعضی از اقسام ادغام صغیر نیز لازم نیست ؛ مثل داخل کردن ساكن اصلی در حرف نزدیک به آن؛ مثل «مِنْ رَبِّكَ» با داخل کردن نون در راء، بلکه احتیاط آن است که مدّ لازم را رعایت کنیم، و آن عبارت است از این که حرف مدّ و دو سببش در یک کلمه باشند؛ مثل «جاءَ»، «سُوءٌ»، «جِي‏ءَ»، «دَابَّةٍ»، «ق» و «ص» و همچنین ترك وقف بر متحرك، و وصل با سكون، و ادغام تنوين و نون ساكنة در حروف «يرملون» و اگر چه هیچ کدام از این امور رعایتش لازم و واجب نیست.[۲]

بنابر این با توجه به فتواهای نقل شده اگرچه رعایت بعضی از مقررات تجویدی مثل یرملون در نماز امر پسندیده ای است ولی لازم و واجب نیست.

[۱]. توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج ‏۱، ص ۶۰۸٫

[۲]. تحرير الوسيلة، ج ‏۱، ص ۱۶۷، المسالة رقم ۱۳٫