post

زندگی نامه امام رضا علیه السلام از ولادت تا شهادت

سؤال ۸۶: لطفا زندگی نامه امام رضا علیه السلام از ولادت تا شهادت را با ذکر منابع معتبر شرح دهید؟ با تشکر

پاسخ ۸۶: علی بن موسی بن جعفر معروف به امام رضا (۱۴۸–۲۰۳ق) هشتمین امام شیعه اثناعشری. امام رضا ۲۰ سال امامت را بر عهده داشت. مأمون عباسی او را به اجبار به خراسان آورد و به اکراه، ولیعهد خویش کرد. حدیث سلسلة الذهب که در نیشابور از ایشان نقل شده معروف است. مأمون میان وی و بزرگان دیگر ادیان و مذاهب جلسات مناظره‌ تشکیل می‌داد که سبب شد همگی به برتری و دانش او اقرار کنند. بیشتر

post

امام زمان عج و دانستن وقت ظهور

سؤال ۸۵: آیا خود امام زمان (عج) می داند چه زمانی ظهور خواهد کرد؟ اگر کسی برای ظهور امام زمان (عج) وقت تعیین کند دروغگو است؟

پاسخ ۸۵: انتظار فرج یکی از ارکان اساسی اسلام، به ویژه مذهب شیعه است. انتظار فرج به معنای آرزوی گشایش و رهایی یافتن از نابرابری ها و رفع گرفتاری های همۀ جهانیان است. بیشتر

post

زندگی نامه امام صادق علیه السلام از ولادت تا شهادت

سؤال ۷۹: لطفا زندگی نامه امام صادق علیه السلام از ولادت تا شهادت را با ذکر منابع معتبر توضیح دهید.

پاسخ ۷۹: جعفر بن محمد معروف به امام جعفر صادق(ع) (۸۳-۱۴۸ق)، ششمین امام شیعیان امامی و پنجمین امام اسماعیلیه. دوران امامت او با خلافت پنج خلیفه آخر اموی یعنی از هشام بن عبدالملک به بعد و دو خلیفه نخست عباسی سفاح و منصور دوانیقی هم‌زمان بود. امام صادق(ع) به جهت ضعف حکومت اموی، فعالیت علمی بسیار بیشتری نسبت به دیگر امامان شیعه داشت. شمار شاگردان و راویان او را ۴۰۰۰ نفر دانسته‌اند. بیشتر روایات اهل بیت(ع)، از امام صادق است. از این‌رو مذهب شیعه امامی را مذهب جعفری نیز می‌خوانند.

نام، نسب و القاب‌

جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابو طالب، ششمین امام مذهب شیعه امامی[۱] و پنجمین امام مذهب اسماعیلیه است.[۲] پدر او امام محمد باقر(ع) و مادرش ام فروه دختر قاسم پسر محمد بن ابوبکربود.[۳] برطبق کشف الغمه، از آنجا که نسب مادر امام صادق(ع) هم از پدر و هم از مادر به ابوبکر می‌رسید، امام صادق گفته است: «لَقَدْ وَلَدَنِي أَبُو بَكْرٍ مَرَّتَيْن‏» (من دو بار از ابوبکر متولد شد‌ه‌ام)؛ اما برخی از جمله علامه شوشتری و محمدباقر مجلسی، این روایت را جعلی می‌دانند.[۴]

بیشتر

post

زندگی نامه امام علی علیه السلام از ولادت تا شهادت

سؤال ۵۰: لطفا زندگی نامه امام علی علیه السلام از ولادت تا شهادت را با ذکر منابع معتبر توضیح دهید؟

پاسخ ۵۰: علی بن ابی‌طالب مشهور به امام علی(ع) (۲۳ قبل از هجرت -۴۰ق)، امام اول شیعیان، صحابی، راوی، کاتب وحی و چهارمین خلیفه از خلفای راشدین نزد اهل سنت. وی پسرعمو و داماد پیامبر اکرم (ص)، همسر حضرت فاطمه(س)، پدر و جد ۱۱ امام شیعه است.

به گفته مورخین شیعه و بسیاری از علمای اهل سنت، در کعبه زاده شد. او نخستین کسی بود که به پیامبر (ص) ایمان آورد و از نظر شیعه، به فرمان خدا و تصریح پیامبر(ص)، جانشین بلافصل رسول خدا (ص) است.[۱] آیاتی از قرآن کریم بر عصمت وی دلالت دارد.[۲] بنابر منابع شیعه و برخی منابع اهل سنت، حدود ۳۰۰ آیه در قرآن کریم در فضیلت او نازل شده است.[۳] هنگامی که قریش قصد کشتن پیامبر(ص) را داشتند، او در بستر پیامبر خوابید تا دشمنان گمراه شوند و بدین طریق پیامبر(ص) مخفیانه هجرت کرد.[۴] پیامبر (ص) عقد اخوت خود را با وی بست.[۵] در همه غزوات پیامبر (ص) -جز جنگ تبوک که به فرمان پیامبر (ص) در مدینه ماند- شرکت داشت و پرافتخارترین فرمانده اسلام بود. آثار مکتوب بسیاری به زبان‌های مختلف درباره امام علی (ع) نوشته شده است.

پس از درگذشت پیامبر (ص) گروهی در سقیفه، با ابوبکر به عنوان خلیفه بیعت کردند و امام علی (ع) ۲۵ سال از خلافت دور ماند. آن حضرت پس از خلافت ابوبکر، عمر و عثمان، به اصرار مسلمانان خلافت و حکومت را پذیرفت.[۶] او در دوره کوتاه حکومتش با سه جنگ سنگین داخلی مواجه شد و سرانجام در محراب مسجد کوفه در حال نماز به دست یکی از خوارج به شهادت رسید و مخفیانه در نجف به خاک سپرده شد.[۷]

گفته‌اند سررشته بسیاری از علوم مسلمانان، از جمله نحو عربی، کلام، فقه و تفسیر به امام علی (ع) می‌رسد و فرقه‌های گوناگون، سلسله سند خود را بدو می‌رسانند. کتاب معروف نهج البلاغه منتخبی از سخنان و نامه‌های ایشان است.

حرم امام علی (ع) در شهر نجف از مکان‌های مقدس در فرهنگ شیعه و زیارت آن مورد توجه است. در این مکان افراد سرشناس دیگری نیز دفن شده‌اند که با عنوان مدفونان حرم امام علی(ع) در برخی منابع از آن‌ها یاد شده است.

زندگی نامه: علی بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب،[۸] هاشمی قرشی، اولین مردی که به پیامبر ایمان آورد،[۹] امام اول شیعیان[۱۰] و خلیفه چهارم از خلفای راشدین از نظر اهل سنت است. پدر او، ابوطالب، مردی سخاوتمند، عدالت‌مدار، مورد احترام قبایل عرب، عمو و حامی پیامبر (ص) و از شخصیت‌های بزرگ قریش گزارش شده است.[۱۱] مادر علی(ع)، فاطمه بنت اسد[۱۲] و برادران وی طالب، عقیل، جعفر، و خواهرانش هند یا ام هانی، جمانه، ریطه یا ام طالب و اسماء بودند.[۱۳]

ولادت: امام اول شیعیان(ع)، جمعه ۱۳ رجب در سال ۳۰ عام الفیل در مکه و داخل کعبه متولد شد.[۱۴] ولادت وی در کعبه را عالمان شیعه از جمله سید رضی، شیخ مفید، قطب راوندی، ابن شهرآشوب و بسیاری از اهل تسنن مانند حاکم نیشابوری، حافظ گنجی شافعی، ابن جوزی حنفی، ابن صباغ مالکی، حلبی و مسعودی متواتر می‌دانند.[۱۵]

علی در شش سالگی، وقتی مکه دچار قحطی شد، به خانه حضرت محمد(ص) برده شد؛ همانطور که جعفر، برادر علی، به خانه عباس بن عبدالمطلب برده شد. ابوطالب، پدر امام علی(ع)، در این هنگام از اداره هزینه‌های یک خانواده پرجمعیت ناتوان بود.[۱۶] امام علی(ع) در یکی از خطبه‌های خود، به رفتار مهربانانه پیامبر در این دوره اشاره کرده است.[۱۷]

کنیه ها و القاب: کنیه‌های علی بن ابیطالب، عبارتند از ابوالحسن،[۱۸] ابوالحسین، ابوالسبطین، ابوالریحانتین، ابوتراب و ابوالائمه.[۱۹] همچنین امیرالمؤمنین، یعسوب الدین والمسلمین، مبیر الشرک والمشرکین، قاتل الناکثین والقاسطین والمارقین، مولی المؤمنین، شبیه هارون، حیدر، مرتضی، نفس الرسول، أخو الرسول، زوج البتول، سیف اللّه المسلول، امیر البررة، قاتل الفجرة، قسیم الجنّة والنار، صاحب اللواء، سید العرب، کشّاف الکرب، الصدّیق الأکبر، ذوالقرنین، هادی، فاروق، داعی، شاهد، باب المدینة، والی، وصی، قاضی دین رسول اللّه، منجز وعده، النبأ العظیم، الصراط المستقیم والأنزع البطین،[۲۰] القابی است که در منابع مختلف برای وی ذکر شده است.

ویژگی های ظاهری: امام علی(ع) در منابع مختلف، مردی بلندقد، با چشمانی سیاه و گشاده، ابروهایی کشیده و پیوسته و صورتی زیبا دانسته شده، چهره‌ای گندمگون و ریشی انبوه داشته و شانه‌هایش پهن بوده است.[۲۱] بنابر برخی منابع، پیامبر اکرم (ص) او را با لقب «بطین» خوانده و بر همین اساس، عده‌ای او را چاق دانسته‌اند. با این حال، برخی محققان بر این باورند که مقصود پیامبر از «بطین»، «البطین من العلم» (فربه از دانش) بوده است.[۲۲] ستوده‌شدن امام علی(ع) با صفت «بطین» در برخی زیارتنامه‌ها نیز دلیلی بر این دانسته شده که مقصود پیامبر، صفت چاق نبوده است. [۲۳] درباره قدرت بدنی علی بن ابیطالب، گفته شده که او با هیچ کسی مبارزه نکرد، مگر اینکه او را زمین زد. [۲۴]

همسران و فرزندان: اولین همسر امام علی(ع)، فاطمه دختر پیامبر اکرم(ص) بود و از او صاحب چهار فرزند شد. علی بن ابیطالب(ع) پس از شهادت فاطمه(س) با زنان دیگری ازدواج کرد. بنابر منابع تاریخی، امام علی(ع) ۲۷ یا ۲۸ فرزند داشته است.

شیخ مفید در کتاب «ارشاد» فرزندان امام علی(ع) را ۲۷ نفر دانسته و تصریح کرده که برخی از شیعیان فرزندی به نام محسن را به فاطمه(س) نسبت داده‌اند که پیامبر(ص) او را محسن نامگذاری کرده بود و پس از وفات پیامبر (ص) سقط شده است.[۲۵] بر این اساس، فرزندان امام علی(ع) با توجه به مادران‌شان، عبارتند از:

حضرت فاطمه زهرا (س): ۱٫ حسن ۲٫ حسین ۳٫ زینب کبری ۴٫ زینب صغری ۵٫ محسن

خوله: ۶٫ محمد (ابوالقاسم)

ام حبیب: ۷٫ عمر ۸٫ رقیه (ایندو دوقلو بوده اند).

ام البنین: ۹٫ عباس ۱۰٫ جعفر ۱۱٫ عثمان ۱۲٫ عبدالله

لیلا: ۱۳٫ محمد اصغر ۱۴٫ عبیدالله

اسماء: ۱۵٫ یحیی ۱۶٫ عون

ام سعید: ۱۷٫ ام الحسن ۱۸٫ رمله

شیخ مفید، علاوه بر موارد ذکر شده، فرزندان دیگری هم برای امام علی(ع) برشمرده و آنها را از همسران دیگر وی دانسته است.[۲۶]

ضربت خوردن و شهادت: امام علی(ع) در اثر ضربت شمشیر ابن ملجم در سحرگاه ۱۹ رمضان سال ۴۰ق در مسجد کوفه، دو روز بعد در ۲۱ همان ماه به شهادت رسید و مخفیانه دفن شد.[۲۷] ضربت خوردن علی بن ابیطالب، در شرایطی رخ داد که پس از جنگ نهروان، وی می‌کوشید مردم عراق را برای جنگ دوباره با معاویه بسیج کند، اما تنها تعداد اندکی حاضر به یاری او شدند. در این حال، معاویه با آگاهی از اوضاع عراق، به نواحی مختلف حکومت امام علی(ع) در جزیرة العرب و عراق حمله کرد.[۲۸] بنابر منابع تاریخی، سه تن از خوارج برای کشتن سه نفر یعنی امام علی(ع)، معاویه و عمرو بن عاص توافق کردند و زنی به نام قطام هم در این مسئله نقش داشته است.[۲۹]

امام اول شیعیان پس از شهادت، چنانکه خود وصیت کرده بود،[۳۰] توسط امام حسن، امام حسین، محمد بن حنفیه و با همراهی عبدالله بن جعفر، شبانه و مخفیانه در نجف کنونی (غریین در آن زمان) به خاک سپرده و قبرش مخفی شد.[۳۱] مخفی کردن قبر امام علی(ع) به دلیل جلوگیری از نبش قبر و بی‌حرمتی توسط بنی امیه و خوارج دانسته شده است.[۳۲] امام صادق(ع) در سال ۱۳۵ق، و در زمان حکومت منصور عباسی، محل دفن امام علی(ع) را در نجف آشکار کرد.[۳۳]

بر اساس روایات، امام علی(ع) درباره چگونگی غسل، کفن، نماز و تدفین خود، سفارش‌هایی به فرزندانش کرد.[۳۴] او همچنین از امام حسن و امام حسین(ع) خواست تا اگر بر اثر ضربت ابن ملجم درگذشت، او را تنها یک ضربت بزنند. امام علی(ع) با استناد به سخنی از پیامبر، از آنها خواست دست و پای ابن ملجم را نبُرند.[۳۵] علی بن ابیطالب(ع) همچنین ضمن تاکید بر توجه به قرآن، نماز، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد در راه خدا و خالی نگذاشتن خانه خدا، فرزندان خود را به ترس از خدا، نظم در کارها و آشتی با یکدیگر توصیه کرد و از آنها خواست به حقوق یتیمان و همسایگان توجه کنند.[۳۶]

برای آگاهی بیشتر به پاسخ های زیر مراجعه فرمایید:

نمایه: رمضان: اعمال مشترک و مخصوصه شبهای قدر، پاسخ شماره ۴۸٫

نمایه: زندگی نامه امام حسن مجتبی علیه السلام از ولادت تا شهادت، پاسخ شماره ۴۶٫

نمایه: زندگی نامه حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها، پاسخ شماره ۴۱٫

[۱] . سوره مائده، آیه ۶۷.

[۲] . سوره احزاب، آیه ۳۳.

[۳] . اربلی، کشف الغمة، دار الاضواء، ص۹۳؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص۱۸۹.

[۴] . مجلسی، ج۱۹، ص۵۹.

[۵] . حاکم نیشابوری، ج۳، ص۱۴.

[۶] . ابن ابی الحدید، ج۶، ص ۸٫

[۷] . مجلسی، ج۴۲، ص۲۹۰.

[۸] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۵.

[۹] . النسائی، السنن الکبری، ج۵، ص۱۰۷؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۵؛ آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تجدید نظر و اضافات از: ابوالقاسم گرجی، ۱۳۷۸ش، ص۶۵، پاورقی شماره ۲؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳۰.

[۱۰] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۵.

[۱۱] . ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۱۵.

[۱۲] . مفید، ارشاد، ج۱، ص۲.

[۱۳] . مجلسی، بحار الانوار، ج۱۹، ص۵۷.

[۱۴] . مفید، الارشاد، ج۱، ص۵ : «ولد بمکة فی البیت الحرام/ در مکه در بیت الحرام [=کعبه] زاده شد». مسعودی (متوفای ۳۴۶ق) درباره زادگاه امام نوشته است: «وکان مولده فی الکعبة/ زادگاهش در کعبه بود.» مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ۱۳۶۳ش/۱۴۰۴ق،ج۲ ص۳۴۹.

[۱۵] . امینی، ج۶، ص۲۱-۲۳.

[۱۶] . ابن هشام، ج۱، ص۱۶۲.

[۱۷] . نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، خ۱۹۲، ص۲۲۲.

[۱۸] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۵.

[۱۹] . مرعشی نجفی، موسوعة الإمامة، ۱۴۳۰ق، ج۶، ص۱۹۷و ۱۹۸؛ محمدی ری شهری، دانشنامه أمیرالمؤمنین ع، ۱۳۸۹ش، ج۱۴، ص۳۰۸.

[۲۰] . ابن شهر آشوب، ج۳، ص۳۲۱-۳۳۴.

[۲۱] . امین، ج۲، ص۱۳.

[۲۲] . طوسی، الأمالی، ص۲۹۳.

[۲۳] . مستدرک الوسائل، ج۱۸، ص۱۵۲.

[۲۴] . ابن قتیبه، المعارف، بیروت، ‌دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م، ص۱۲۱.

[۲۵] . در تاریخ یعقوبی، محسن یکی از سه پسر امام علی (ع) از حضرت فاطمه (س) دانسته شده که در کودکی مرده است. (تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۳۹.)

[۲۶] . المفید، الارشاد، قم: سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ق.، ص۲۷۰-۲۷۱.

[۲۷] . المفید، الارشاد، ج۱، ص۹(نسخه موجود در لوح فشرده کتابخانه اهل بیت، نسخه دوم)؛ درباره تاریخ شهادت امام علی(ع)، اختلاف است. ابن ابی الحدید (از علمای اهل سنت) شهادت وی در شب ۱۷ رمضان را قول مشهور می‌داند و می‌گوید شب ۱۷ رمضان شب بدر است و روایاتی در دست بوده که وی در شب بدر کشته می‌شود. (شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۵-۱۶.)

[۲۸] . جعفریان، رسول، گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، قم: دفتر نشر معارف، ۱۳۹۱، ص۵۴-۵۳.

[۲۹] . جعفریان، رسول، گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، ص۵۵.

[۳۰] . مجلسی، ج۴۲، ص۳۳۸؛ قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۲۳۴؛ مفید، ارشاد، ج۱، ص۱۰.

[۳۱] . المفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، قم، سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ق، ص۲۷-۲۸.

[۳۲] . عبدالکریم بن احمد بن طاووس، فرحة الغری، ص۹۳؛ مجلسی، بحار، ج۴۲، ص۲۲۲؛ به نقل مقدسی، یدالله، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان(ع)، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۱، ص۲۳۹-۲۴۰.

[۳۳] . مفید، ارشاد، ص۱۳.

[۳۴] . مجلسی، ج۳۶، ص۵.

[۳۵] . نهج البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، نامه ۴۷، ص۳۲۰-۳۲۱.

[۳۶] . همان؛ برای آگاهی بیشتر به سایت ویکی شیعه مراجعه فرمایید.

post

زندگی نامه امام حسن مجتبی علیه السلام از ولادت تا شهادت

سؤال ۴۶: درباره زندگی نامه امام حسن مجتبی علیه السلام از ولادت تا شهادت با ذکر منابع معتبر توضیح دهید؟

پاسخ ۴۶: حسن بن علی بن ابی طالب(ع) مشهور به امام حسن مجتبی(۳-۵۰ق) دومین امام شیعیان که ۱۰ سال (۴۰-۵۰ق.) امام و حدود ۷ ماه خلیفه مسلمانان بود. اهل سنت او را آخرین خلیفه از خلفای راشدین دانسته‌اند.

حسن بن علی نخستین فرزند امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نخستین نوه پیامبر(ص) است. بنابر گزارش‌های تاریخی، نام «حسن» را پیامبر(ص) برای او برگزید و او را بسیار دوست داشت. او هفت سال از عمر خود را با پیامبر(ص) همراه بود و در بیعت رضوان و ماجرای مباهله با مسیحیان نجران حضور داشت.

حسن بن علی بن ابی‌طالب نخستین فرزند امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نخستین نوه پیامبر اسلام(ص) است. نسب او به بنی‌هاشم و قریش می‌رسد.[۱]

نام، کنیه، القاب: واژه «حَسَن» به معنای نیکو است. این نام را پیامبر(ص) برای او برگزید.[۲] بنابر برخی روایات، این نامگذاری به فرمان الهی انجام شد. نام‌های حسن و حسین معادل شَبَّر و شَبیر (یا شَبّیر)، نام پسران هارون است که قبل از اسلام نزد مردم عرب سابقه‌ای نداشت.[۳]

کنیه او را «ابومحمد» و «ابوالقاسم» گفته‌اند و برای او القابی همچون مجتبی (برگزیده) و سَیّد (سرور) و زَکیّ (پاکیزه) برشمرده‌اند. القابی نیز مشترک میان حسنین است از جمله «سیّد شباب اهل الجنة» و «ریحانة نبیّ الله» و «سبط».[۴]

امامت: حسن بن علی دومین امام شیعیان است. او بعد از شهادت امام علی (ع) در ۲۱ رمضان سال ۴۰ق، به امامت رسید و به مدت ۱۰ سال این مقام را بر عهده داشت.[۵]

ولادت: بنابر مشهور، تاریخ ولادت او ۱۵ رمضان سال سوم هجری است. برخی منابع تولد وی را سال دوم هجرت دانسته‌اند. او در مدینه به دنیا آمد و پیامبر در گوش او اذان گفت و در هفتمین روز ولادتش، گوسفندی را برای او عقیقه کرد.[۶]

بر اساس پاره‌ای از گزار‌ش‌ها، امام علی(ع) پیش از آنکه پیامبر(ص) نام حسن را برای فرزند او انتخاب کند، نام حمزه یا حرب را برای او در نظر گرفته بود ولی وقتی پیامبر از نام او پرسید، گفت در نامگذاری فرزندش، بر رسول خدا پیشی نمی‌گیرد.[۷]

دوره کودکی: از دوره کودکی و نوجوانی حسن بن علی(ع) اطلاع چندانی در دست نیست. او کمتر از هشت سال از عمرش را در دوران پیامبر سپری کرد و از این جهت نام او در زمره واپسین طبقهٔ صحابه ذکر شده است. گزارش‌های مربوط به محبت بسیار پیامبر(ص) به او و برادرش حسین(ع) در بیشتر منابع شیعه و اهل سنت آمده است.[۸]

از مهم‌ترین حوادث این دوره، حضور او به همراه پدر و مادر و برادرش در ماجرای مباهلهٔ پیامبر(ص) با مسیحیان نجران است. او و برادرش، مصداق واژه «اَبناءُنا» در آیه مباهله بودند. به گفته سید جعفر مرتضی او در بیعت رضوان نیز حضور داشت و با پیامبر بیعت کرد.[۹] برخی آیات قرآن درباره او و دیگر اصحاب کساء نازل شده است. گفته‌اند او در هفت سالگی در مجلس پیامبر(ص) حضور می‌یافت و آنچه بر پیامبر وحی می‌شد را برای مادرش بازگو می‌کرد.[۱۰]

دوره جوانی: گزارش‌های مربوط به دوره جوانی امام حسن محدود است، از جمله در «الامامة و السیاسة» آمده است که به دستور خلیفه دوم، حسن بن علی در شورای شش نفره تعیین خلیفه به عنوان شاهد حضور داشت.[۱۱]

همسران و فرزندان: گزارش‌ها درباره شمار همسران و فرزندان حسن بن علی(ع) متفاوت است. با وجود آنکه منابع تاریخی، حداکثر نام ۱۸ همسر برای امام حسن ذکر کرده‌اند، ارقامی مانند ۲۵۰، ۲۰۰، ۹۰ و ۷۰ برای تعداد همسران وی ذکر شده است.[۱۲]

برخی منابع با اشاره به کثرت ازدواج و طلاق وی، او را «مِطلاق» (بسیار طلاق دهنده) خوانده‌اند.[۱۳] افزون بر آن گفته‌اند حسن بن علی(ع) کنیزانی داشته و از برخی آنها صاحب فرزند شده است.[۱۴]

مطلاق بودن امام حسن: بحث مطلاق بودن امام حسن در برخی منابع کهن و معاصر مورد نقد تاریخی، سندی و محتوایی قرار گرفته است. به گفته مادلونگ نخستین کسی که شایع کرد امام حسن(ع) ۹۰ همسر داشته، «محمد بن کلبی» بوده و این عدد را نیز «مدائنی» (درگذشته ۲۲۵ق) ساخته است. در عین حال خود کلبی تنها از یازده زن نام برده که ازدواج پنج نفر از آنان با امام حسن مشکوک است. قرشی این اخبار را برساخته عباسیان با هدف مقابله با سادات حسنی دانسته است.[۱۵]

تعداد فرزندان امام: در تعداد فرزندان امام مجتبی(ع) نیز اختلاف است. شیخ مفید تعداد فرزندان او را ۱۵ تن ذکر کرده است.[۱۶] طبرسی فرزندان امام حسن(ع) را ۱۶ نفر دانسته و ابوبکر را نیز از فرزندان وی برشمرده است که در واقعه عاشورا به شهادت رسید.[۱۷]

دوران کوتاه خلافت: امام حسن مجتبی از ۲۱ رمضان سال ۴۰ق به مدت ۶ الی ۸ ماه خلیفه مسلمانان بود. اهل سنت او را با توجه به حدیثی منسوب به پیامبر(ص)، آخرین خلیفه از خلفای راشدین دانسته‌اند. خلافت او با بیعت مردم عراق و همراهی سایر سرزمین‌های اطراف آغاز شد. اهالی شام به رهبری معاویه با این خلافت مخالفت کردند. معاویه با همراهی سپاهیانی از شام به جنگ اهل عراق آمد.[۱۸] این جنگ در نهایت به صلح و واگذاری خلافت به معاویه، نخستین خلیفه اموی انجامید.

جنگ و صلح با معاویه: مهمترین رویداد سیاسی در زندگی حسن بن علی(ع)، جنگ با معاویه است که به صلح انجامید.[۱۹] همزمان با رویارویی دو سپاه عراق و شام امام حسن مورد سوء قصد قرار گرفت و مجروح شد و برای مداوا به مدائن رفت.

در حالی که امام حسن(ع) در مدائن به مداوا مشغول بود، گروهی از سران قبائل کوفه پنهانی به معاویه نامه نوشتند و اعلام فرمانبرداری کردند. آنها معاویه را به آمدن به سوی خود ترغیب کردند و قول دادند حسن بن علی را به وی تسلیم کنند یا به قتل برسانند. به گفته شیخ مفید (درگذشته ۴۱۳ق)، امام حسن(ع) وقتی این خبر و همچنین خبر پیوستن عبیدالله بن عباس به معاویه را شنید و از سویی سستی و بی‌رغبتی یاران خویش را مشاهده کرد، دریافت که تنها با عده‌ای اندک از شیعیانش، نمی‌تواند در برابر لشکر انبوه شام مقاومت کند. [۲۰] زید بن وهب جهنی نقل کرده است که امام حسن(ع) در مدت مداوای خود در مدائن به او گفت: «به خدا سوگند اگر با معاویه بجنگم، مردم عراق گردن مرا می‌گیرند و مرا تسلیم او می‌کنند. به خدا سوگند اگر در حال عزت با معاویه صلح کنم، بهتر است که در اسارت به دست او کشته شوم یا بر من منت گذارد و از کشتنم صرف نظر کند و برای همیشه ننگی بر بنی هاشم باقی بماند.»[۲۱]

شهادت و ماجرای تشییع: در بسیاری از منابع شیعه و اهل سنت آمده است که امام حسن(ع) با خوراندن زهر به شهادت رسید.[۲۲] طبق برخی گزارش‌ها، او را پیش از شهادت نیز چند بار مسموم کرده بودند، اما از مرگ نجات یافته بود.[۲۳] در مورد مسمومیت آخر که به شهادت وی انجامید، شیخ مفید گفته است معاویه وقتی تصمیم گرفت برای ولایتعهدی پسرش یزید بیعت بگیرد، صد هزار درهم برای جعده دختر اشعث بن قیس (همسر امام حسن) فرستاد و به او وعده داد که در قبال مسموم کردن شوهرش، او را به ازدواج یزید درخواهد آورد.[۲۴] نام جعده به عنوان قاتل حسن بن علی(ع) در منابع اهل سنت نیز آمده است.[۲۵] گفته‌اند حسن بن علی(ع) ۳ روز یا ۴۰ روز یا دو ماه پس از مسموم شدن درگذشت. [۲۶]

نقل شده است پس از درگذشت امام مجتبی(ع)، شهر مدینه یکپارچه شیون و گریه شد. نیز گفته‌اند هنگام خاکسپاری، قبرستان بقیع پر از جمعیت شد و تا هفت روز بازارها تعطیل بود. از برخی منابع اهل سنت نقل شده است که نخستین خواری برای عرب، درگذشت حسن بن علی(ع) بود.[۲۷]

جلوگیری از دفن‌شدن کنار پیامبر: در برخی منابع آمده است امام حسن(ع) به برادرش وصیت کرد که او را پس از درگذشت، کنار قبر جدش رسول خدا(ص) دفن کند. ولی در گزارش شیخ مفید (درگذشته ۴۱۳ق) و طبرسی (درگذشته ۵۴۸ق) و ابن شهرآشوب (درگذشته ۵۸۸ق) آمده است امام مجتبی وصیت کرد که تابوت او را برای تجدید عهد، نزد قبر پیامبر(ص) ببرند و سپس کنار قبر جده‌اش فاطمه بنت اسد دفن کنند. در این نقل‌ها آمده است که حسن بن علی سفارش کرد که هنگام تشییع و دفن او از هرگونه درگیری پرهیز شود تا مبادا خونی ریخته شود.[۲۸]

وقتی بنی هاشم، تابوت امام مجتبی را به طرف قبر پیامبر(ص) بردند، مروان همراه عده‌ای از بنی امیه، سلاح به دست گرفتند و راه را بستند تا از دفن شدن او کنار قبر پیامبر(ص) جلوگیری کنند.[۲۹] ابوالفرج اصفهانی (درگذشته ۳۵۶ق) آورده است که عائشه سوار بر استری شد و بنی امیه را فراخواند تا مانع از این کار شوند. ولی در گزارش بلاذری آمده است وقتی عائشه دید نزاع رخ داده و نزدیک است به خونریزی بینجامد، گفت: خانه، خانه من است و اجازه نمی‌دهم کسی در آن دفن شود.

نقل شده است که مروان گفت نمی‌پذیریم که عثمان بیرون از شهر دفن شده باشد ولی حسن بن علی را کنار پیامبر دفن کنید. نزدیک بود میان بنی هاشم و بنی امیه درگیری رخ دهد، ولی امام حسین(ع) بنابر وصیت برادرش، از درگیری جلوگیری کرد. پیکر حسن بن علی را به بقیع بردند و کنار قبر فاطمه بنت اسد به خاک سپردند.[۳۰]

در گزارش ابن شهرآشوب آمده است بنی امیه، به سمت جنازه امام مجتبی تیر پرتاب کردند. طبق این نقل، ۷۰ تیر از جنازه حسن بن علی(ع) بیرون کشیدند.[۳۱]

تاریخ شهادت: منابع تاریخی، سال شهادت امام حسن(ع) را به اختلاف، ۴۹ یا ۵۰ یا ۵۱ هجری ذکر کرده‌اند.[۳۲] برخی پژوهشگران با استناد به قراینی، سال ۵۰ را درست دانسته‌اند.[۳۳]

ماه شهادت: در مورد ماه وقوع آن، منابع شیعه، ماه صفر[۳۴] و اکثر منابع اهل سنت، ماه ربیع الاول[۳۵] را گزارش داده‌اند.[۳۶]

روز شهادت: روز شهادت نیز در منابع شیعی متفاوت نقل شده است: بسیاری همچون شیخ مفید[۳۷] و شیخ طوسی[۳۸] (درگذشته ۴۶۰ق) و طبرسی[۳۹] (درگذشته ۵۴۸ق) و ابن شهرآشوب[۴۰] (درگذشته ۵۸۸ق)، روز ۲۸ صفر را ذکر کرده‌اند. در مقابل، شهید اول (درگذشته ۷۸۶ق) روز ۷ صفر[۴۱] و کلینی روز آخر صفر را ذکر کرده است.[۴۲] «یدالله مقدسی» با تحقیق در مورد سند اقوال مختلف، قول ۲۸ صفر را معتبر دانسته است.[۴۳]

برای آگاهی بیشتر پاسخ زیر را مطالعه فرمایید:

نمایه: زندگی نامه حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها، سوال شماره ۴۱٫

[۱] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۵.

[۲] . ابن حنبل، المسند، دار صادر، ج۱، ص۹۸، ۱۱۸؛ کلینی، الکافی، بیروت ۱۴۰۱، ج۶، ص۳۳ـ۳۴.

[۳] . ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۶، ص۳۵۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، بیروت، ج۲، ص۱۰.

[۴] . ابن شهر آشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۲۹؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج‏۴۴، ص۳۵.

[۵] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵.

[۶] . مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۵؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۹۰ش، ج۶، ص۴۰

[۷] . ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۲۳۹-۲۴۴؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج۳۹، ص۶۳.

[۸] . مجلسی، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج‏۴۳، ص۲۶۱-۳۱۷؛ ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۳-۳۲۲؛ احمد بن حنبل، المسند، دار صادر، ج۵، ص۳۵۴؛ ابن حبان، صحیح ابن حبان، ۱۹۹۳م، ج۱۳، ص۴۰۲؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۸۷.

[۹] . زمخشری، الکشاف، ۱۴۱۵ق، ذیل آیه ۶۱ آل عمران؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۰۵ق، ذیل آیه ۶۱ سوره آل عمران.

[۱۰] . ابن شهر آشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۷.

[۱۱] . ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۲.

[۱۲] . مجلسی، بحار الانوار، بیروت ۱۳۶۳ش، ج۴۴، ص۱۷۳

[۱۳] . ابن سعد، الطبقات الکبرى، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۲۹۰ و ۳۰۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۵؛ کلینی، الکافى، ۱۳۶۲ش، ج۶، ص۵۶.

[۱۴] . بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۷۳.

[۱۵] . قرشی‏، حیاة الامام الحسن بن على، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۵۳-۴۵۴.

[۱۶] . المفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۰.

[۱۷] . طبرسی، اعلام الورى، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۱۶.

[۱۸] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۱؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۴، ص۲۸۶.

[۱۹] . هاشمى نژاد، درسى كه حسین به انسان‌ها آموخت، ۱۳۸۲ش، ص۴۰.

[۲۰] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲ – ۱۳٫

[۲۱] . طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۹۰.

[۲۲] . مفید، الارشاد، ۱۴۱۴، ج۲، ص۱۵؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۸۰-۸۱؛ مسعودی، مروج‏ الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۲۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبرى، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۳۳۵ و ۳۵۲.

[۲۳] . بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۵۵؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۸۱.

[۲۴] . المفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵.

[۲۵] . بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۵۵؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، دارالفکر، ج۸، ص۴۳؛ مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیه، ج۶، ص۵.

[۲۶] . ابن خلکان، وفیات الاعیان ۱۳۶۴ش، ج۲، ص۶۶.

[۲۷] . ابن سعد، الطبقات الکبرى، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۳۵۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۲۹۵؛ نیز مراجعه کنید به طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق. ج۵، ص۲۷۹.

[۲۸] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۷.

[۲۹] . ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفه، ص۸۲.

[۳۰] . شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۸-۱۹؛ ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق،ج۴، ص۴۴.

[۳۱] . ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق،ج۴، ص۴۴.

[۳۲] . بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۶۴؛ کلینی، کافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۴۶۱ و ۴۶۲؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ۳۶۱؛ دیار بکری، تاریخ الخمیس، دار صادر، ج۲، ص۲۹۳؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فى معرفة الأصحاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۸۹.

مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان،۱۳۹۱ش، ص۲۶۰.

[۳۳] . مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان،۱۳۹۱ش، ص۲۵۵-۲۵۹.

[۳۴] . کلینی، کافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۴۶۱ ؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵؛ طبرسی، اعلام الورى، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۰۳؛ اربلی، کشف الغمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۴۸۶.

[۳۵] . بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۶۶؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ۳۶۱؛ دیار بکری، تاریخ الخمیس، دار صادر، ج۲، ص۲۹۳؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فى معرفة الأصحاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۸۹.

[۳۶] . برای آشنایی بیشتر با منابع مزبور مراجعه کنید به: مقدسی، یدالله، بررسی و نقد گزارش های تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع)، ۱۳۸۹ق، ص۹۴-۹۵.

[۳۷] . شیخ مفید، مسار الشیعة، قم، ۴۶-۴۷.

[۳۸] . شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۷۹۰.

[۳۹] . طبرسی، اعلام الورى، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۰۳.

[۴۰] . ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۲۹.

[۴۱] . شهید اول، الدروس الشرعیه، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۷.

[۴۲] . کلینی، کافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۴۶۱.

[۴۳] . مقدسی، یدالله، بررسی و نقد گزارش های تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع)، ۱۳۸۹ق، ص۱۰۹-۱۱۰؛ اقتباس از ویکی شیعه (با اندکی ویرایش).

post

زندگی نامه حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها

سؤال ۴۱: لطفا زندگی نامه حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها را با ذکر منبع شرح دهید؟

پاسخ ۴۱: خَدیجَه دختر خُوَیلِد (درگذشت ۱۰ بعثت)، مشهور به خدیجه کبری(س) و ام المؤمنین، نخستین همسر پیامبر اکرم(ص) و مادر حضرت زهرا (س). خدیجه(س) قبل از بعثت با حضرت محمد (ص) ازدواج کرد و اولین زن و به عقیده برخی نخستین کسی است که به وی ایمان آورد. خدیجه همه ثروت خود را در راه نشر اسلام به کار گرفت. پیامبر(ص) به احترام خدیجه، در طول حیات او همسری دیگر برنگزید و پس از درگذشت وی همواره از او با نیکی یاد می‌کرد.

پیامبر از خدیجه دو پسر به نام‌های قاسم و عبدالله و چهار دختر به نام‌های زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه (س) داشت. بنابراین همه فرزندان پیامبر اسلام(ص) به جز ابراهیم، از خدیجه(س) بودند.

خدیجه(س) سه سال قبل از هجرت، در ۶۵ سالگی در مکه درگذشت. پیامبر او را در قبرستان معلاة به خاک سپرد.

زندگی نامه: خدیجه(س) از پدری به نام خویلد بن أسد بن عبدالعزی بن قصی القرشیه الاسدیه[۱] و مادری به نام فاطمه بنت زائده متولد شد.[۲] او حدود سه یا چهار دهه قبل از آغاز بعثت پیامبر اسلام (ص) در مکه به دنیا آمد و در همان شهر، در خانه پدرش، رشد یافت.[۳]

ازدواج با پیامبر (صلی الله علیه و آله): همه منابع تاریخی، خدیجه را اولین همسر پیامبر(ص) معرفی کرده‌اند. با این حال، زمان دقیق ازدواج این دو روشن نیست. سن پیامبر(ص) در هنگام ازدواج با خدیجه(س)، ۲۱ تا ۳۷ سال ذکر شده است.[۴]

سن خدیجه هنگام ازدواج با پیامبر: درباره سن خدیجه(س) هنگام ازدواج با پیامبر (ص)، دیدگاه‌های مختلفی از ۲۵ سال تا ۴۶ سال مطرح شده است. بسیاری سن خدیجه(س) را هنگام ازدواج با پیامبر(ص)، ۴۰ سال دانسته‌اند.[۵]

فرزندان خدیجه از پیامبر: همه فرزندان پیامبر(ص) به‌جز ابراهیم از خدیجه هستند.[۶] طبق نقل مشهور، تعداد فرزندان پیامبر و خدیجه شش فرزند بوده است،[۷] دو پسر به نام‌های قاسم و عبدالله و چهار دختر به نام‌های زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه(س).[۸]

فرزندان خدیجه از ازدواج‌های قبلی: در برخی منابع گفته شده است خدیجه پیش از پیامبر(ص) دو بار ازدواج کرده بوده، و از این ازدواج‌ها، فرزندانی نیز داشته است[۹] و هند بن ابی‌هاله را پسر خدیجه از شوهر سابقش معرفی می‌کنند.[۱۰] در مقابل، برخی نیز بیان کرده‌اند خدیجه در زمان ازدواج با پیامبر دوشیزه بوده و اصلا پیش از آن ازدواج نکرده بوده است.[۱۱]

اسلام آوردن: بسیاری از منابع تاریخی، خدیجه(س) را اولین کسی می‌دانند که اسلام آورد.[۱۲] حتی برخی از منابع در این زمینه ادعای اجماع کرده‌اند.[۱۳]

جایگاه: خدیجه بانویی شریف، ثروتمند و دارای اعتبار در روزگار خود بود.[۱۴] جابر بن عبدالله انصاری در روایتی از پیامبر (ص)، سرور زنان جهان را خدیجه (س)، فاطمه (س)، مریم و آسیه معرفی نموده است.[۱۵] همچنین پیامبر (ص)، خدیجه(س) را از جمله زنان کامل در جهان[۱۶] و نیز از بهترین زنان معرفی کرده است.[۱۷] در منابع اسلامی، از خدیجه با القابی همچون طاهره، زکیه، مرضیه، صدیقه، سیده نساء قریش[۱۸]، خیرالنساء[۱۹] و بانوی بلند مرتبه[۲۰] و نیز با کنیه‌های ام المؤمنین یاد شده است.[۲۱]

وفات: بیشتر منابع تاریخی، سال وفات خدیجه(س) را دهم بعثت، یعنی ۳ سال قبل از هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه ذکر کرده‌اند.[۲۲] این منابع، سن خدیجه(س) را هنگام وفات، ۶۵ سال دانسته‌اند.[۲۳] ابن عبدالبر، سن خدیجه(س) را هنگام وفات، ۶۴ سال و شش ماه ذکر می‌کند.[۲۴] برخی دیگر از منابع، سال رحلت خدیجه(س) را همان سال درگذشت ابوطالب و اندکی بعد از آن دانسته‌اند.[۲۵] ابن سعد، رحلت خدیجه(س) را ۳۵ روز بعد از وفات ابوطالب می‌داند.[۲۶] وی و برخی دیگر از مورخان، زمان رحلت خدیجه را، ماه رمضان سال دهم بعثت ذکر کرده‌اند.[۲۷] ابوطالب عموی پیامبر نیز در همین سال از دنیا رفت. پیامبر این سال را عام الحزن نامید.[۲۸]

آرامگاه: بنابر روایات اسلامی، پیامبر(ص) ابتدا با ردای خودش و سپس با ردای بهشتی، خدیجه(س) را کفن کرد و او را در قبرستان معلاة در دامنه کوه حجون که بر فراز شهر مکه است، به خاک سپرد[۲۹]. [۳۰]

[۱] . ابن اثیر جزری، أسدالغابه فی معرفة الصحابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۷۸.

[۲] . ابن عبدالبر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج‏۴، ص۱۷-۱۸.

[۳] . ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۱، شماره ۴۰۹۶.

[۴] . ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج‏۵، ص۲۹۳.

[۵] . ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸ ، ص۱۷۴؛ ابن اثیر جزری، اسدالغابه فی معرفة الصحابه ، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۸ و ج۹، ص۴۵۹ ؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ، ۱۳۸۷ق، ج۲ ، ص۲۸۰.

[۶] . ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸ ، ص۱۷۴؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۹۴.

[۷] . همان.

[۸] . زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۲، ص۳۰۲.

[۹] . ابن اثیر جزری، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ۱۴۰۹ق، ج ۵، ص۷۱؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج ۶، ص۳۰۸- ۳۰۹.

[۱۰] . امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج ۶، ص۳۰۸- ۳۰۹.

[۱۱] . ابن شهرآشوب، این سخن را از چند تن از عالمان نقل می‌کند، نک: المناقب آل ابی طالب، قم، ج۱، ص۱۵۹؛ برای استدلال‌ها در رد فرزند داشتن حضرت خدیجه، نک: عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، ۱۴۱۵ق، ج ۲، ص۲۰۷-۲۲۰.

[۱۲] . ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج‏۳، ص۲۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۱۷.

[۱۳] . ابن اثیر جزری، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۷۸

[۱۴] . طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۲۸۱.

[۱۵] . ابن کثیر، البدایة والنهایة، ۱۴۰۷ق، ج‏۲، ص۱۲۹.

[۱۶] . همان.

[۱۷] . مقریزی، إمتاع‏ الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‏۱۵، ص۶۰.

[۱۸] . ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۱۵.( ابن کثیر در نقل جریان آغاز وحی به این لقب حضرت خدیجه(س) اشاره دارد)؛ بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، مقدمه کتاب، ص۱۶.

[۱۹] . ابن اثیر جزری، أسدالغابه فی معرفة الصحابه، ۱۴۰۹ق، ج‏۶، ص۸۳.

[۲۰] . مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۰، ص۱۸۹.

[۲۱] . السیلاوی،  الأنوار الساطعة من الغراء الطاهرة، ۱۴۲۴ق، ص۲۴.

[۲۲] . ابن سیدالناس، عیون الاثر، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۵۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۱۷؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۴۹۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸ ، ص۱۴.

[۲۳] . طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۴۹۳: «و توفیت قبل الهجرة بثلاث سنین، و هی یومئذ ابنة خمس و ستین سنه».

[۲۴] . ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۱۸.

[۲۵] . طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۴۹۳؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۵۱.

[۲۶] . ابن سعد، الطبقات‏ الکبری، ۱۴۱۰ق، ج‏۱، ص۹۶.

[۲۷] . همان، ج ۸ ، ص۱۴.

[۲۸] . مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۴۵.

[۲۹] . جاسر، اماکن تاریخی اسلامی در مکه مکرّمه، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۵.

[۳۰] . اقتباس (با اندکی ویرایش) از سایت ویکی شیعه.

post

فضیلت و اعمال شب نیمه شعبان در مفاتیح الجنان

سؤال ۷: لطفا فضیلت و اعمال شب نیمه شعبان که مصادف است با ولادت منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) را بیان فرمایید.

پاسخ ۷: شب نيمه شعبان: شب بسيار مباركى است، از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه از امام باقر عليه السّلام از فضيلت شب نيمه شعبان سؤال شد، ايشان فرمود: اين شب پس از شب قدر برترين شب هاست.

در اين شب خدا فضل خود را بر بندگان سرازير می كند، و آنان را به بخشش و كرم خويش می آمرزد، پس در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن بكوشيد، كه آن شبى است كه خدا به ذات مقدّس خود سوگند ياد كرده، كه سائلى را از درگاه خويش با دست خالى بازنگرداند مادام كه انجام معصيتى را درخواست نكند، و شب نيمه شعبان شبى است كه حق تعالى آن را براى ما قرار داد و در عوض شب قدر كه آن را مخصوص پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود، پس در دعاى و ثنا بر خداى تعالى كوشش كنيد.

از جمله بركات اين شب مبارك، ولادت با سعادت حضرت سلطان عصر امام زمان (ارواحنا له الفداء) است كه در سحر چنين شبى در سال دويست وپنجاه وپنج هجرى قمرى در سرّمن رأى [سامراى كنونى] واقع شد، و باعث فزونی شرافت اين شب مبارك گشت.

براى اين شب چند عمل دارد است

اوّل: غسل كردن كه باعث تخفيف گناهان است.

دوّم: شب زنده دارى به نماز و دعا و استغفار، چنان كه امام زين العابدين عليه السّلام انجام می دادند، و در روايت آمده: هركه اين شب را به رازونياز و عدابت بپردازد دل او نميرد در روزى كه دل ها بميرند.

سوّم: زيارت امام حسين عليه السّلام كه افضل اعمال اين شب است و باعث آمرزش گناهان است، و هركه ميل دارد تا ارواح صدوبيست وچهار هزار پيامبر با او دست آشنايى دهند، در اين شب امام حسين عليه السّلام را زيارت كند، كم ترين حدّ زيارت آن حضرت ان است كه بر بالاى بامى برآيد و به جانب راست و چپ نظر كند، سپس سر به جانب آسمان برآرد، و با اين كلمات حضرت را زيارت كند: السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ درود بر تو اى ابا عبد اللّه، درود و رحمت و بركات خدا بر تو و هركس در هر كجا باشد و در هر زمان آن حضرت را به اين شيوه زيارت كند، اميد است كه پاداش حجّ و عمره براى او نوشته شود. و ما زيارت مخصوص اين شب را در باب زيارات به خواست خدا ذكر خواهيم نمود.

چهارم: خواندن دعايى كه شيخ و سيّد نقل كرده اند، و به منزله زيارت امام زمان (صلوات اللّه عليه) است: اللَّهُمَّ بِحَقِّ لَيْلَتِنَا {هَذِهِ} وَ مَوْلُودِهَا وَ حُجَّتِكَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتِي قَرَنْتَ إِلَى فَضْلِهَا فَضْلاً فَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِكَ وَ لا مُعَقِّبَ لِآيَاتِكَ نُورُكَ الْمُتَأَلِّقُ وَ ضِيَاؤُكَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فِي طَخْيَاءِ الدَّيْجُورِ الْغَائِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ كَرُمَ مَحْتِدُهُ وَ الْمَلائِكَةُ شُهَّدُهُ وَ اللَّهُ نَاصِرُهُ وَ مُؤَيِّدُهُ إِذَا آنَ مِيعَادُهُ وَ الْمَلائِكَةُ [فَالْمَلائِكَةُ] أَمْدَادُهُ سَيْفُ اللَّهِ الَّذِي لا يَنْبُو وَ نُورُهُ الَّذِي لا يَخْبُو وَ ذُو الْحِلْمِ الَّذِي لا يَصْبُو مَدَارُ الدَّهْرِ وَ نَوَامِيسُ الْعَصْرِ وَ وُلاةُ الْأَمْرِ وَ الْمُنَزَّلُ عَلَيْهِمْ مَا يَتَنَزَّلُ [يَنْزِلُ ] فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ، خداى به حق اين شب و مولود در آن، و به حق حجتّت و موعود او، كه به فضيلتش فضيلت ديگرى را قرين ساختى، پس كامل شد كلمه ات به راستى و عدالت، براى كلماتت دگرگون سازى نيست، و براى آياتت پس زنده اى نمى باشد، نور درخشانت، و پرتو فروزانت، و نشانه روشنت در شب تاريك، آن غايب پوشيده از نظر، كه عظيم بوده ولادتش، و شريف است اصل و نسبش، فرشتگان گواه اويند، و خدا ياور و تأييد كننده اش آنگاه كه وعده ظهورش در رسد و فرشتگان مددكاران اويند، شمشير خداست كه كند نشود، و نور حق است كه خاوش نگردد، و با بردبارى است كه كارى بی منطق انجام ندهند، مدار روزگار است.

{پدرانش} نواميس عصر، و متولّيان حكومت حق اند، نازل شده بر آنان آنچه در شب قدر نازل مى شود، وَ أَصْحَابُ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ تَرَاجِمَةُ وَحْيِهِ وَ وُلاةُ أَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى خَاتِمِهِمْ وَ قَائِمِهِمْ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوَالِمِهِمْ اللَّهُمَّ وَ أَدْرِكْ بِنَا أَيَّامَهُ وَ ظُهُورَهُ وَ قِيَامَهُ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَ اقْرِنْ ثَارَنَا بِثَارِهِ وَ اكْتُبْنَا فِي أَعْوَانِهِ وَ خُلَصَائِهِ وَ أَحْيِنَا فِي دَوْلَتِهِ نَاعِمِينَ وَ بِصُحْبَتِهِ غَانِمِينَ وَ بِحَقِّهِ قَائِمِينَ وَ مِنَ السُّوءِ سَالِمِينَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَوَاتُهُ عَلَى [وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَی] سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الصَّادِقِينَ وَ عِتْرَتِهِ النَّاطِقِينَ وَ الْعَنْ جَمِيعَ الظَّالِمِينَ وَ احْكُمْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُمْ يَا أَحْكَمَ الْحَاكِمِينَ اصحاب حشر و نشرند، و مفسّران وحى خدا، و واليان امر و نهى حق.

خدايا! بر خاتم و قائمشان كه پوشيده از عوالم ايشان است درود فرست.

خدايا! ما را به درك ايام او و ظهور و قيامش نايل فرما، و از يارانش قرارمان ده، و خوخواهى او قرين كن، و ما را در شمار ياران و دل دادگانش ثبت فرما، و در دولتش شاد و خرّم زنده بدار، و از همنشينى اش بهره مند ساز و برپادارنده حقش قرارمان ده، و از بديها به سلامت بدار، ای مهربان ترين مهربانان، و سپاس خداى را پروردگار عالميان، و درودهاى بى پايان خدا بر آقايمان محمّد خاتم پيامبران و رسولان، و بر اهل بيت راستگو و خاندان حق گويش باد، و خدا لعنت فرست بر همه ستمكاران، و بين ما و بين آنان داورى كن، اى داورترين داوران.

پنجم: شيخ از اسماعيل بن فضيل هاشمى روايت كرده كه گفت: حضرت صادق عليه السّلام اين دعا را به من تعليم داد كه آن را در شب نيمه شعبان بخوانم: أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ الْخَالِقُ الرَّازِقُ الْمُحْيِي الْمُمِيتُ الْبَدِي ءُ الْبَدِيعُ لَكَ الْجَلالُ وَ لَكَ الْفَضْلُ وَ لَكَ الْحَمْدُ وَ لَكَ الْمَنُّ وَ لَكَ الْجُودُ وَ لَكَ الْكَرَمُ وَ لَكَ الْأَمْرُ وَ لَكَ الْمَجْدُ وَ لَكَ الشُّكْرُ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ يَا وَاحِدُ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ اكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي وَ اقْضِ دَيْنِي وَ وَسِّعْ عَلَيَّ فِي رِزْقِي فَإِنَّكَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ كُلَّ أَمْرٍ حَكِيمٍ تَفْرُقُ وَ مَنْ تَشَاءُ مِنْ خَلْقِكَ تَرْزُقُ فَارْزُقْنِي وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْقَائِلِينَ النَّاطِقِينَ وَ اسْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِكَ أَسْأَلُ وَ إِيَّاكَ قَصَدْتُ وَ ابْنَ نَبِيِّكَ اعْتَمَدْتُ وَ لَكَ رَجَوْتُ فَارْحَمْنِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ خدايا تويى زنده به خود پاينده برتر بزرگ، آفريننده روزى بخش، زندگى بخش ميراننده، آغاز كننده پديدآورنده، بزرگى توراست، برتری توراست، سپاس از آن توست، نعمت و جود، كرم و فرمان، بزرگواری و شكر تنها توراست، يگانه اى، شريكى براى تو نيست، اى يگانه اى يكتا، اى مقصود خلق، اى آن كه نزاده و زاده نشده و برايش همتايى نبوه، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بيامرز و به من رحمت آر، و نيازهاى مهمّ مرا كفايت فرما، بدهكارى ام را ادا كن، روزى ام را وسعت ده، به درستى كه تو در اين شب هر كار استوارى را مقدّر مى كنى، و هركه از خلق خود را بخواهى روزى می دهى، پس مرا روزى ده كه تو بهترين روزى دهندگانى، تو گفتى و تو بهترين گوينده و سخنگويى: «از فضل خدا بخواهيد» بنابر اين از فضلت می خواهم، و تو را قصد كردم و به فرزند پيامبرت اعتماد نمودم، و به تو اميد بستم، بر من رحم كن، اى مهربان ترين مهربانان.

ششم: دعايى را بخواند كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله در اين شب ميخواندند اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْيَتِكَ مَا يَحُولُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ مَعْصِيَتِكَ وَ مِنْ طَاعَتِكَ مَا تُبَلِّغُنَا بِهِ رِضْوَانَكَ وَ مِنَ الْيَقِينِ مَا يَهُونُ عَلَيْنَا بِهِ مُصِيبَاتُ الدُّنْيَا اللَّهُمَّ أَمْتِعْنَا بِأَسْمَاعِنَا وَ أَبْصَارِنَا وَ قُوَّتِنَا مَا أَحْيَيْتَنَا وَ اجْعَلْهُ الْوَارِثَ مِنَّا وَ اجْعَلْ ثَارَنَا عَلَى مَنْ ظَلَمَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَى مَنْ عَادَانَا وَ لا تَجْعَلْ مُصِيبَتَنَا فِي دِينِنَا وَ لا تَجْعَلِ الدُّنْيَا أَكْبَرَ هَمِّنَا وَ لا مَبْلَغَ عِلْمِنَا وَ لا تُسَلِّطْ عَلَيْنَا مَنْ لا يَرْحَمُنَا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ خدايا از خشيتت چنان نصيب ما كن، كه بين ما و نافرمانى تو حايل شود، و از طاعتت آنچه كه ما را به خشنودى ات برساند، و از يقين به قدرى كه گرفتاري هاى دنيا را بر ما آسان سازد، خدايا مار را به گوشهاي مان و ديدگانمان و نيروهايمان تا گاهى كه ما را زنده میدارى بهره مند گردان، و آن را وارث ما قرار بده، و انتقام ما را بر عهده كسى قرار ده كه بر ما ستم روا داشته، و ما را بر كسى كه با ما دشمنى ورزيده يارى ده، و مصيبت ما را در دين ما قرار نده، و دنيا را بزرگ ترين انديشه و نهايت دانش ما قرار مده، و آن را كه به ما رحم نمی كند بر ما چيره مكن، به مهربانى ات اى مهربان ترين مهربانان.

اين دعا دعاى جامع و كاملى است كه خواندن آن در اوقات ديگر هم، مغتنم است، و از كتاب «غوالى اللئالى» چنين روايت شده كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله همواره اين دعا را مى خواندند.

هفتم: بخواند صلوات هر روز را كه هنگام زوال [هنگام ظهر شرعى] می خواند: اللّهم صلّ على محمّد و ال محمّد شجرة النّبوّة و موضع الرّسالة.

هشتم: دعاى كميل را بخواند كه ورودش در اين شب است، و به طور كامل در باب اوّل گذشت.

نهم: هر يك از ذكرهاى «سبحان اللّه» و «الحمد للّه» و «اللّه اكبر» و «لا اله الاّ اللّه» را صد مرتبه بگويد، تا خداى تعالى همه گناهان گذشته او را بيامرزد، و حاجتهاى دنيا و آخرت او را برآورد.

دهم: شيخ طوسى در كتاب (مصباح) از ابو يحيى در ضمن خبرى در فضيلت شب نيمه شعبان روايت كرده است كه گفت: به مولاى خود امام صادق عليه السّلام گفتم: بهترين دعاها در اين شب كدام است؟ فرمود: هرگاه نماز عشا را بجا آوردى، دو ركعت نماز به اين ترتيب بخوان در ركعت اول سوره «حمد» و سوره «كافرون» و در ركعت دوم سوره «حمد» و سوره «توحيد» و چون سلام دادى، بگو: «سبحان اللّه» سى وسه مرتبه، و «الحمد للّه» سى وسه مرتبه و «اللّه اكبر» سى وچهار مرتبه، سپس بگو: يَا مَنْ إِلَيْهِ مَلْجَأُ الْعِبَادِ [يَلْجَأُ الْعِبَادُ] فِي الْمُهِمَّاتِ وَ إِلَيْهِ يَفْزَعُ الْخَلْقُ فِي الْمُلِمَّاتِ يَا عَالِمَ الْجَهْرِ وَ الْخَفِيَّاتِ [وَ] يَا مَنْ لا تَخْفَى عَلَيْهِ خَوَاطِرُ الْأَوْهَامِ وَ تَصَرُّفُ الْخَطَرَاتِ يَا رَبَّ الْخَلائِقِ وَ الْبَرِيَّاتِ يَا مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ الْأَرَضِينَ وَ السَّمَاوَاتِ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَمُتُّ إِلَيْكَ بِلا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ فَيَا لا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ اجْعَلْنِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ مِمَّنْ نَظَرْتَ إِلَيْهِ فَرَحِمْتَهُ وَ سَمِعْتَ دُعَاءَهُ فَأَجَبْتَهُ وَ عَلِمْتَ اسْتِقَالَتَهُ فَأَقَلْتَهُ وَ تَجَاوَزْتَ عَنْ سَالِفِ خَطِيئَتِهِ وَ عَظِيمِ جَرِيرَتِهِ فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِكَ مِنْ ذُنُوبِي وَ لَجَأْتُ إِلَيْكَ فِي سَتْرِ عُيُوبِي اللَّهُمَّ فَجُدْ عَلَيَّ بِكَرَمِكَ وَ احْطُطْ خَطَايَايَ بِحِلْمِكَ وَ عَفْوِكَ وَ تَغَمَّدْنِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ بِسَابِغِ كَرَامَتِكَ وَ اجْعَلْنِي فِيهَا مِنْ أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ اجْتَبَيْتَهُمْ لِطَاعَتِكَ وَ اخْتَرْتَهُمْ لِعِبَادَتِكَ وَ جَعَلْتَهُمْ خَالِصَتَكَ وَ صَفْوَتَكَ .

اى آن كه پناه بندگان در سختي ها به سوى اوست، و بندگان در رخدادهاى ناگوار به سوى او پناه می برند، اى داناى آشكار و نهان، اى آن كه خيالات وهم و فكر، و آنچه را اوهام در نظر مى آورد بر او پنهان نمى ماند، اى پروردگار خلايق و آفريده ها، اى آن كه ملكوت زمين ها و آسمان ها به دست اوست، تويى خدا، معبودى جز تو نيست، به اينكه معبودى جز تو نيست توسّل مى جويم، پس اى آن كه معبودى جز تو نيست، مرا در اين شب از كسانى قرار ده كه به ايشان نظر كردى و به آنان رحم نمودى، و دعايشان را شنيدى پس اجابت كردى و درخواست گذشت از گناهشان را دانستى، پس ايشان را آمرزيدى، و از خطاى گذشته و گناه بزرگشان درگذشتى، به تحقيق از گناهانم به تو پناه آوردم، و براى پرده پوشى عيب هايم به تو پناهنده شدم، خدايا! با كرم و فضلت بر من ببخش، و به بردبارى و گذشت خطاهايم را بريز، و مرا در اين شب با كرامت كاملت فرو پوشان، و از اوليايت كه براى طاعتت برگزيدى، و براى عبادتت اختيار كردی و خالص و برگزيده درگاهت نمودى قرار ده.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِمَّنْ سَعَدَ جَدُّهُ وَ تَوَفَّرَ مِنَ الْخَيْرَاتِ حَظُّهُ وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ سَلِمَ فَنَعِمَ وَ فَازَ فَغَنِمَ وَ اكْفِنِي شَرَّ مَا أَسْلَفْتُ وَ اعْصِمْنِي مِنَ الازْدِيَادِ فِي مَعْصِيَتِكَ وَ حَبِّبْ إِلَيَّ طَاعَتَكَ وَ مَا يُقَرِّبُنِي مِنْكَ وَ يُزْلِفُنِي عِنْدَكَ سَيِّدِي إِلَيْكَ يَلْجَأُ الْهَارِبُ وَ مِنْكَ يَلْتَمِسُ الطَّالِبُ وَ عَلَى كَرَمِكَ يُعَوِّلُ الْمُسْتَقِيلُ التَّائِبُ أَدَّبْتَ عِبَادَكَ بِالتَّكَرُّمِ وَ أَنْتَ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِينَ وَ أَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبَادَكَ وَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ اللَّهُمَّ فَلا تَحْرِمْنِي مَا رَجَوْتُ مِنْ كَرَمِكَ وَ لا تُؤْيِسْنِي مِنْ سَابِغِ نِعَمِكَ وَ لا تُخَيِّبْنِي مِنْ جَزِيلِ قِسَمِكَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ لِأَهْلِ طَاعَتِكَ وَ اجْعَلْنِي فِي جُنَّةٍ مِنْ شِرَارِ بَرِيَّتِكَ رَبِّ إِنْ لَمْ أَكُنْ مِنْ أَهْلِ ذَلِكَ فَأَنْتَ أَهْلُ الْكَرَمِ وَ الْعَفْوِ وَ الْمَغْفِرَةِ، خدايا! مرا از كسانى كه كوشش شان قرين سعادت شد، و بهره شان از خيرات كامل گشت قرار ده، و نيز مرا از كسانى قرار ده كه سلامت يافتند و نعمت پذير و رستگار گشته پس بهره بردند، و مرا از گزند آنچه پشت سر گذاردم كفايت فرما، و از زياده روی در معصيتت نگاه دار، طاعتت و هر آنچه مرا به تو نزديك می سازد و مقرّب درگاهت مى نمايد محبوب من قرار ده، سرورم هر فرارى به تو پناه می آورد، و هر جوينده به تو التماس مى كند، و هر عذرخواه توبه كار بر كرم تو تكيه مى زند، بندگانت را با احترام گذرادن به آنان ادب كردى و تو كريم ترين كريمانى، و بندگانت را دستور به گذشت دادی و تويى آمرزنده مهربان.

خدايا! مرا نسبت به آنچه از كرمت اميدوارم بى بهره مكن، و از نعمتهاى كاملت نااميد مساز، و از بهره فراوانت كه در اين شب براى اهل طاعتت مقرّر نموده اى بى نصيب مكن، و مرا از شرار مخلوقاتت در سپر استوارى قرار ده، پرودگارا هرچند سزاوار آن همه عنايت نباشم، ولى تو اهل كرم و گذشت آمرزشى، وَ جُدْ عَلَيَّ بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ لا بِمَا أَسْتَحِقُّهُ فَقَدْ حَسُنَ ظَنِّي بِكَ وَ تَحَقَّقَ رَجَائِي لَكَ وَ عَلِقَتْ نَفْسِي بِكَرَمِكَ فَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ وَ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِينَ اللَّهُمَّ وَ اخْصُصْنِي مِنْ كَرَمِكَ بِجَزِيلِ قِسَمِكَ وَ أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَ اغْفِرْ لِيَ الذَّنْبَ الَّذِي يَحْبِسُ عَلَيَّ [عَنِّي ] الْخُلُقَ وَ يُضَيِّقُ عَلَيَّ الرِّزْقَ حَتَّى أَقُومَ بِصَالِحِ رِضَاكَ وَ أَنْعَمَ بِجَزِيلِ عَطَائِكَ وَ أَسْعَدَ بِسَابِغِ نَعْمَائِكَ فَقَدْ لُذْتُ بِحَرَمِكَ وَ تَعَرَّضْتُ لِكَرَمِكَ وَ اسْتَعَذْتُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَ بِحِلْمِكَ مِنْ غَضَبِكَ فَجُدْ بِمَا سَأَلْتُكَ وَ أَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْكَ أَسْأَلُكَ بِكَ لا بِشَيْ ءٍ هُوَ أَعْظَمُ مِنْكَ .

بر من چنان كه شايسته آنى مرحمت فرما، نه چنان كه سزاوار آنم، زيرا گمانم به تو نيكو است، و اميدم تو برجا، و به كرمت آويخته ام، پس تو مهربان ترين مهربانانى، و كريم ترين كريمانى، خدايا! خاص گردان مرا از روى كرمت به فراوانى روزى، و پناه می آورم به عفوت از عقابت، و بيامرز بر من گناهى را كه زشت خويى آورد، و روزى را بر من تنگ مى كند، تا به خشنودى درخورت بپا خيزم، و به فراوانی عطايت متنعم شوم، و به نعمت هاى كاملت خوشبخت گردم، هرآينه به آستانت پناه آوردم، و متعرّض كرمت شدم، و به عفوت از مجازاتت، و به بردبارى ات از خشمت پناه بردم، پس ببخش مرا آنچه كه از تو درخواست نمودم، و به من برسان آنچه را از تو خواهش كردم، از تو مى خواهم به حق خودت نه به چيزى كه بزرگتر از تو باشد كه چيزى بزرگتر از تو نيست.

آنگاه به سجده مى روى و مى گويى: پرودگارا «يا ربّ» بيست مرتبه، خدايا «يا اللّه» هفت مرتبه، جنبش و نيرويى جز به خدا نيست هفت مرتبه، خواست خواست خدا است ده مرتبه، نيرويى جز به خدا نيست ده مرتبه، پس صلوات مى فرستى بر پيامبر و آل او عليهم السّلام.

و از خدا حاجت خود را می خواهى، پس سوگند به خدا كه اگر در پى اين عمل، به عدد قطرات باران حاجت بخواهى هرآينه خدا (عزّ و جل) به كرم فراگير و فضل بزرگش، آن حاجت را به تو مى رساند.

يازدهم: شيخ طوسى و كفعمى فرموده اند كه در اين شب اين دعا را بخواند: إِلَهِي تَعَرَّضَ لَكَ فِي هَذَا اللَّيْلِ الْمُتَعَرِّضُونَ وَ قَصَدَكَ الْقَاصِدُونَ وَ أَمَّلَ فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ الطَّالِبُونَ وَ لَكَ فِي هَذَا اللَّيْلِ نَفَحَاتٌ وَ جَوَائِزُ وَ عَطَايَا وَ مَوَاهِبُ تَمُنُّ بِهَا عَلَى مَنْ تَشَاءُ مِنْ عِبَادِكَ وَ تَمْنَعُهَا مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ الْعِنَايَةُ مِنْكَ وَ هَا أَنَا ذَا عُبَيْدُكَ الْفَقِيرُ إِلَيْكَ الْمُؤَمِّلُ فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ فَإِنْ كُنْتَ يَا مَوْلايَ تَفَضَّلْتَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ عُدْتَ عَلَيْهِ بِعَائِدَةٍ مِنْ عَطْفِكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْخَيِّرِينَ الْفَاضِلِينَ وَ جُدْ عَلَيَّ بِطَوْلِكَ وَ مَعْرُوفِكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً إِنَّ اللَّهَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَ فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ.

الهى در اين شب روى آوردند به سوى تو روى آورندگان، و قصد تو نمودند قصدكنندگان، و فضل و احسانت را آرزو كردند جويندگان، از جانب تو در اين شب نسيم هاى رحمت و هدايا و عطاها و مواهبى است كه به هركس از بندگانت بخواهى تفضّل می كنى، و از هركس كه پيشينه عنايتت شامل حال او نگشته باز مى دارى، هم اينك من اين بنده كوچك تو، نيازمند به تو، احسان و نيكى ات را آرزومندم، چنانچه اى مولاى من در جايگاهى كه در اين شب بر يكى از بندگانت احسان نمودى، و بر او جايزه اى عطا كردى، پس بر محمّد و خاندان محمّد كه پاكان و پاكيزگان و نيكوكاران و برترينند درود فرست، و از نعمت و نيكى ات بر من ببخش اى پروردگار جهانيان، و درود خدا و سلام بسيار بر محمّد خاتم پيامبران و خاندان پاكش باد، به درستى كه خدا ستوده و بزرگوار است.

خدايا! تو را مى خوانم آنچنان كه فرمان دادى، پس دعايم را به اجابت برسان همانطوركه وعده فرمودى، كه تو هرگز از وعده خويش تخلّف نكنى.

و اين دعايى است كه در سحرها در پى نماز شفع خوانده میشود.

دوازدهم: بعد از هر دو ركعت از نماز شب و شفع، و بعد از دعاهاى وتر دعايى را كه شيخ طوسى و سيّد ابن طاووس روايت كرده اند بخواند.

سيزدهم: سجده ها و دعاهايى را كه از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روايت شده بجا آورد از جمله روايتى است كه شيخ از حمّاد بن عيسى از ابان بن تغلب روايت كرده كه گفت، امام صادق عليه السّلام فرمودند: شب نيمه شعبانى فرا رسيد، رسول خدا در آن شب در منزل عايشه بود، چون شب به نيمه رسيد از بستر خود براى عبادت برخاست، هنگامی كه عايشه بيدار شد، دريافت كه پيامبر از خوابگاه خويش بيرون رفته، وى را همچون اغلب زنان وسوسه گرفت، گمان كرد آن حضرت نزد همسر ديگرى از همسرانش رفته، از جا برخاست و چادرش را بر خود پيچيد و سوگند به خدا كه چادر او از ابريشم و كتان نبود، تارش از مو، و پودش از كرك شتر مايه داشت، حجره به حجره در حجره هاى زنان رسول خدا جستجو مى كرد، در اين ميان كه در جستجوی آن حضرت بود، ناگهان نگاهش به رسول خدا افتاد كه مانند جامه اى بر زمين چسبيده در حال سجده است، به نزديك آن حضرت رفت، شنيد در سجده اش چنين مى گويد: سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي هَذِهِ يَدَايَ وَ مَا جَنَيْتُهُ عَلَى نَفْسِي يَا عَظِيمُ [عَظِيما] تُرْجَى [يُرْجَی] لِكُلِّ عَظِيمٍ اغْفِرْ لِيَ الْعَظِيمَ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ إِلّا الرَّبُّ الْعَظِيمُ.

همه هستى و انديشه ام برايت سجده كرد، و دلم به تو ايمان آورد، اين است دستانم و آنچه بر خود جنايت كردم اى بزرگى كه براى هر كار بزرگى به او اميد است، از من گناه بزرگ را بيامرز، زيرا گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ نمی آمرزد.
سپس سر مبارك خويش را از سجده برداشت، و دوباره به سجده برگشت، عايشه شنيد كه آن حضرت مى گويد: أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ انْكَشَفَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ وَ صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ مِنْ فُجْأَةِ نَقِمَتِكَ وَ مِنْ تَحْوِيلِ عَافِيَتِكَ وَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي قَلْباً تَقِيّاً نَقِيّاً وَ مِنَ الشِّرْكِ بَرِيئا لا كَافِراً وَ لا شَقِيّاً پناه می آورم به نور جلوه ات كه آسمان ها و زمين ها بر آن روشن شد، و تاريكي ها با آن برطرف گشت، و با ان كار گذشتگان و آيندگان اصلاح شد، از فرا رسيدن عذاب نابهنگامت و از دگرگونى عافيتت، و از زايل شدن نعمتت.

خدايا! دل با تقوا و صفا يافته، و بيزار از شرك، نه كافر و بدبخت روزى من گردان.

سپس دو طرف روى خود را بر خاك نهاد و گفت: عَفَّرْتُ وَجْهِي فِي التُّرَابِ وَ حُقَّ لِي أَنْ أَسْجُدَ لَكَ.

روى خويش را به خاك ساييدم، و مرا سزاست كه تو را سجده كنم.

آنگاه كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خواست به اطاق برگردد، عايشه با شتاب به جانب بستر خويش رفت، و هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به خوابگاه خويش آمد، شنيد كه عايشه بلند نفس می زند، فرمود: اين بلند نفس زند چيست؟ آيا ندانستى كه امشب چه شبى است؟ اين شب نيمه شعبان است كه در آن روزي ها قسمت مى شود، و زمان مرگ اشخاص ثبت مى گردد، و نام كسانی كه بايد به حج بروند نوشته می شود، به درستى كه خداى تعالى آمرزد از ميان خلق خود بيش از عدد موهاى بزهاى قبيله كلب را، و در اين شب خداى تعالى فرشتگان را از عالم بالا به سوى مكه در زمين مى فرستد.

چهاردهم: نماز جناب جعفر طيّار را بجا آورد، چنان كه شيخ از امام رضا عليه السّلام روايت كرده.

پانزدهم: نمازهاى اين شب را بجا آورد كه بسيار است، از جمله نمازى است كه ابو يحيى صنعانى از امام باقر و امام صادق عليه السّلام روايت كرده، و همچنين سى نفر از كسانى كه مورد اطمينان و اعتماد هستند از آن دو بزرگوار روايت كرده اند كه هرگاه شب نيمه شعبان فرا رسيد چهار ركعت نماز بجا آور به اين ترتيب كه در هر ركعت سوره «حمد» و پس از آن صد مرتبه سوره «توحيد» را بخوان.

و چون فارغ شدى بگو: اللَّهُمَّ إِنِّي إِلَيْكَ فَقِيرٌ وَ مِنْ عَذَابِكَ خَائِفٌ مُسْتَجِيرٌ اللَّهُمَّ لا تُبَدِّلْ اسْمِي وَ لا تُغَيِّرْ جِسْمِي وَ لا تَجْهَدْ بَلائِي وَ لا تُشْمِتْ بِي أَعْدَائِي أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقَابِكَ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ عَذَابِكَ وَ أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ وَ فَوْقَ مَا يَقُولُ الْقَائِلُونَ.

خدايا! نيازمند به توام، و از عذابت بيمناك و به تو پناهنده ام، خدايا! نامم را از گروه بندگان به گروهى ديگر تبديل مكن، جسمم را تغير مده، آزمونم را سخت مكن، دشمن شادم مساز، پناه مى آورم به عفوت از مجازاتت، و به رحمتت از عذابت، و به خشنويت از خشمت، و به تو از تو، ثنايت بس بزرگ است، تو چنانى كه خود بر خويش ثنا كردى و برتر از آنچه گويندگان گويند.
و بدان كه براى خواندن صد ركعت نماز در اين شب به اين ترتيب كه در هر ركعت سوره «حمد» يك مرتبه و سوره «توحيد» ده مرتبه خوانده شود، فضيلت بسيار بسيار وارد شده، و در اعمال ماه رجب دستور العمل شش ركعت نماز در اين شب با سوره هاى «حمد» و «تبارك» و «ليس» و «توحيد» گذشت[۱].

[۱] . شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، فضیلت شب نیمه شعبان، صفحات ۳۳۶-۳۴۸٫