post

حکم ازدواج موقت با اهل سنت بدون اذن پدر

سؤال ۸۴: آیا ازدواج موقت با یک زن سنی بدون اجازه پدرش جایز است? از آنجایی که پدر وی یک سنی متعصب است، تصور می شود که ایشان عقیده ای به مشروعیت ازدواج موقت ندارند، در نتیجه اجازه نخواهند داد. -ضمناً این خانم قبلاً ازدواج نکرده اند-. هر چند که باکره نیستند (چرا که قبلاً بکارت وی از طریق دیگری (به غیر از ازدواج) از بین رفته است). بیشتر

post

فلسفۀ عده نگه داشتن زن

سؤال ۲۵: با توجه به این که در دین مبین اسلام با زن یائسه و زنی که با شوهرش نزدیکی نکرده بلا فاصله بعد از طلاق می‌شود ازدواج کرد و عده طلاق ندارد سئوال من این است که با زنی که همیشه با کاندوم عمل نزدیکی را انجام داده، می‌شود بلا فاصله ازدواج کرد؟ با فرض فاحشه بودن آن زن جواب سئوال چیست؟ البته باید توجه داشت عده طلاق برای جلو گیری از اختلاط نسل می‌باشد و با استفاده ار کاندوم این مسئله حل می‌شود.

پاسخ ۲۵: عِدّه در اصطلاح فقها عبارت از تـربـّص (حـالت انـتـظـار) شـرعـى اسـت كـه زن بـعـد از طـلاق و زوال نـكـاح و يـا وفـات لازم اسـت مـدّتـى درنـگ كـرده، سـپـس شـوهـر ديـگـر اخـتـيـار كند. بعبارتی دیگر عده یعنی زمانی که یک زن به سبب طلاق ویا مرگ شوهرش ویا در اثر وطی شبهه ، باید انتظار بکشد وجایز نیست ـ در این مدت ـ با دیگری ازدواج کند.[۱]

همه مراجع معظم تقلید در پاسخ به این سؤال که آیا با توجه به پیشرفت های علمی، استفاده از دارو (خوراكى ،تزريقى) و يا به كار بردن وسايل پيشگيرى پزشكى، که به طور قطع از باردارى زن جلوگيرى می کند؛ آیا نگهداشتن عده لازم است، فرموده اند: “آرى، بايد عده نگه دارند.”[۲]

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (حفظه الله) در این خصوص می فرمایند: نگه داشتن عده یک دستور شرعی ودینی است وشرع حتی در مواردی که زن علم دارد حامله نیست واجب ولازم دانسته است که زن عده نگه دارد وانسان متدین ومعتقد خود را به اجرای آن ملتزم می داند اگر چه فلسفه وعلت آن برای اومعلوم نباشد.[۳]

برای زن، در ازدواج موقت اگر یائسه یا صغیره[۴] نباشد، بعد از دخول، نگه داشتن عده واجب است. امام خمینی (ره) در این زمینه فرموده اند:

“زنى که نُه سالش تمام شده و یائسه نیست اگر صیغه شود؛ مثلاً یک ماهه یا یک ساله، چنانچه شوهرش با او نزدیکی نماید و مدّت آن زن تمام شود یا شوهر مدّت را به او ببخشد در صورتى که حیض مى بیند باید به مقدار دو حیض و اگر حیض نمى‌بیند، چهل و پنج روز باید از شوهر کردن خوددارى نماید؛[۵] یعنی عدّه ازدواج موقّت بعد از تمام شدن مدّت، در صورتى که عادت ماهانه مى‌بیند، به مقدار دو حیض کامل است و اگر عادت نمى‌بیند چهل و پنج روز تمام است.[۶]

اما زن یائسه لازم نیست عده نگه دارد. مراد از زن یائسه زنان پنجاه ساله غیر قرشیه و شصت ساله قرشیه است. اما زنى که بچه‌دار نمی شود یائسه محسوب نمى‌شود و باید بعد از ازدواج عده نگه دارد.

برخی از دلایل عده نگه داشتن زن به شرح زیر است:

جلوگیری از اختلاط انساب: نگه داشتن عده بهترین راه جلوگیری‌ از اختلاط انساب است‌، برای‌ این‌ که‌ اگر فرزندی‌ متولد شد، به‌ طور یقین‌ مشخص‌ باشد که‌ پدرش چه‌ کسی‌ است‌ و در نتیجه‌ محارم‌ این‌ فرزند معلوم‌ باشد و بداند با چه‌ کسانی‌ نمی‌تواند ازدواج‌ کند و نیز معلوم‌ باشد که از چه کسی ‌ارث‌ می برد‌ و چه کسی از او ‌ارث‌ می برد‌ و… .

رعایت بهداشت و جلوگیری از بیماری: نگه داشتن عده موجب بهداشت‌ جسمی‌ و روحی‌ طرفین است‌. چنانچه‌ می‌دانید بسیاری‌ از بیماری‌های‌ خطرناک‌ در اثر مقاربت‌ حاصل‌ می‌گردد و عده‌، خود به‌ منزله‌ قرنطینه‌ای‌ برای‌ پیشگیری‌ از آن‌ به‌ شمار می‌رود.

موضوع‌ بهداشت‌ روانی‌ نیز مسئله‌ای‌ جدی‌ است‌؛ چرا که‌ ارتباطات جنسی ‌بدون‌ فاصله‌ زمانی، زیان‌های‌ روحی‌ شدیدی‌ را از نظر فردی‌ و اجتماعی‌ وارد می‌سازد که‌ بر متخصصان‌ مسائل‌ اجتماعی‌ پوشیده‌ نیست‌.

جلوگیری از هوسرانی و بی بندباری: این محدودیت زمانی تا حدودى جلوى هوس رانی ها و بی بند و باری های زن و مرد را مى‌گیرد.

ارج نهادن به شخصیت و کرامت انسانی زن: بدیهی است خدای متعال در تشریع احکام کرامت و شخصیت انسان را در نظر داشته، چه شخصیت فردی و چه اجتماعی. بنابراین، ممکن است این مسئله (نگه داشتن عده) ناظر به حکم این چنینی باشد؛ یعنی در نظر گرفتن شخصیت و کرامت انسانی زن در جامعه به عنوان یک انسان و عدم نگاه به او به عنوان یک کالا.

رعایت این مقررات خود موجب بالا رفتن جایگاه ارزشی زنان در جامعه بشری است؛ چرا که دین اسلام به زن به عنوان انسانی کامل و مستقل و با حقوقی همانند حقوق مردان می نگرد، نه به عنوان یک کالای مصرفی و بی ارزشی که هر لحظه ای مردان هوسران اراده کنند در اختیار آنان باشد. نگه داشتن عده به زن ارزش و شخصیت می بخشد.

اینها تنها بخشی از حکمت های وجوب نگه داشتن عده در ازدواج موقت است که تا اکنون برای ما روشن شده است، اما به یقین این حکم خداوند علیم و حکیم همانند دیگر احکام او دارای حکمت ها و منافع دیگری است که خداوند در آن قرار داده است.[۷]

گفتنی است که فلسفه عده نگه داشتن به غیر از موارد مذکور، حکمت‌ها و دلایل دیگری دارد که ما از همه آنها اطلاع نداریم. علت واقعى عده، مانند بسیاری از اسرار امور عالم، بر ما مخفى است و آنچه گفته مى‏شود – از قبيل انعقاد نطفه، حريم زوجيت و… – از حكمت‏هاى آن به شمار مى‏آيد. از اين رو اگر مرد سال‏ها نيز جدا از زن خود زندگى كند، يا در مسافرت باشد، باز بايد زن عده نگه دارد.

به همین جهت تنها استفاده از کاندوم یا هر پوشش دیگری که مانع انتقال منی مرد به زن شود نمی‌تواند تغییری در حکم ایجاد کند.

البته، ازدواج موقت با فواحش هر چند کراهت دارد، ولی حرام نیست و چون در شرع اسلام برای چنین زنانی احترامی قرار داده نشده، در ازدواج با ایشان رعایت عده نیز لازم نیست.[۸] ولی به این دلیل که ازدواج با این افراد در بعضی از موارد، ایجاد مشکلات جسمی و روحی و حیثیتی می‌نماید، توصیه می‌شود که برای جلوگیری از بروز مشکلات احتمالی، سزاوار است که جوانب احتیاط را مراعات نموده، از جمله این که این ازدواج را به صورت رسمی به ثبت برساند و یا افراد مورد اعتمادی را به عنوان شاهد در نظر بگیرد.

[۱] . سایت رسمی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، پرسش و پاسخ، عده.

[۲] آيت الله فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۶۱۸؛ آيت الله مكارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۱۲۰ و ۱۱۲۱؛ توضيح المسائل مراجع، م ۲۵۱۱؛ صافى، جامع الاحكام، ج ۲، س ۱۳۱۳؛ آيت الله نورى، توضيح المسائل، م ۲۵۰۶؛ آيت الله تبريزى، استفتاءات، س ۱۷۱۲؛ آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م ۲۵۲۰؛ امام خمينى، استفتاءات، ج ۳، عده طلاق، س ۶۴ و دفتر: آيات عظام خامنه‏اى، بهجت و سيستانى.

[۳] . سایت رسمی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، پرسش و پاسخ، عده.

[۴] . مسئله ۴۸ بر طبق مذهب امامیه زن مطلّقه یائسه و صغیره گرچه با آنها نزدیکى شده باشد عدّه ندارند. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‌۲ ، ص ۸۹۶.

[۵] . توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‌۲، ص ۵۲۶، م ۲۵۱۵.

[۶] . همان، (مکارم). م ۲۵۱۵ ، ص ۵۲۶.

[۷] . برای آگاهی بیشتر به سایت ویکی پرسش، فلسفه عده زن مراجعه فرمایید.

[۸]. ر.ک: شیخ انصارى، مرتضى، صراط النجاة، ص ۲۴۳، م ۹۲۵، كنگره جهانى بزرگداشت شيخ اعظم انصارى، قم، اول، ۱۴۱۵ ه‍ ق.

post

اجازه پدر در ازدواج موقت و دائم

سؤال ۲۳: من دختری ۱۹ ساله هستم که با پسری دوستم خیلی هم دوسش دارم او هم مرا دوست دارد. و می دانم که با او به خوشبختی می رسم ما تصمیم گرفتیم برای اینکه رابطه مان گناه نباشد به هم محرم بشویم یعنی عقد موقت کنیم در حالی که خانواده من از رابطه مان با خبرند و مخالفتی ندارند فقط پدرم خبر ندارد که می دانم اگر بفهمد مخالفتی ندارد اما نمی خواهم الان اطلاع پیدا کند حداقل تا زمانی که پسر به خواستگاری ام بیاد و بخواهیم عقد دائم کنیم به نظر شما در این صورت برای عقد موقت اجازه ی پدرم شرط است یا نه؟ خواهشمندم کاملا توضیح بدهید با تشکر.

جواب ۲۳: افراد متعهد و متدین در دوران نامزدی (قبل از ازدواج)، نگران هستند که مبادا در رابطه خود با همسر آینده شان مرتکب حرام شوند. باید روشن شود که چه رابطه ای ممکن است گناه باشد؟ صحبت کردن تا به تفاهم رسیدن؟ یا روابط جنسی؟

روابط دوران نامزدی اگر در حد صحبت کردن و رد و بدل ایده ها و سلیقه ها است، نیز با اطلاع خانواده ها  و به منظور شناخت طرفین از یکدیگر باشد، در این صورت نیازی به خواندن صیغه محرمیت ندارد.

اما اگر روابط فراتر از این و به همراه مسائل جنسی باشد، قطعاً اشکال شرعی داشته و حرام است و برای جلوگیری از هر گونه رابطه غیر شرعی لازم است صیغه عقد ازدواج خوانده شود. چون بواسطه عقد ازدواج، زن و مرد به يكديگر حلال مى‏شوند و آن بر دو قِسم است: عقد دائم و عقد موقّت؛ عقد دائم آن است كه مدّت زناشوئى در آن به هيچ وجه محدود نباشد. عقد موقّت آن است كه مدّت زناشوئى در آن معيّن شود، مثلًا به مدّت يك ساعت يا يك روز يا يك ماه و يا بيشتر عقد نمايند.[۱]

بیشتر مراجع عظام تقلید، عقد نكاح (موقت یا دائم) با دختر باكره (بالغه و رشیده) را مشروط به اجازه پدر یا جد پدری می‏دانند[۲]؛ ولی اگر باكره نباشد و یا پدر و جد پدری نداشته باشد، نیازی به اجازه نیست.

آیات عظام نوری همدانی، سیستانی و امام خمینی(ره):” دختری كه به حد بلوغ رسیده و رشیده است (یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد)، اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد[۳]، باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست.”[۴]

آیات عظام خامنه‌ای، فاضل لنکرانی، صافی، وحید، تبریزی و مکارم‌شیرازی: “بنابر احتیاط واجب، باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد.”[۵]

حضرت آیت الله بهجت: بنابر احتیاط تکلیفا؛ اجازه شرط است.[۶](یعنی هر چند عقد بدون اجازه پدر باطل نیست، اما گناه و معصیت است).

معظم له در جای دیگری می فرمایند: دختری که بدون دخول شرعی – مانند زنا – بکارتش را از دست داده باشد کماکان در حکم باکره است و برای ازدواج نیاز به اذن ولی (پدر یا جد پدری) دارد.[۷]

لازم است ذکر گردد که آنچه که بنام صیغه محرمیت بین دو جنس مخالف از آن نام برده می شود عبات است از عقد موقت به شرط عدم استمتاع (بهره گیری) جنسی ،با چنین روشی می توان تنها به حد خاصی از محرمیت که خالی از مسائل زناشویی باشد دست یافت و منظور از صیغه محرمیتی که در بین مردم رایج شده است نیز همین است.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی: اگر دختر بالغ و رشیده (یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد) در تصمیم گیرى های مهم زندگی نسبت به خود مانند کارمند شدن و نسبت به مال خود مانند خرید و فروش و بخشش اموال خود از نظارت پدر و مادر مستقل نباشد ، عقد بدون اذن ولی (پدر یا جدّ پدری) جایز نیست و عقد باطل است.
و اگر مستقل هم باشد به احتیاط واجب جایز نیست ، ولی مى تواند در فرض دوم به فقیه دیگرى با رعایت تسلسل در اعلمیت رجوع کند.[۸]

برای آگاهی بیشتر به پاسخ های زیر مراجعه فرمایید:

نمایه: ازدواج: زمان مبهم در صیغه عقد موقت، سوال شماره ۱۸٫

نمایه: پرداخت مهریه در ازدواج موقت، سوال شماره ۲۱٫

[۱] . توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج‏۲، ص: ۴۴۹٫

[۲]. ظهور این عبارات در آن است که این هم شرط تکلیفی است و هم شرط وضعی یعنی هم عقد دختر باکره بدون اذن پدر حرام و هم باطل است.

[۳]. آیت الله سیستانی: (و متصدى امور زندگانى خويش نباشد).

[۴]. توضيح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۴۵۸، مسئلهٔ ۲۳۷۶؛ ر.ک: سایت آیت الله نوری همدانی، مسئله ۲۳۷۲٫

[۵]. همان.

[۶]. همان.

[۷] . همان، ازدواج موقت.

[۸] . سایت رسمی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی، پرسش و پاسخ، ازدواج دائم.

post

ازدواج: زمان مبهم در صیغه عقد موقت

سؤال ۱۸: با سلام و خسته نباشید بنده مدتی پیش با پسری که دوست داشتم و میخواستیم همدیگرو ببینیم صیغه محرمیت خوندیم و مدت اون رو هم تا آخر عمر مشخص کرد. آیا این صیغه درست است؟ اگر در حال حاضر نخواهم با او ازدواج دائم کنم چه؟ خودبخود باطل می شود؟ اکنون رابطه ای با هم نداریم و نمی خواهیم داشته باشیم بگویید در مورد صیغه چه می شود؟ باطل می شود؟

پاسخ ۱۸: نظر دفاتر مراجع عظام در خصوص سؤال مذکور به این شرح است:

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی): ازدواج دختر باكره بنابر احتياط واجب بايد با اجازه پدر يا جدّ پدرى او باشد و اگر بدون اذن پدر ازدواج صورت گيرد، احتياط واجب آن است كه يا از پدر اجازه گرفته شود و يا اينكه اگر ازدواج موقت بوده پسر بقيه مدّت را ببخشد و از يكديگر جدا شوند و اگر دائم بوده، احتياط آن است كه با اجراى صيغه طلاق از يكديگر جدا شوند.

در هر صورت مدّت در عقد موقت بايد معين و مشخص باشد و آنچه در سؤال ذكر شده (مدّت اون رو هم تا آخر عمر مشخص کرديم)، موجب تعيين و تشخص مدّت نمى‌شود و اگر مدت تعيين نشود عقد صحيح است ولى تبديل به عقد دايم مى‌شود.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی): صیغه با این شکل اشکال دارد و واقع نمی شود زیرا باید مدت مشخص باشد مثلا ده سال یا بیشتر و یا کمتر اما مادام العمر نمیشود البته احتیاطا مرد باقی مدت را بخواهد ببخشد. در صورتیکه دوشیزه بوده و اذن و اجازه پدر را نداشته اید از حیث هم عقد باطل است.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی): اين كار بدون كسب اجازۀ ولىّ دختر جايز نيست. و منظور از باكره دخترى است كه قبلا شوهر نكرده است، خواه عضو بكارت موجود باشد، يا نه.

صیغه هایی از قبیل صیغه ۹۹ ساله در حکم عقد دایم است.

در صورت امكان به شكلى رضايت پدر را جلب كند، در غير اين صورت عقد آنها اشكال دارد، و احتياط واجب آن است كه

پسر باقيماندۀ مدّت را ببخشد، و از همديگر جدا شوند و اگر عقد دائم بوده او را طلاق دهد.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی): در فرض سؤال زوج هم آن زن را احتیاطاً طلاق بدهد و هم مدت را ببخشد سپس اگر خواست به عقد دائم یا موقت به زوجیت خود در آورد.

post

قسم خوردن به قرآن و عمل نکردن به آن

سؤال ۴: اگر کسی قسم قرآن بخورد که با فلان کس ارتباطی نداشته باشد، اما بعداً از طریق عقد موقت با آن خانم ارتباط برقرار نماید، در این صورت آیا گناه کرده است؟

پاسخ ۴: اگر قسم بخورد كه كارى را انجام دهد يا ترك كند، مثلا قسم بخورد كه روزه بگيرد، يا دود استعمال نكند چنانچه عمداً مخالفت كند، بايد كفّاره بدهد؛ يعنى يك بنده آزاد كند، يا ده فقير را سير كند، يا آنان را بپوشاند و اگر اينها را نتواند بايد سه روز، روزه بگيرد[۱] و این در صورتی است که شرایط زیر را دارا باشد.

شرایط قسم خوردن:

اوّل: كسى كه قسم مى خورد بايد بالغ و عاقل باشد (و اگر مى‏خواهد راجع به مال خودش قسم بخورد بايد در حال بالغ شدن سفيه نباشد و حاكم شرع او را از تصرّف در اموالش منع نكرده باشد) و از روى قصد و اختيار قسم بخورد، پس قسم خوردن بچه و ديوانه و مست و كسى كه مجبورش كرده‏اند، درست نيست و همچنين است اگر در حال عصبانى بودن بى قصد قسم بخورد.

دوم: كارى را كه قسم مى‏خورد انجام دهد بايد حرام و مكروه نباشد، همچنین آن کاری را که قسم مى‏خورد ترك كند، بايد واجب و مستحبّ هم نباشد و اگر قسم بخورد كه كار مباحى را به جا آورد، بايد ترك آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد. نيز اگر قسم بخورد كار مباحى را ترك كند بايد انجام آن در نظر مردم بهتر از تركش نباشد.

سوم: به يكى از اسامى خداوند عالم قسم بخورد كه به غير ذات مقدس او گفته نمى‏شود؛ مانند «خدا» و «اللَّه» و نيز اگر به اسمى قسم بخورد كه به غير خدا هم مى‏گويند، ولى به قدرى به خدا گفته مى‏شود كه هر وقت كسى آن اسم را بگويد، ذات مقدّس حقّ در نظر مى‏آيد، مثل آن كه به خالق و رازق قسم بخورد صحيح است. بلكه اگر به لفظى قسم بخورد كه بدون قرينه، خدا به نظر نمى‏آيد، ولى او قصد خدا را كند بنابر احتياط بايد به آن قسم عمل نمايد.

چهارم: قسم را به زبان بياورد (ولو اینکه به عربی نباشد)[۲] و اگر بنويسد يا در قلبش آن را قصد كند صحيح نيست، ولى آدم لال اگر با اشاره قسم بخورد صحيح است.

پنجم: عمل كردن به قسم براى او ممكن باشد و اگر موقعى كه قسم مى‏خورد ممكن باشد و بعد تا آخر وقتى كه براى قسم معين كرده عاجز شود يا برايش مشقّت داشته باشد، قسم او از وقتى كه عاجز شده به هم مى‏خورد.[۳]

مستثنا:

ولى اگر براى اين كه خودش يا مسلمان ديگرى را از شرّ ظالمى نجات دهد، قسم دروغ بخورد اشكال ندارد، بلكه گاهى واجب مى‏شود و اين جور قسم خوردن غير از قسمى است كه در مسائل پيش گفته شد.[۴]

نتیجه گیری:

بنابراین، اگر انسان به یکی از اسامی خداوند قسم خورده باشد و شرایط ذکر شده نیز موجود باشد، در این صورت اگر با آن قسم مخالفت نموده، مقصر است و می بایست طبق آنچه در باب کفاره ذکر شد عمل نماید.

اما در مورد سؤال شما باید گفت: اگر چه این سوگند به جهت این که به یکی از اسامی خداوند نبوده (به خاطر قسم خوردن به لفظ قرآن)، لذا از لحاظ شرعی سوگند محسوب نمی شود و اثری بر آن مترتب نمی شود. اما از این که قسم خوردید که دیگر با آن خانم رابطه نداشته باشید کار بسیار خوبی است، اما این قسم چون به لفظ جلاله نبود قسم شرعی محسوب نمی شود اما درباره عقد موقت پاسخ این است که قسم آن را بر شما حرام نمی کند در نتیجه حنث آن موجب کفاره نمی شود.

[۱] . توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج ‏۲، ص ۶۲۳٫

[۲]. امام خمينى، سيد روح اللّٰه، نجاة العباد، ص ۳۱۵، م۱، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، تهران، اول، ۱۴۲۲ ه‍ ق.

[۳] . همان، ص ۶۲۴٫

[۴] . همان، ص ۶۲۸٫